تبليغاتX
عصر آخر الزمان
همه قوانینی که اوباما برای تسهیل فساد اخلاقی تصویب کرد:
اوباما؛ پرافتخارترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا در عرصه فساد اخلاقی!

باراک اوباما را باید موفق‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده آمریکا از آغاز استقلال این کشور در سال ۱۷۸۳ از انگلستان و حتی بسیار موفق‌تر از جرج واشنگتن، آبراهام لینکلن و جان اف کندی دانست؛ البته در زمینه فراهم کردن زمینه قانونی شدن بسیاری از مسائل غیراخلاقی و جنسی!

به گزارش رجانیوز، اوباما که با شعار «تغییر؛ ما می‌توانیم آن را باور کنیم» توانست رای مردم امریکا را به دست بیاورد و رقیب جمهوری‌خواه خود را که وارث بدنامی جورج دبلیو بوش بود، کنار بزند، در مدت فعالیت ۴ ساله خود به عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا تقریبا به شعار خود به طور جدی پایبند بوده و با رویکرد تغییر به سراغ تمام ارکان اقتصادی، نظامی، سیاسی و حتی فرهنگی آمریکا رفته است؛ تغییراتی که البته انگار زیاد به مذاق مردم این کشور خوش نیامده است.

مشکلات اقتصادی فراوان و ورشکست شدن متعدد بانک‌های بزرگ، ناکامی در برنامه تغییر در سیستم بهداشت عمومی و بیمه آمریکا که اعتراضات گسترده مردمی را به دنبال داشت و نهایتا، اعزام نیروهای بیشتر نظامی به افغانستان از جمله اقداماتی بودند که اوباما را از قله آرزوهای یانکی‌ها به قعر نارضایتی در «وال استریت» پایین کشاند.

با این حال، بررسی عملکرد و کارنامه ۴ ساله رئیس‌جمهور سیاه چهره کاخ سفید نشان می‌دهد که اوباما آنقدر‌ها هم که معترضین وال استریت و جنبش ۹۹ درصد معتقدند، عملکرد ضعیفی نداشته و توانسته نظر یک بخش از مردم این کشور را به طور کامل به خود جلب کند؛ آنهم همجنسبازان و افراد دارای فساد روحی و منش غیراخلاقی جنسی.

لغو قانون «نپرس و نگو»

اگر چه تصویب این قانون که در دهه ۱۹۷۰، خود جهش دیگری به سوی آرمان‌ها و ارزش‌های لیبرال دمکراسی و حقوق بشر امریکایی قلمداد شد اما هنوز مانعی در سیر تکاملی و شیوع همجنس‌گرایی محسوب می‌شد.

طبق این قانون، ممنوعیت همجنس‌گرایی برای نظامیان امریکایی (که بسیار شیوع دارد) لغو شد اما کسی حق نداشت که درباره تمایلات خود به کسی چیزی بگوید و یا از او بپرسد. در یک کلمه نباید مورد تبلیغ و تشویق قرار گرفته و علنی صورت می‌پذیرفت و به همین دلیل هزاران نظامی امریکایی دارای پرونده و به صورت موقت معلق شده بودند. تا آنکه «اوباما» به عنوان «ناجی همجنس‌بازان» به میدان آمد و لایحه‌ای به مجلس برد و لغو این قانون دست و پاگیر را به تصویب رساند.

آزادی رابطه با حیوانات

شاید اوباما نتوانست بر اساس وعده‌هایش، زندان گوانتانامو را تعطیل کند و شاید نتوانست به حضور نظامی در افغانستان پایان بخشد و تا سال ۲۰۱۴ نیز این حضور را به تعویق بیاندازد‌ و یا صلحی را برای خاورمیانه به ارمغان آورد اما او برای نظامیان دستاورد مهم‌تری داشت. او توانست روابط نظامیان با حیوانات را نیز به صورت یک ماده قانونی به تصویب مجلس برساند.

اوباما البته قول داده که در صورت پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا هم ممنوعیت‌ها و محرومیت‌های تولید و توزیع فیلم‌های پورنو را از میان بردارد.

ارمغان اوباما برای همجنس‌گرایان

اما اقدامات موثر و سازنده آقای رئیس‌جمهور هنوز تمام نشده و اوباما چند روز پیش مژده داد که می‌خواهد رسمیّت «ازدواج همجنس‌بازان» را به ارمغان آورد. او تاکید کرد که به علت قانونی نبودن این ازدواج، همجنس‌بازان از حقوق مدنی خود محروم مانده‌اند و این خلاف اصول و مفاد «حقوق بشر» است.

اوباما امید دارد قشرهای همجنس‌باز که سمبل‌ اجتماعی «لیبرال دموکراسی» امریکا هستند، با اکثریت قاطعی به او رأی دهند. از این رو، تبلیغات هفته گذشته را به آن‌ها اختصاص داد و با این حرکت، تیتر همه رسانه‌ها را که میت رومنی با جنجال‌هایش بر سر همجنس‌باز بودن مشاورش اشغال کرده بود، دوباره به خود اختصاص داد.

البته او در توقع و امید به این دو قشر کاملاً محق است، چرا که زحمات بسیاری برای آن‌ها متقبل شده و زحمات بسیاری کشیده است. اوباما در زمان نامزدی خود برای دور اول، با وجود اینکه این کشور با مشکلات داخلی و اجتماعی بسیاری و از جمله بی‌هویتی، ناامیدی به آینده و افسردگی جوانان، ناامنی شغلی و حتی جانی همه شهروندان و گله‌مندی همگان از خشونت‌های پلیسی بی‌ضابطه و... مواجه بود، به سربازان آمریکایی قول داد که قانون «نپرس و نگو» را ملغی خواهد کرد و این کار را هم کرد. چون گویا برای او امریکا این مهم در اولویت مشکلات اجتماعی قرار داشت.

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:42 |
گزارشگر ویژه سازمان ملل تاکید کرد:
آمریکا؛ جهنمی برای اقلیت‌های قومی و قبیله‌ای

پروژه سکتاریزاسیون (تجزیه سرزمینیِ کشور‌ها) یکی از برنامه‌های رسمی و علنی نظام سرمایه‌داری برای جلوگیری از استقلال کشورهای درحال توسعه است.

به گزارش رجانیوز، این پروژه پس از انقلاب در ایران هم به صورت جدی از سوی دشمنان ایران دنبال شده است که ثمره آن ایجاد گروهک های متعددی چون خلق عرب، خلق ترکمن، کوموله، و گروهک تروریستی ریگی است.

گروهک‌های پان‌ترک در آذربایجان، پان‌عرب در خوزستان و پان کرد در کردستان از جمله این گروهک‌ها هستند که حتی برای ایجاد ناامنی در مناطق فوق، دست به عملیات‌های گسترده تروریستی و به شهادت رساندن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان زده‌اند.

این در حالی است که آمریکا با عنوان حمایت از حقوق اقلیت‌های قومی و قبیله‌ای به اقدامات تجزیه طلبانه این گروه ها کمک های جدی کرده است. اما جالب است بدانیم امریکا در خاک خود اجازه برپایی هیچگونه آیین و مراسم قبیله‌ای را به بومیان این کشور نمی‌دهد و با اعمال فشار به آنان، مناطق تحت تملک آنان را نیز تحت اختیار خود گرفته است.

وضعیت نقش حقوق بشر در مناطق بومی‌نشین آمریکا به حدی وخیم است که سازمان ملل چندی پیش خواستار اعزام گزارشگر ویژه به این مناطق و بررسی وضعیت ساکنان آن شد؛ مساله‌ای که نهایتا منجر به ارائه یک گزارش در مجمع عمومی این سازمان شد. در گزارش «جیمز آنایا» نسبت به تحت فشار گذاشتن بومیان مناطق مختلف ایالات متحده هشدار داده شده و از دولت مرکزی خواسته شده تا ضمن کنار گذاشتن این رفتار ضدحقوق بشری، کنترل این نواحی را که در اختیار و مالکیت بومیان بوده است، به آنان بازگرداند.

متن کامل ترجمه گزارش رسمی سازمان ملل متحد که در سایت این نهاد بین‌المللی منتشر شده، در ادامه می‌آید:

«مجمع عمومی سازمان ملل در جلسه هفته گذشته به طور جدی از ایالات متحده آمریکا و مسئولان کاخ سفید خواست تا اقدامات جدی‌تری برای احترام به حقوق سرخ‌پوستان و ساکنان بومی این سرزمین انجام دهند و مردم بومی آلاسکا و هاوایی را نیز جزو ساکنان خود به شمار بیاورند و به بهانه توسعه و پیشرفت، آنان را از حقوق اولیه خود محروم نکنند.

جیمز آنایا، گزارشگر ویژه حقوق بشر در زمینه ساکنان بومی آمریکا در پایان اولین سفر خود به این کشور و بررسی وضعیت سرخ‌پوستان آمریکا، اقدامات فوری و اصلاحات گسترده در زمینه اجرای یک مشارکت جدی و واقعی با بومیان منطقه برای تعیین و تصمیم‌گیری بر سرنوشت خود در سطوح بالا را خواستار شد.

آقای آنایا همچنین همچنین در گزارش خود تاکید کرد: تامین حقوق مردمان بومی سرزمین، اهمیت دادن به نقش بومیان در توسعه اجتماعی و اقتصادی و خودمختاری و همچنین، تلاش مداوم برای حل و فصل منابع و اماکن مقدس این مردم باید از سوی دولت مرکزی مورد احترام قرار بگیرد. آمریکا باید حکومت در مناطق بومی را به صاحبان اصلی آن بازگرداند و به این راهزنی تاریخی پایان دهد.

«نیوت گینگریچ»، نامزد کنگره آمریکا در این تصویر اتهاماتی را علیه یک سرخپوست آمریکایی مطرح کرده و آن‌ها را ملتی اختراع شده خوانده است!

«میراث تاریخی پر از ظلم و ستم» در آمریکا علیه سرخ‌پوستان، عبارتی است که گزارشگر ویژه سازمان ملل از آن به عنوان یک نقطه تاریک در زندگی این مردم بیان می‌کند. وی همچنین گفت که با توجه به اخباری که از نحوه برخورد با این افراد توسط دفتر حقوق بشر سازمان ملل منتشر شده، نیاز به اقدامات فوری و ویژه در این زمینه وجود دارد.

آنایا اضافه کرد: من در بازدیدهای متعددی که از این مناطق داشتم، با مردمان بومی آنجا صحبت و گفتگو کردم و واقعا تحت تاثیر فرهنگ آنان قرار گرفتم که توسط دولت مرکزی مورد تهاجم قرار گرفته و سبب هتک آبروی فراگیر آنان در مناطق بومی‌نشین شده است. احترام به همه ملت‌ها و قبایل و اعتقادات فرهنگی در سراسر جهان باید محترم شمرده شود و دولت آمریکا هم باید به دولت قبیله‌ای سرخ‌پوستان احترام بگذارد و مانع از اعمال فشار به آنان شود.
آقای آنایا در طول سفر ۱۲ روزه خود به این مناطق، علاوه بر بومیان با مقامات دولتی واشنگتن و اوکلاهاما هم دیدار کرد و اعتراض صریح خود به نحوه برخورد با اقلیت‌های قومی را ابراز کرد. او که دارای اطلاعات کافی و ارزیابی مناسبی از وضعیت بومیان بر مبنای استانداردهای اعلامیه سازمان ملل متحد است، گزارش ویژه خود را در دو سطح ایالتی و فدرال منعکس کرده اما تاکنون جوابی نگرفته است.

اعلامیه سازمان ملل متحد که در سال ۲۰۰۷ به تصویب اکثریت اعضا رسیده، حقوق مردمان بومی را در چارچوب اعلامیه جهانی به منظور تامین حداقل‌هایی در زمینه بقا، عزت، رفاه و حقوق آنان تایید کرده و به رسمیت شناخته است.»

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:30 |
افشای پشت پرده ارتباط یک ابر رسانه با صهیونیست ها
 
ساحران هالیوودی سنگ چه کسانی را به سینه می زنند؟
 
 
 
خبرنامه دانشجویان ایران:مریم شعبان شمیرانی/ کابالا عرفان کاذب و منحرفیست که کم‌کم به فرقه پر طرفداری تبدیل گشته و روز به روز در حال گسترش است؛ بهترین وسیله برای گسترش این فرقه ضاله رسانه ای پر قدرت به نام هالیوود است، که از کودک تا بزرگسال و زن و مرد را می تواند در برابر تلویزیون و سینما و موسیقی میخ کوب کند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در این گزارش قصد داریم پرده ای از اسرار صهیونیست ها و عرفان(!) کاذب و انحرافی کابالا و "هالیوود" ابر رسانه در خدمت آن ها، برداریم. اما برای رسیدن به این مهم در ابتدای امر لازم است توضیحات و تاریخچه ای مختصر از همه ابعاد وجودی صهیونیست، کابالا و هالیوود را مطرح کنیم.
تعریف واژه صهیونیسم
واژه «صهیونیسم» برگرفته از «صهیون» (به عبری: ציון)، نام تپه‌ای در اورشلیم (که در تورات نیز به آن اشاره شده) است. ناتان برنبام برای اولین بار این کلمه را به معنای «ملی گرایی یهودی» در ژورنال «خود-رستگاری» به کار برد. صهیونیسم در ابتدا از مایه‌های مذهبی یهودیان برای اجتماع آنان در فلسطین وام می‌گرفت، با این حال صهیونیسم مدرن، بیشتر جنبشی سکولار است که بنا به ادعای خودشان در پاسخ به یهودستیزی‌های قرن ۱۹ در اروپا فعالیت می‌کند. از زمان پایه ریزی کشور اسرائیل، کلمهٴ «صهیونیسم» عموماً به معنای پشتیبانی کردن اسرائیل به عنوان کشوری برای یهودیان به کار می‌رود.
صهیونیسم یک جنبش سیاسی و ملی‌گراست که در اواخر سده ۱۹ میلادی شکل گرفت. عمده‌ترین هدف جنبش صهیونیسم، تشکیل کشوری برای یهودیان بود. این جنبش بر منابع تاریخی و مذهبی‌ای تکیه دارد که یهودیان را به سرزمین اسرائیل مرتبط می‌کند.[۱] این سرزمین همان فلسطین یا آنچه برخی آن را امروزه اسرائیل می نامند است که قوم یهود از حدود ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آنها را پراکنده ساخت) در آن ساکن بوده‌اند.
انواع صهیونیسم
صهیونیسم، اعتقادات یهودیان پراکنده در سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به فلسطین می‌نماید. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آنان بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی»*[۲]، «صهیونیسم سوسیال»*[۳]، و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب»*[۴] تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه یعنی بازگشت یهودیان به فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند.
مخالفت‌هایی با صهیونیسم در موارد مختلفی چون مخالفت‌های مذهبی، نحلهٔ فکری ملی‌گرای رقیب، و اختلاف عقیدهٔ سیاسی که این ایدئولوژی غیر اخلاقی یا غیر عملی می‌شمارد، بوجود آمده است.[۳[
سال ۱۹۷۴ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت آراء، مصوبه‌ای را به تصویب رساند که در آن صهیونیسم به عنوان شکلی از اشکال نژادپرستی معرفی شده بود. این مصوبه در پی شرط گذاری اسرائیل به حذف آن، برای شرکت در کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱، توسط سازمان ملل ملغی اعلام گردید.[۴[[۵[
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 19:43 |
هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه 70 در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز بی‌اخلاق و متجاوز است به دستور وزارت دفاع سانسور می‌شود.

رابطه سازمان سیا (آژانس اطلاعات مرکزی) آمریکا و پنتاگون و هالیوود از جمله محورهای جالب و البته کمتر پرداخته شده در موضوعات مربوط به سینماست. این رابطه در موارد بسیاری بصورت یک‌طرفه صورت می‌گیرد، به نوعی که سیا و پنتاگون نقش سانسورکننده را در هالیوود بازی می‌کنند. این سانسور اگرچه به‌صورت اخذ مجوز ساخت نیست ولی زمانی که فیلمسازان قرار است فیلمی را تولید کنند که نیازمند حمایت مالی و تجهزاتی است، آنجاست که فیلمنامه و صحنه‌هایی از فیلم باید طبق نظر آن‌ها تغییر یابد، به طوری که روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز ‌است ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود و عوامل فیلم هم به جهت نیاز به حمایت پنتاگون از فیلم به خواسته آن‌ها تن می‌دهند.

خبرگزاری فارس سعی دارد در این گزارش به این رابطه و حواشی آن بپردازد:

* روایت روزنامه گاردین از ارتباط سیا با هالیوود

سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القاء کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند،بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد بانفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند» می‌نویسد:

هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه 70 در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

* خریداری حقوق فیلم «مزرعه حیوانات» توسط سازمان سیا

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال 1950 حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سپس در سال 1954 برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

* اولین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود کیست؟

چیس براندون

«چیس براندون» با حدود 4 دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

اولین بار سال 1995 قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور «چیس براندون» در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

* فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد

با همه این اعتراض‌ها «براندون» به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»‌، «24» و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

البته او چندان هم از فیلم‌های ساخته شده راضی نبود، آن‌چنانکه درباره فیلم «بازی جاسوسی» با هنرنمایی «رابرت ردفورد» و «براد پیت» گفت: این فیلم جزء آن پروژه‌هایی است که هیچ وقت دوست نداشتم جزئی از آن باشم.

او همچنین ضمن آنکه فیلم «24» را به هیچ عنوان مورد تایید سازمان سیا نمی‌داند، درباره «هویت بورن» نیز می‌گوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه 25 به بعد او را باید آتش زد.

«چیس» که از همکاری با پروژه «سریانا» با بازی «جورج کلونی» سر باز زده است، در یکی از مصاحبه‌های خود در این‌باره می‌گوید: شخصیت «کلونی» به عنوان مامور سابق سازمان سیا در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژه هیچ‌وقت همکاری نمی‌کنم.

* نظر نماینده سیا درباره فیلم جیمز باند

«براندون» در یکی دیگر از مصاحبه‌های خود درباره فیلم «جیمز باند» نیز این‌گونه می‌گوید: «جیمزباند»، بدترین فیلم جاسوسی است که تاکنون ساخته شده است. مامور 007 در این فیلم بدون آنکه هویت خود را پنهان کند مرتبا درگیر جنگ‌های خونین و فرارهای نمایشی می‌شود، او کار خود را خوب انجام نمی‌دهد، مامور سازمان سیا بودن یک شغل نیست، یک حرفه نیست، یک سبک زندگی است.

در حالی که حدود 6 سال از کار «چیس براندون» (پسر دایی «تامی لی جونز»، بازیگر آمریکایی) در هالیوود می‌گذشت، با وقوع حادثه 11 سپتامبر سازمان سیا مورد سرزنش‌های زیادی قرار گرفت و به بی‌لیاقتی محکوم شد که نتوانسته با آن بودجه‌های میلیاردی، چنین حادثه تروریستی را پیش‌بینی کند.

* با حوادث 11 سپتامبر فعالیت سیا در هالیوود گسترش می‌یابد

کمی پس از وقوع این حادثه، سازمان سیا در دیدارهای مکرر با «چیس براندون»، از او خواست تا فعالیت خود را در هالیوود گسترش دهد و در این میان «بوش» نیز مشاور ارشد خود «کارل روو» را به لس‌آنجلس فرستاد تا با روسای هالیوود دیدار کند و درباره راه‌هایی که از طریق آن‌ها می‌توان نظر عموم مردم را به سمت حمایت از نیروهای نظامی آمریکا سوق داد، گفت‌وگو کنند.

* جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز

«سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که «فینچر» کمی بعد «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها توسط موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

* دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان

طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته «سیا» و «پنتاگون»، فیلمنامه‌هایی درباره «ترور» می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان «سیا» نیز از سال 2002 با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

* معارفه دومین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود/«پل باری»، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا

اوایل سال 2007 جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه «پل جیمی‌گلیانو» که سخنگوی سازمان سیا بود، «پل باری» را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

«پل باری»، 47 ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال «مایکل هایدن»، رییس پیشین سازمان سیا و دستیار اول «جان نگروپونته»، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

ژنرال مایکل هایدن رئیس پیشین سازمان سیا

«پل باری» طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها «جنگ چارلی ویسلون» ساخته «مایک نیکولز» و «چوپان خوب» ساخته «رابرت دنیرو» است.

* باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی «سیا» را بهبود ببخشیم

او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.

به گفته «پل جیمی‌گلیانو»‌، «پل باری» بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال 2007، وظیفه «باری» در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌های‌شان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: ما برای انتخاب نماینده‌مان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. «باری» سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.

* «دنی بایدرمن» پوششی بر فعالیت‌های محرمانه سیا در هالیوود

او برای ساخت فیلم «جیمزباند» به استخدام کمپانی «گلدن مایر‌» درآمد.

دنی بایدرمن، مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود

ابزار جاسوسی در فیلم‌ها

نکته قابل توجهی که درباره دو مامور رسمی سازمان سیا در هالیوود وجود دارد، این است که در صورتی که نام هالیوود را در سایت رسمی سازمان سیا جست‌وجو کنید، به جای نام این دو، نام «دنی بایدرمن» نویسنده کتاب «دنیای خارق‌العاده جاسوسی تخیلی» و مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود به چشم می‌خورد.

«بایدرمن» که به اعتراف خودش از 10 سالگی دوست داشته که یک جاسوس باشد، تحت تعلیم سازمان سیا قرار می‌گیرید و از آن پس به عنوان مشاور و کارشناس به استخدام استودیوهای بزرگی چون «برادران وارنر» و «موسسه سینمایی آمریکا» در می‌آید و همچنین برای ساخت فیلم «جیمزباند» با کمپانی «مترو گلدن مایر» قرداد می‌بنند.

وظیفه «بایدرمن» نظارت بر فیلم‌های جاسوسی و طراحی ابزارهای جاسوسی پیچیده در فیلم‌هایی از این دست است تا هرچه واقعی‌تر و جذاب‌تر به نظر برسد.

سانسور در هالیوود:

هر فیلمسازی که برای ساخت فیلمش نیاز به تسهیلات داشته باشد بالاخص در عرصه نظامی، باید تن به نظارت مستقیم پنتاگون و سازمان سیا بدهد و در این میان شاید نیاز به بازنویسی چندباره یک فیلمنامه باشد. (کتاب «سیا در هالیوود» نوشته «تریشیا جنکینز»)

روزنامه «گاردین» به نقل از «باب بائر» یکی از ماموران سابق سیا می‌نویسد: همه این مردمی که استودیوها را مدیریت می‌کنند، به واشنگتن می‌‌آیند و با سناتورها سر و کله می‌زنند، با رؤسای سیا و هر آنکه مقامی دارد گفت‌وگو می‌کنند و چانه‌ها می‌زنند.

روزنامه گاردین گواه این ادعا را «لوئیگی لوراسچی»، رییس موسسه سانسور داخلی و خارجی کمپانی پارامونت در اوایل دهه 50 میلادی می‌داند، که چندی پیش ماهیت او به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان سیا در رسانه‌ها برملا شد.

«تریشیا جنکینز» نیز در قسمتی از کتاب خود تحت عنوان «سیا در هالیوود»، به این مسئله می‌پردازد که «سازمان سیا از همکاری با هالیوود چه می‌خواهد؟».

او در جواب به این سوال این‌گونه می‌نویسد: سازمان سیا به دنبال سه چیز است:

_رسیدن به اهداف دوره‌ای (که با توجه به اتفاقات هر دوره تغییر می‌کنند)

_احیاء دوباره چهره مخدوش خود پس از جنگ سرد و بالاخص حادثه 11 سپتامبر

_چهره‌ای از خود ارائه دهد که اولا در همه زمان در همه جا حاضر است، ثانیا حضور او در همه همراه با قدرتی مطلق و شکست‌ناپذیر است.

* فیلم‌هایی که قربانی فشارهای پنتاگون شدند

در کنار خواسته سازمان سیا از هالیوود، پنتاگون نیز از این صنعت سینمایی خواسته‌هایی دارد که عمده‌ترین آن ارائه چهره‌ای با اقتدار، حرفه‌ای و شکست‌ناپذیر از ارتش آمریکاست و البته برای رسیدن به این خواسته خود گاهی فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان را تا اندازه‌ زیادی تحت فشار قرار می‌دهد تا آنجا که به گفته کتاب «عملیات هالیوود» فیلم‌های زیادی در این میان بوده‌اند که قربانی خواسته «پنتاگون» شده‌اند ولی در این میان می‌توان به دو فیلم «روز استقلال» ساخته «رونالد امریچ» محصول سال 1996 میلادی و «جی.آی.جین» به کارگردانی «ریدلی اسکات» در سال 1997 میلادی و با حضور «دمی مور» اشاره کرد.

*شخصیتی که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به دستور پنتاگون سانسور شد

فیلم سقوط شاهین سیاه ساخته ریدلی اسکات

روزنامه «گاردین» نیز در گزارشی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها نمی‌توانند رد کنند»، این مطلب را تایید کرده است و می‌نویسد:

«پنتاگون» برای دهه‌های متمادی به هالیوود مشاوره می‌دهد و تجهیزات نظامی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، ولی «پنتاگون» در ازای این تسهیلات از هالیوودی‌ها می‌خواهد که نیروهای ارتش آمریکا را آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، تصویر کنند.

آن‌چنانکه به گفته این روزنامه در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز نیز هست ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود.

* دو نمونه از فیلم‌هایی که قربانی فشار پنتاگون شد

_فیلم «روز استقلال»:

فیلم روز استقلال

نویسنده «روز استقلال»، برای جلب رضایت سران پنتاگون، فیلمنامه را چندین بار بازنویسی می‌کند ولی در نهایت نیز مجبور می‌شود بدون حمایت آن‌ها فیلم را بسازد.

این فیلم که درباره هجوم بیگانگان به زمین بود، دربرگیرنده صحنه‌های جنگی بسیار زیادی بود که برای ساخت آن به بودجه بسیار زیادی نیاز بود، به همین خاطر عوامل فیلم دست به دامان «پنتاگون» شدند ولی سران پنتاگون پس از خواندن فیلمنامه که نوشته «دین دولین» بود، اعلام کردند که از این فیلمنامه به قدر کافی راضی نیستند و حاضر نیستند به چنین فیلمی کمک مالی و تجهیزاتی کنند.

به گفته مقامات وزارت دفاع، این فیلم به قدر کافی ارتش آمریکا را کارآمد و باکفایت نشان نداده است.

در نسخه اول فیلمنامه تمامی تلاش‌های ارتش برای مبارزه با موجودات فضایی با شکست روبرو می‌شود و درنهایت نیز یک غیر نظامی است که نتیجه این مبارزه را تغییر می‌دهد.

«دین دولین» پس از تلاش‌های فراوان، زمانی که می‌بیند قادر نیست مقامات آمریکایی را راضی به همکاری کند، طی نامه‌ای به «فیل استراب»، رئیس بخش ارتباطات فیلمسازی وزارت دفاع آمریکا، رسما اعلام می‌کند که حاضر است که فیلمنامه را به طور کلی تغییر دهد و قهرمان داستان را فردی ارتشی معرفی کند.

با همه این‌ها در نهایت باز هم پنتاگون نتیجه حاصله را موفقیت‌آمیز ندانسته و در نهایت هیچ کمکی به ساخت فیلم «روز استقلال» نمی‌کند.

_فیلم «جی.آی.جین»:

فیلم جی.ای.جین با بازی دمی مور و کارگردانی ریدلی اسکات

«ریدلی اسکات» برای به دست آوردن حمایت مالی وزارت دفاع آمریکا، بیش از شش صحنه فیلم را به طور کلی تغییر می‌دهد.

«ریدلی اسکات» در سال 1996 تصمیم به ساخت این فیلم می‌گیرد ولی تلاش می‌کند تا برای گرفتن کمک مالی و دستیابی به تجهیزات نظامی لازم، نظر پنتاگون را جلب کند ولی او نیز با بی‌توجهی این سازمان روبرو می‌شود و علی‌رغم آنکه «ریدلی اسکات» برای جلب توجه آن‌ها حاضر می‌شود حداقل شش صحنه از فیلم را به طور کامل تغییر دهد ولی با این حال این پروژه مورد تایید مقامات قرار نمی‌گیرد و «اسکات» مجبور می‌شود تا این فیلم را بدون حمایت پنتاگون بسازد.

«ریدلی اسکات» دلیل عدم توافق با پنتاگون را یکی موافقت نکردن آن‌ها با تراشیده شدن سر شخصیت اصلی فیلم که یک زن بود عنوان می‌کند و دلیل دوم را نیز خواسته بی‌جای آن‌ها برای تغییر نام فیلم می‌داند.

فیلم «جی.ای.جین»، داستان زنی (با بازی «دمی مور») است که تمام تلاش خود را برای ورود به نیروی دریایی آمریکا می‌کند و در این میان به خاطر زن بودنش مورد تمسخر بسیاری قرار می‌گیرد.

* کتاب‌هایی که در ارتباط با تاثیر سازمان سیا و پنتاگون در هالیوود، نوشته شده است

در زیر اشاره داریم به چند عدد از این کتاب‌ها:

* کتاب «هالیوود و سازمان سیا» (سینما؛ دفاع، ویرانی) (رسانه، جنگ و امنیت)

این کتاب نوشته مشترک «الیویر بود بارت»،«دیوید هرارا» و «جیم بائومان» است که 5 آوریل 2011 منتشر شده است.

این کتاب فیلم‌هایی که طی 5 دهه اخیر ساخته شده است را از چهار نقطه نظر زیر بررسی کرده است:

_تا چه حد این فیلم‌ها به صورت آشکار سیاسی هستند؟

_تا چه حد این فیلم‌ها مورد قبول سازمان سیا هستند یا خیر؟

_جهت‌گیری نسبی این فیلم‌ها نسبت به موضوع جاسوسی.

-برجستگی نسبی سازمان سیا در این فیلم‌ها.

* کتاب عملیات هالیوود: پنتاگون چگونه بر ساخت فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را سانسور می‌کند؟

کتاب عملیات در هالیوود

«دیوید ال راب»، روزنامه‌نگار مشهور آمریکا در این کتاب که آوریل 2004 منتشر شده است، نقش سیاست، پنتاگون و سازمان سیا بر ساخت یک فیلم را بررسی کرده است.

«ال راب»، هدف خود از نوشتن این کتاب را این‌گونه عنوان می‌کند: می‌خواهم مخاطبان بدانند که آنچه که در سینما به روی پرده می‌بینند، تنها آن چیزی نیست که کارگردان فیلم می‌خواسته است.

* کتاب «آژانس: استعداد از هالیوود، مدیریت از سیا»

کتاب استعداد از هالیوود مدیریت از سیا

این کتاب 26 جولای 2011 منتشر شده، «گادفرد» در این کتاب به بررسی شبکه‌ای از ماموران ویژه سازمان سیا می‌پردازد که به عنوان بازیگر، پاپارازی و ... وارد سینمای هالیوود می‌شوند و کارشان نظارت بر پروژه‌های سینمایی است.

* کتاب «سیا در هالیوود: چگونه این سازمان بر ساخت فیلم‌ها در سینما و تلویزیون تاثیر می‌گذارد»

کتاب سیا در هالیوود نوشته تریشیا جنکینز

این کتاب 1 مارس 2012 توسط «تریشیا جنگینز» منتشر شده است.

در توضیح این کتاب آمده است: تصور شما درباره سازمان سیا چیست؟ سازمانی که نمی‌تواند از جاسوسان خود محافظت کند؟ سازمانی خشن و بی‌رحم که کارش سازماندهی عملیات‌های محرمانه و ترورهاست؟ تماشاچیان باهوش سینما و تلویزیون به خوبی می‌دانند که این تصورات نسبت به سازمان سیا نه تنها وجود ندارد بلکه مخصوصا طی سال‌های اخیر تصویر بسیار مثبتی از این سازمان و کارکنانش در فیلم‌ها به تصویر کشیده شده است.

و البته حقیقتی که تنها تعداد بسیار کمی درباره آن می‌دانند این است که سازمان سیا چه تاثیر فعالی در شکل گیری محتوای فیلم‌ها در سینما و تلویزیون دارد.

این کتاب فیلم‌های بسیاری از جمله «کمپانی جاسوس‌ها»، «سریانا»، «چوپان خوب»، «استخدام»، «دشمن حکومت» و «مجموعه همه ترس‌ها» را فیلم‌هایی می‌داند که به سفارش مستقیم سازمان سیا ساخته شده‌اند.

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:19 |
آمریکا؛ کشوری که %89 از عمرش را در جنگ به سر می‌برد +عکس و نمودار
 
خبرنامه دانشجویان ایران: نزدیک به 235 سال از عمر ایالات متحده آمریکا می گذرد که طبق گزارشات رسمی 209 سال از عمر آمریکا در جنگ سپری شده است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، آمریکا که خود را مهد دموکراسی و حقوق بشر در دنیا می داند رکورد دار جنگ در جهان است به طوری که طبق گزارش های به دست آمده 209 سال به طور مستقیم در جنگ با مردم در نقاط مختلف جهان بوده است و تغییر دولت های مختلف و روی کار آمدن جمهوری خواه نیز تغییری در سیاست کلی آمریکا ایجاد نکرده است.
این قضیه موجب نارضایتی مردم آمریکا شده کسانی که باید همه ساله مالیات های سنگین را دولت پرداخت کنند تا صرف جنگ شود.
در جدول زیر سال هایی که آمریکا مشغول جنگ با کشورهای مختلف بوده ،آمده است که البته شایان ذکر است که در این جدول به کشورهایی که غیر مستقیم آمریکا در جنگ با آنها دخالت داشته بیان نشده از جمله جنگ ایران و عراق ، جنگ اسرائیل و فلسطین و....
 
 
جنگ های آمریکا
سال
توضیحات
سرخپوستان
1775تا 1918
آمریکا در نبردهای مختلف در حال قلع و قم کردن سرخپوستان به عنوان صاحبان اصلی این سرزمین بوده که بنا بر روایت‌های معتبر مورخین آمریکایی، بیش از ۱۲ میلیون سرخ‌پوست طی این جنگ‌ها کشته شده‌اند
جنگ 1812
1812تا 1814
مکزیک
1836 تا 1848
آمریکا برای تصاحب بخش‌هایی از مکزیک، با مکزیکی‌ها نیز وارد جنگ شد
جنگ داخلی
1861 تا 1865
جنگی داخلی بین طبقه مرفه و فقیر این کشور
اسپانیولی‌تبارها
1897 تا 1898
جهانی اول
1914 تا 1918
جهانی دوم
1941 تا 1945
جنگ سرد با شوروی
1945 تا 1992
فضای رعب و ناآرامی جنگ سرد با شوروی از بر اذهان مردم آمریکا سنگینی کرد
ویتنام
1962 تا 1973
کشتارهای خونینی در این کشور اتفاق افتاد اما در نهایت، با شکست ایالات متحده به پایان رسید
گرانادا
1983 تا 1984
پاناما
1989
طوفان صحرا
1991 تا 1992
سومالی
1992 تا 1995
کوزوو
1998تا 1999
افغانستان
2001 تا 2011
آمریکا افغانستان حمله کرد تا طالبانی را که خود تقویت و مسلح کرده بود تا در برابر شوروی بایستند، این بار نابودشان کند که در این میان، هزاران غیرنظامی افغان، جان خود را از دست دادند و یا مورد هتک حرمت قرار گرفتند و تاکنون نیز آمریکا موفق به حذف طالبان نشده و تلفات بین دو طرف همچنان ادامه دارد
عراق
2003 تا 2011
صدام را که خود برای جنگ علیه ایران تقویت کرده بود، این بار از پا در آورد اما هم بواسطه تقویت صدام در عراق و هم در جریان براندازی وی، هزاران نفر از مردم عراق دچار مرگ، مصدومیت و یا مریضی شدند
لیبی
2011
چندی پیش نیز در اعتراض به این سیاست ها کاربران آمریکایی با انتشار تصویری در فیس بوک عنوان کردند: بیایید صادق باشیم؛ کشور ۲۳۵ ساله ما، ۲۰۹ سال در حال جنگ بوده است!

 
ویلیامز عضو موسسه مطالعات سياست خارجي در واشنگتن می گوید:برخي برآوردها حاکي از آن است که بين 40 تا 50 درصد از بودجه فدرال آمريکا صرف هزينه‎هاي نظامي مي‌شود، که اين ارقام بسيار بيشتر از بودجه نظامي کشورهاي هم‌ تراز آمريکاست.

طبق گزارشات اعلام شده هزینه جنگ آمریکا با افغانستان و عراق در حدود 1.1 تریلیون دلار بوده است.

این در حالی است که بنیاد هریتج اعلام کرد در 50 سال گذشته رییس جمهورهای آمریکا به علت کسری بودجه از کنگره درخواست بودجه کردند و این کسری بودجه در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما به طور میانگین 8.3 شده است، که در 50 سال گذشته بزرگ‌ترین میزان را به خود اختصاص داده است.

نمودار زیر آمار کسری بودجه در 10 دولت اخیر آمریکا را نشان می دهد:

اوباما که با شعار اتمام جنگ آمده بود نه تنها در این دوران به جنگ ها خاتمه نداد بلکه درخاست افزایش بودجه مربوط به جنگ با افغانستان و عراق را به کنگره فرستاد که با موافقت رو به رو شد و طبق گزارش های رسمی آمریکا این جنگ تا به امروز در حدود 1.1 تریلیون دلار هزینه برای کشور آمریکا در پی داشته به نحوی که لغب دومین جنگ پرهزینه آمریکا را به خود اختصاص داده است.

این در حالی است که به گفته بنیاد هتریچ آمریکا با وضع بد اقتصادی رو به رو است و رقم کسری بودجه آمریکا در سال 2011 در حدود 1.620.000.000.000 است.
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 3:50 |

زنانی که در سایه دیکتاتورها زیستند

 

عصر ایران: در ژانویه سال 2011، دایان داکرت (Diane DUCRET) اولین کتاب خود را با عنوان "زنان دیکتاتورها" منتشر کرد. این کتاب پرفروشترین کتاب سال در فرانسه و به هجده زبان زنده دنیا نیز ترجمه شد. نویسنده در این کتاب،  داستان زندگی و روابط همسران و معشوقه های موسولینی، لنین، استالین، آنتونیو سالازار، بوکاسا، مائو تسه تونگ، نیکولای چائوشسکو و آدولف هیتلر را روایت کرده است.

 در سال 2012 نیز جلد دوم این اثر منتشر شد. در این نسخه  نویسنده به شرح حال همراهان فیدل کاسترو، صدام حسین، میلوشویچ، کیم جونگ ایل و اسامه بن لادن روی آورده است. در واقع در جلد دوم این اثر، دایان داکرت به روایت سرنوشت عاطفی همسران و معشوقه های پنج دیکتاتور معاصر پرداخته است.

 در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه لوفیگارو، نویسنده این کتاب درباره جزئیات منتشر نشده این تحقیق جالب و باورنکردنی که او را از هاوایی به به خاور نزدیک و از بلگراد به پیونگ یانگ کشاند، گفتگو می کند.  

این کتاب که بعد از مطالعه و بررسی آرشیوهای حجیم، روایات مختلف و گفتگو با شاهدان عینی زندگی خصوصی نامدارترین افراد سیاسی عصر حاضر به دست خواننده رسیده است چیزی بیش از یک رساله تاریخی و نوعی نمونه بردای همزمان از قدرت سیاسی و قلب انسانی است. و تایید این ضرب المثل رایج که عشق انسان را کور می کند، حتی دیکتاتورها را.  متن زیر، ترجمه گفتگوی خواندنی روزنامه لوفیگارو با دایان کرت است.

***
شما چطور به مطالعه و بررسی زندگی خصوصی این زنان که با ستمگران عصر حاضر زندگی کرده اند پرداختید؟
 
چند سال پیش، وقتی که مشغول مطالعه درباره چندین دیکتاتور بودم متوجه شدم که مردانی همچون هیتلر، موسولینی یا استالین، در زندگی خود، زمان بیشتری را برای رد و بدل کردن مکاتبات عاشقانه صرف کرده اند تا برای نوشتن تلگراف های سیاسی! با در نظر گرفتن این نکته که اصولا نظام دیکتاتوری روی اصل "جذبه" بنا نهاده می شود، احساس کردم که نوشتن درباره روابط غالبا ناشناخته دیکتاتورها با همسران یا معشوقه هایشان می تواند موضوع جالبی برای یک کتاب باشد. مسئله مهم دسترسی به نامه ها و شاهدان متعدد و ناشناخته بود تا بتوانم به این کار ارزش واقعی و تاریخی بدهم.

  بعد از اینکه در جلد اول کتاب خود درباره "بزرگترین ها"ی دنیای سیاست نوشتید، در جلد دوم به زندگی خصوصی پنج دیکتاتور معاصر روی آوردید.  بر اساس چه معیارهایی دست به این انتخاب زدید؟

 من پنج مردی را انتخاب کردم که در یک مقطع زمانی خاص از زندگی شان امنیت نقطه ای از دنیا را به خطر انداخته بودند به علاوه اینکه همه آنها نفرت عمیقی نسبت به غرب داشتند؛ خواه این نفرت به دلایل ژئوپلیتیک بوده باشد خواه به دلایل مذهبی. به این دلیل است که من ترجیح دادم روی زندگی کاسترو و میلوشویچ مطالعه کنم و نه قذافی یا عیدی امین دادا.

 به نظرم توصیف زندگی عاطفی آنها جالب تر از تصویری است که آنها معمولا از خود ارائه می دهند: تصویر شخصی خشن و ظالم که جایی برای احساسات و عواطف در خود ندارد! چه کسی می تواند باور کند که فیدل کاسترو، انقلابی بزرگ، در دفتر کارش با ماشین های کوچک بازی می کرد و معشوقه هایش به آنجا در رفت و آمد بودند؟!

با مطالعه زندگی خصوصی این "غول" های تاریخ متوجه می شویم که آنها نیز انسانهایی هستند مثل من و شما. البته نشان دادن این واقعیت برای بعضی ها آزار دهنده است چرا که آسایش فکری کسانی را به هم می ریزد که سعی دارند جنبه های انسانی این افراد را نفی کنند تا به این ترتیب پیروی توده ها را از آنان توجیه کنند؛ اما حقیقت این است که این افراد نیز سرشار از جنبه های انسانی ای بودند که چندان هم مخفی نمانده اند.

مطالعه رفتاری که مردان حکومت های دیکتاتوری، به عنوان پدر، شوهر و یا عاشق از خود نشان می دهند بینش ارزشمندی درباره شخصیت آنان، به عنوان سیاستمدار را عرضه می کند.    

  آیا دیدار با زنانی که زندگی عاطفی این دیکتاتورها را به خود اختصاص داده اند، حتی بعد از سقوط آنان نیز مشکل بود؟

  بله؛ چرا که قبل از هر چیز باید هویت آنها تایید می شد: چندین مورد از این زنان ناشناخته بودند و هیچ کس از وجودشان خبری نداشت. بر عکس آن نیز اتفاق می افتاد. یعنی چندین مورد از این زنان وجود خارجی نداشتند و در واقع به دلایل گوناگونی توسط اشخاص گوناگون ابداع شده بودند. در چندین مورد نیز سازمان تبلیغات یک طرف و یا سازمان ضد تبلیغات طرف مقابل واقعیت را به دلایل سیاسی انکار می کردند.

بررسی تمام این ها به تحقیقات چندین ماهه نیاز داشت. به انجام رساندن این تحقیقات مستلزم دیدارهایی بود که گاهی اوقات در مکان های عجیب و غریبی صورت می گرفت، با اشخاص عجیب و غریب؛ اشخاصی مانند وزرای سابق مخلوع شده، مخالفینی که همچنان در ترس و وحشت و تحت حمایت کشوری دیگر زندگی می کردند، مزدوران سابق و غیره. در کنار همه این ها دیدارهایی نیز با سوژه های اصلی مطالعه ام داشتم؛ مثل معشوقه یونانی صدام حسین که اکنون در محله ای زاغه نشین در سوئد زندگی می کند. 

 بعضی از زنان دیکتاتورها تنها معشوقه بودند و بعضی نیز به ایفای نقش سیاسی فعال و حقیقی ای در کنار زوج خود پرداختند. به طور کلی، نسبت ایدئولوژی و احساس در رابطه این زوج ها چگونه بوده است؟

  هر مورد با دیگری متفاوت است. ارائه تعریفی خاص برای این گونه زنان واقعا غیرممکن است؛ چرا که من در مطالعاتم به همه نوع زن و همه نوع رابطه در این زندگی ها برخورد کردم. بعضی از این زنان تشنه قدرت بودند مانند میریانا مارکوویچ (Mirjana Markovic )همسر اسلوبودان میلوشویچ. بعضی ها کاری به سیاست نداشتند مانند ساجده همسر صدام حسین.

بعضی ها تنها بردگان جنسی دیکتاتورها بودند و بعضی ها نیز با رضایت جانشان را فدای مردشان می کردند مانند امل، آخرین همسر بن لادن، که تعهد و بی منطقی اش در این زمینه بدون تردید ما را به یاد مگدا گوبلز (Magda Goebbels)، همسر جوزف گوبل، وزیر تبلیغات رایش سوم، که پس از سقوط این حزب، خود و شش فرزندش را کشت، می اندازد.

گوبلز
مگدا گوبلز

 تنها نکته مشترک بین همه آنها این بود که هیچ کدام نمی توانستند مردشان را رها کنند: وقتی کسی زن یک دیکتاتور می شود یا مردش باید او را کنار بگذارد یا باید با مردش بمیرد و گرنه تا آخر با او می ماند. در تمام مواردی که مطالعه کردم تنها یک نفر از این زنان با اراده خود از رابطه با مرد دیکتاتورش بیرون آمد و او مارگریتا سرفاتی(Margherita Sarfatti )، یکی از نخستین معشوقه های موسولینی بود.

 این زن، که موسولینی آموزش ایدئولوژیک خود را مدیون او بود، در خانواده ای بورژوا و ونیزی رشد کرده بود و همان کسی بود که در لحظه وقوع "رژه رم" در سال 1922، در حالی که موسولینی هنوز دچار تردید بود و حتی خود را برای فرار به سوییس آماده کرده بود، او را به گرفتن قدرت تشویق کرد.

Margherita Sarfatti
مارگریتا سرفاتی


اما از آنجا که روزگار بازی های جالبی دارد، در سال 1938، مارگریتا گرفتار قوانین رژیمی شد که خود او یکی از بانیان به قدرت رسیدن آن بود. او که یهودی بود به خاطر دین خود، در کشور خودش مورد نفرت قرار گرفت و باید آن را ترک می کرد.  

 آیا ممکن است که بعضی از این زنان بعد از اینکه شریک زندگی یک دیکتاتور شدند، از او فاصله بگیرند و با تامل و تفکر به او و رابطه شان بیندیشند؟

نه. میریانا مارکوویچ که در مسکو زندگی می کرد، کاملا مطمئن و متقاعد بود که همسرش یک وطن پرست واقعی است که همه تلاش خود را متوجه حفظ تمامیت ارضی کشورش کرده و از آن در مقابل حملات غاصبانه قدرت های غربی که می خواستند به هر قیمتی مارکسیسم را از روی کره زمین محو کنند، با شهامت دفاع می کند.

مارکویچ
میریانا مارکوویچ


 ماریتا لورنز نیز که کاسترو او را مجبور کرده بود سقط جنین کند وقتی که سازمان سیا به او وعده داده بود در قبال کشتن کاسترو به او میلیونها دلار پول می دهد، با وجودی که در موقعیتی بود که می توانست این کار را بکند اما در لحظه آخر خود را ناتوان از عملی کردن این نقشه یافت. او به من گفت: "من عاشق او بودم و هنوز هم هستم!"

 وقتی به یکی دیگر از معشوقه های فیدل کاسترو، به نام ایزابل کاستودیو (Isabel Custodio) خاطر نشان کردم که کاسترو، بعد از اینکه برای به دام انداختن و یا کشتن بسیاری از مخالفانش از او استفاده کرد، او را رها کرد، گفت که اصلا پشیمان نیست: "من از تمام کارهایی که برایش کردم راضی بودم." هیچ کدام از این زنان نتوانستند ورق را برگردانند.

Isabel Custodio
ایزابل کاستودیو

حتی نجوی، همسر اول بن لادن، نیز با وجودی که از نزدیک شاهد بالا رفتن تدریجی خشم بی نهایت شوهرش شده بود و از نزدیک دید که پسران دلبندش به "جنازه هایی با چشمانی خیره" تبدیل شدند، باز هم از همسرش به نیکی یاد می کند. تنها تصویری که او از بن لادن دارد تصویری است سرشار از خوبی ها. برای نجوی همسرش هنوز همان مردی مهربانی است که هنگام دوران جوانی اش با او آشنا شده بود و به بچه آهوها علاقه زیادی داشت و همواره به اطرافیان خود هدیه می داد.
برای این زن، اسامه بن لادن همواره مظهر مهربانی و خوبی بر روی زمین خواهد بود! 
 
  آیا احساس نمی کنید که بعضی اوقات زنان روسای حکومت های دموکرات نیز همچون زنان دیکتاتورها رفتار می کنند؟

من دوست دارم بگویم بله، اما در واقع جواب منفی است. چرا که تفاوت بین حکومت دموکراتیک و دیکتاتور در میزان قدرت آنها نیست بلکه تفاوت آنها در ماهیت قدرتشان است.
هر چند بین زنانی که روسای این دو نوع حکومت ها را همراهی می کنند تشابه رفتاری وجود دارد (حسادت، روحیه ایثارگری، علاقه به زندگی لوکس، علاقه به هنر) اما آنها به هیچ عنوان قابل قیاس با هم نیستند؛ چرا که زنان روسای حکومت های دموکراتیک هیچ گاه زندانی و یا قربانی نمی شوند بلکه همواره آزاد هستند حتی در ترک کردن زوج خود.


سلیا سانشز

 از بین زنان دیکتاتورها کدام یک شما را بیشتر تحت تاثیر قرار داد؟

سلیا سانشز  (Celia Sanchez) ، باوفاترین، خشن ترین و مخلص ترین معشوقه بود. او در یکی از نامه هایش نوشته است که مقایسه مبارزه با باتیستا، سیا و آمریکایی ها با مبارزه ای که او برای نگه داشتن عشقش به فیدل کاسترو و کوبا انجام داده است، به یک شوخی شباهت دارد.
دیگری ساجده حسین بود که پشت ظاهر پرتکلف مضحکش، در تحمل رنج هایی که به عنوان زنی مورد خیانت قرارگرفته و فریب داده شده می کرد، همواره وقار و متانتی تحسین برانگیز از خود نشان می داد.


ساجده حسین

 یک روز که برای برداشتن خالی زیر عمل جراحی قرار گرفته بود، دکترش فراموش کرد که داروی بی حسی به او تزریق کند. وقتی که جراح متوجه شد با نگرانی گفت:"حتما درد وحشتناکی را تحمل کردید!" ساجده در جواب او لبخند غم انگیزی زد و گفت: "وقتی کسی با صدام زندگی کند همه چیز را می تواند تحمل کند."

 کدام یک به نظرتان از همه ظالم تر بود؟

  جیانگ چینگ که حسادت وحشتناکی داشت. در طی ضیافت شامی، زن یکی از وزرا که گردنبندی از مرواید و لباس رنگی زیبایی به تن کرده بود، اندکی توجه مائو را به خود جلب کرده بود.

همسر مائو
جیانگ چینگ

جیانگ چینگ او را دستگیر و در حالی که تمام لباسهایش را تن او کرده بود و گردنبندی از توپ های پینگ پونگ به گردنش آویزان کرده بود او را در میدانی عمومی محاکمه کرد. سپس او را کتک زده و به زندان انداختند. این زن بعدها در زندان مرد.
 
 آیا در بین آنها زنی هم بوده که شما نتوانسته باشید درکش کنید؟

 من سعی کردم همه این زنان را بدون هیچ گونه روانکاوی مورد مطالعه قرار دهم و با دید بی طرفانه به آنها نگاه کنم تا بتوانم آنها را در هویت زنانه شان درک کنم و هرگز درباره آنها قضاوت نکنم. تنها یکی از آنان بود که هنوز هم نتوانسته ام خط سیر او را دنبال کنم: مگدا گوبلز. این زن جوان ستاره داوود را به گردن خود آویزان می کرد اما وقتی پس از کشتن فرزندانش، خود نیز خودکشی کرد نشان طلایی حزب نازی را بر سینه داشت.
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 18:4 |
اعتراف مهم اوباما درباره گوگل و فیس‌بوک

مبازرات انتخاباتی در ایالات متحده به روزهای حساس خود رسیده و هر یک از طرفین به دنبال یافتن نکته‌ای برای افشاگری علیه رقبای خود هستند که در این میان، برخی از کاندیداها ناخواسته از برخی اقدامات پشت پرده در این کشور پرده‌برداری می‌کنند که واقعیت‌های زیادی را برای مردم جهان آشکار می‌کند.

به گزارش رجانیوز، این‌بار قرعه به نام باراک اوباما رئیس‌جمهور کاخ سفید افتاده تا در سخنرانی‌های انتخاباتی خود و برای دفاع از عملکرد دولتش در حوزه اقتصادی و تنظیم بودجه کشور، لب به سخنانی باز کند که گره‌های زیادی را باز می‌کند.

اوباما هفته گذشته در یک سخنرانی در کاخ سفید، در پاسخ به انتقادهایی که از عملکرد اقتصادی‌ دولتش توسط جمهوری‌خواهان مطرح شد، گفت: "گوگل و فیس‌بوک بدون کمک دولت هرگز نمی‌توانستند وجود خارجی داشته باشند. من بر اساس اطلاعات و آمار دقیق می‌گویم که اگر فعالیت‌های دولت من نبود، شاهد بسیاری از تحولات جهانی نبودیم. خدمات ما به گوگل و فیس‌بوک سبب شد تا بتوانیم در بسیاری از زمینه‌ها تاثیرگذاری داشته باشیم."

اما ماجرای جاسوسی برخی شبکه‌های اجتماعی برای دولت امریکا محدود به سخنان اخیر اوباما نیست. چند ماه پیش، جولین آسانژ مؤسس ویکی‌لیکس در مصاحبه با شبکه خبری راشا تودی گفت که به اعتقاد وی، فیس‌بوک عظیم‌ترین پایگاه داده است که حاوی اسامی و سوابق مردم مختلف جهان بوده و در آن کاربران به صورت داوطلبانه اطلاعات خود را ارائه می‌دهند اما غافل از اینکه این شبکه اجتماعی برای استفاده سازمان‌های جاسوسی آمریکا ایجاد شده است.

وی اضافه کرده بود: "همه باید بدانند که وقتی آن‌ها اسامی خود، آدرس، محل سکونت، شغل، و دوستان و اقوام خود را به فیس‌بوک اضافه می‌کنند، در واقع به صورت رایگان برای سازمان‌های جاسوسی آمریکا کار کرده و برای آن‌ها دست به ساخت پایگاه داده‌های حاوی اطلاعات شخصی خود می‌زنند. عقیده ندارم که این شبکه اجتماعی توسط سازمان‌های جاسوسی آمریکا اداره می‌شود، اما واضح است که این سازمان‌ها می‌توانند به آسانی بر آن‌ها تأثیرهای قانونی و فشارهای سیاسی داشته باشند و از این اطلاعات استفاده کنند."

چندی پیش هم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی خود در «نیوزیم» (Newseum) یا‌‌ همان موزه خبر و روزنامه‌نگاری واشنگتن، درباره آزادی اینترنت سخن گفت و تاکید کرد که وزارت خارجه آمریکا برای آزادسازی وب‌سایت‌هایی که علیه کشورهای دشمن سلطه آمریکا، فعالیت می‌کنند، تلاش می‌کند.

او همچنین با یادآوری فعالیت‌های اینترنتی در  ایران، تاکید کرد که جنبش سبز با کمک توئیتر موثر‌تر از تحریم‌ها برای براندازی است. کلینتون سال گذشته در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی نیز با تأکید بر اینکه در آشوب‌های سال 88 ایران هر کاری از دست‌مان بر می‌آمد، برای مخالفان کردیم، به‌عنوان نمونه اظهار داشت که توئیتر در همان روزها قصد به‌روز رسانی داشت که در اثر این عملیات، 24 ساعت فعالیت‌های آن مختل می‌شد اما وزارت‌خارجه از توئیتر خواست که این عملیات را به تعویق بیاندازد.

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 17:53 |

به بهانه خرید جدایی نادر از سیمین از سوی صدا و سیما

 مصطفی براری

مدتهاست که نه من به صداوسیما نیاز دارم و نه صداوسیما به من نیاز دارد، به همین دلیل کاری به هم نداریم و این بهترین تفاهم است

این پاسخی بود که اصغر فرهادی به سوال یکی از خبرنگاران در فرودگاه امام خمینی (ره) داد!  

مدتی پیش خبری مبنی بر خرید فیلم جدایی نادر از سیمین از سوی صدا و سیما جهت پخش آن در ایام نوروز از سوی برخی از خبرگزاری ها اعلام شد که باعث تعجب و حیرت ما شد که چرا باید صدا و سیما چنین فیلمی که فرهنگ ایرانی اسلامی را زیر سوال برده و نوعی رئالیسم سیاه از ایران را تقدیم جهانیان نموده باید از سوی رسانه ملی خریداری و پخش شود! منتظر اقدامی بودیم تا مدیران صدا و سیما از پخش چنین فیلمی منصرف شوند تا اینکه اصغر فرهادی  به صراحت اعلام نمود که حاضر به فروش این  فیلم به صدا و سیما نشده ایم.

از آنجا که پاسخ اصغر فرهادی از جهات مختلف قابل  بررسی است ما ذکر چند مورد را  یاد آور میشویم . 

شاید اصغر فرهادی از یادش رفته ، قسمتی از موفقیت امروز خود را مدیون صدا و سیما می باشد چرا که کار حرفه ای  خود را با ساخت مجموعه های  تلویزیونی "داستان یک شهر"  و " روزگار جوانی " در دهه هفتاد با صدا و سیما آغاز نمود و تا سالها  با پول و اعتبار صدا و سیما بود که توانست پله های  پیشرفت را طی نماید و خود را بالا بکشد و بعد ازآن بود که وارد سینما شد. حال چه شده است که جایگاه  صدا و سیما  دیگر رنگ خود را برای او از دست داده و دیگر نیازی به صدا و سیما ندارد !

آن دسته از نشریات و سینماگرانی که مغرضانه صدا و سیما را  به نقد می کشند  و اینگونه القاء می نمایند که چون رسانه ملی وابسته به حکومت می باشد عملا در حق سینماگران ظلم می کند و  هیچ گونه پوشش خبری از موفقیت های پی در پی فیلمسازان  به خصوص اصغر فرهادی  را در دستور کار خود قرار  نداده و توجهی نمیکند ! حال سوال ما این است  برنامه هفت که هر جمعه بصورت زنده  از شبکه سه پخش می شود و موضوع اصلی آن رخداد های روز سینمای ایران می باشد آیا جزء صدا و سیما محسوب نمی شود!؟ برنامه ای که برای سینما گران سنگ تمام می گذارد و بطور شاخص در هفته های مختلف  روی شخص اصغر فرهادی و جوایز  مختلف آن که در جشنواره های متعدد غربی کسب می نمود، متمرکز میشد. آیا شبکه جام جم که از اصغر فرهادی  دعوت نموده بود و گفتگوی طولانی را از سوابق ، موفقیت فیلم درباره الی  ... ترتیب داده بود جزء صدا و سیما محسوب نمیشود؟! آیا برخی از برنامه های مناسبتی که در برخی ایام به راه می افتاد و با تهیه گزارشی کامل از کسب جوایز مختلف اشاره مستقیم به موفقیت های این فیلم ساز می کرد جزء صدا و سیما نبوده ! آیا آنونس فیلم جدایی نادر از سیمین که هر روز در چند نوبت  از شبکه های مختلف سیما پخش میشد و باعث  استقبال مردم  از این فیلم و در نتیجه فروش آن میشد جزء صدا وسیما بحساب نمی آید  . حال چه شده است که اصغر فرهادی  با ناراحتی معتقد است که صدا و سیما در حق جدایی نادر از سیمین کم کاری نموده و این باعث شده دیگر کاری به کارش نداشته باشد .

فارغ از همه اینها روی سخن ما با مدیران صدا و سیما می باشدکه چرا با توجه به این همه  شبهه پراکنی های مغرضانه  این قشر  به ماهیت صدا و سیما ما باید شاهد  سیاست تساهل و تسامح مدیران صدا و سیما در مقابل آنها باشیم!  با توجه به این که  هدف سازنده فیلم جدایی نادر از سیمین تخریب جامعه ایرانی اسلامی بوده و به همین دلیل  جشنواره ها و رسانه های غربی این فیلم را مورد توجه قرار دادند  باید شاهد این باشیم که صدا و سیما خود را هم جهت و هم رنگ آنها نماید و با اقدام به خرید آن ، عملا محتوای ضد ایرانی آن را مورد تایید قرار دهد . چرا صدا و سیما در انتخاب خرید و پخش فیلمهای سینمایی دقت لازم را ندارد؟

 تا کی باید شاهد بی تدبیری و عملکرد ضد فرهنگی مدیران صدا و سیما باشیم ؟ تا کی باید شاهد پخش بعضي از برنامه هایي که  به تريبون ضد انقلاب و روشنفکران سکولار  تبديل شده است  باشیم ؟ تا کی باید شاهد تولید سریالهای تا ثریا ها باشیم ؟ تا کی باید شاهد شیوه مدیریت گروه های اپوزیسيون که به داخل رسانه ملي نفوذ كرده و اهداف خود را مطرح میكنند باشیم ؟ تا کی باید شاهد برنامه های غیر کارشناسی شده که اصل نظام و ولایت فقیه را زیر سوال می برند باشیم؟! (اشاره به برنامه پارک ملت که عماد افروغ دانش آموخته جامعه شناسی در انگلستان  با تفكرات سكولاريستي خود شبهه و سوءظن را در ذهن مخاطبان القا می کرد )  تا کی باید شاهد خرید و پخش فیلمهای  هالیوودی با درون مایه ، امانیستی - ضد اسلامی برای بزرگسالان و انیمیشن هایی با تفکرات شیطان پرستی و ماسونی برای کودکان و نوجوانان در شبکه های مختلف باشیم ؟ تا کی باید شاهد این باشیم که حجاب و ارزشهای دینی - سنتی این مردم توسط سریالها و تله فیلمها از سوی مهم ترین رسانه جمهوری اسلامی زیر سوال برود؟ تاکی بایدشاهد تبلیغ مصرف گرایی و تایید نظام سرمایه داری از سوی بانکها  در تبلیغات تلویزیون باشیم و قرار است این روند تا به کی ادامه داشته باشد ؟        

آیا وقت آن نرسیده  قشر فهیم و انقلابی ما  بصورت جدی و تخصصی پا در عرصه هنری  و رسانه ای بگذارند و دیگر اجازه مدیریت  مدیران  لیبرال  و زیر مجموعه های سکولار که  آداب و فرهنگ اصیل  انقلابی اسلامی این مردم را لگد مال مینمایند را ندهند ؟

 

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 و ساعت 7:54 |
 
به گزارش سایت اوباما، چندی پیش حرکتی فیس بوکی از سوی برخی گروه‌های اسرائیلی ایجاد شده بود که عنوان می‌کرد مردم اسرائیل "عاشق" مردم ایران هستند و هیچ وقت راضی نمی‌شوند اسرائیل به ایران حمله کند.

 تصویر منتشر شده از سوی این گروه‌ها، مربوط به یک مرد صهیونیست بود که دختر خود را در آغوش گرفته بود و زیر این تصویر، عبارت "ایرانی‌ها ما عاشق شما هستیم و هیچوقت شما را بمباران نمی‌کنیم" به چشم می‌خورد.



جالب اینکه این موضوع از سوی برخی رسانه‌های اپوزیسیون نیز مورد استقبال قرار گرفت و بدون توجه به سابقه رژیم صهیونیستی در جنایات حقوق بشری علیه کشورهای مختلف و سابقه جنایات یهودیان تندرو علیه امپراطوری پارس، پروپاگاندای جدید اسرائیلی را نشانه مثبتی دانستند.

در واکنش به این موضوع، برخی کاربران ایرانی "با هدف یادآوری ماهیت رژیم صهیونیستی"، تصاویری از بطن جامعه اسرائیل را بر روی شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.



یکی از تصاویر منتشرشده، آموزش کار با اسلحه یوزی برای خردسالان اسرائیلی است و در تصویر دیگری نیز کودکان اسرائیلی روی موشک‌هایی که قرار است به سمت فلسطینی‌ها شلیک شود یادگاری می‌نویسند و این موشک‌ها را به فلسطینی‌ها تقدیم می‌کنند.



تصاویر دیگری که از سوی گروه دیگری از کاربران شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود، تصاویر جشن "پوریم" از اعیاد مخصوص یهودیان است که سالگرد کشتار هزاران ایرانی توسط یهودیان نفوذ یافته به دربار خشایارشا است. البته رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر همواره سعی کرده این واقعیت تاریخی را برعکس نشان دهد و عنوان کند که خشایارشا به واسطه رهنمودهای همسر یهودی جدید خود به نام "استهر" با کشتن گروهی از مردم کشورش، یهودیان را از چنگ ایرانی‌ها نجات داد. این موضوع طی هفته‌های اخیر نیز به وضوح اتفاق افتاد و نتانیاهو با اهدای کتاب "استهر" به اوباما، تلاش کرد این موضوع را القا کند که اوباما خشایار زمانه است و باید با کشتن ایرانیان، یهودیان را نجات دهد.



برخی کاربران ایرانی نیز در واکنش به این اظهارنظر اسرائیلی‌ها که ما مخالف دولت خود در حمله به ایران و در واقع عاشق ایرانیان هستیم، پیشنهاد داده‌اند که این حس عاشقانه را با اعتراض به حاکمیت اسرائیل و تلاش برای سرنگونی دولت رژیم صهیونیستی ابراز کنند.

ابراز محبت از سوی مردم اسرائیل نسبت به ایران در حالی است که چنین روشی در جنگ‌های تاریخی نیز مورد استفاده قرار گرفته و روشی کاملاً شناخته شده و تاحدودی نخ نما برای شبهه‌افکنی در اذهان طرف مقابل است.

به گونه‌ای که در نبردی که در جریان تهاجم کوچ‌نشین‌های یونانی به قلعه‌های مستحکم قوم آخایی (تروا) در سدهٔ ۱۲ پیش از میلاد رخ می‌دهد و براساس برخی روایات تاریخی بیش از 10 سال نیز طول کشیده است، یونانی‌ها پس از عدم موفقیت در بعد نظامی، از فریب ابراز دوستی، برای شکست دشمنان خود استفاده می‌کنند.

بر اساس اسطوره‌های یونانی که به اعتقاد بسیاری از تاریخ‌نگاران انطباق زیادی با واقعیت تاریخی این اتفاق دارد، در سال دهم این نبرد، هنگامی که یونانی‌ها کم کم از برتری یافتن بر رقیب خود در حال مایوس شدن بودند، یکی از جنگاوران به نام اودیسه پیشنهاد کرد که اسبی غول پیکر از چوب بسازند و حدود 30 تن از جنگجویان یونانی را در آن جا قرار دهند. بقیه سوار کشتی ها شده و پنهان شوند. وقتی ساحل خالی شد، مردم تروا فکر کردند که پیروز شده اند و و آن اسب غول پیکر، هدیه ای از جانب یونانی هاست. پس آن را به داخل شهر آوردند و جشن و پایکوبی را آغاز کردند.

وقتی همه خوابیدند، کشتی ها به ساحل برگشتند. یونانی‌های داخل اسب هم بیرون ریخته و دروازه را بازکردند. بقیّه یونانی ها، به داخل شهر ریختند و همه را کشتند و مردم را به بردگی گرفتند.



انطباق ابراز دوستی اسرائیلی‌ها به ایران و داستان تاریخی تروا نیز موضوعی است که از سوی برخی کاربران مورد اشاره قرار گرفته و اقدام تصنعی گروه‌های اسرائیلی در ابراز دوستی با مردم ایران را به مثابه تلاشی بی‌فایده برای ساختن اسب تروجان برای حمله به مردمی قلمداد کرده‌اند که سال‌هاست با این ترفندها دست و پنجه نرم کرده‌اند.
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 و ساعت 6:5 |
يك پرسش!

پژمان كريمي
دبير سي امين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر، در آيين پاياني جشنواره، از دوست جانباز خود نقل قولي كرد.
او گفت: «دوست من مي پرسد جايگاه ما و مردم روي پرده سينماها كجاست؟»
نگارنده به دوست جانبازمان حق مي دهم. حق مي دهم كه در آينه سينماي ايران، نشاني روشن و برجسته از خود، همقطاران اش، ياران و همسنگران شهيد و جانباز و ايثارگرش نبيند و گلايه ساز كند!
به او حق مي دهم نگران تصوير نشدن آرمان ها و خواست ها و دغدغه و دلمشغولي هاي مردمي باشد كه «مردم ايران» ناميده مي شوند. مردمي كه 33 سال است فداكارانه پاي مملكت و دين شان ايستاده اند! رنج بردند اما گله نكردند. خون دادند اما استقلال و باورشان را به مسلخ دشمن نسپردند. از مواهب و زخارف دنيوي گذشتند اما سر در برابر دنياخواهان فرود نياوردند، تا سربلند در پيشگاه حضرت حق آشكار شوند.
نه تنها دوست جانباز آقاي خزايي دبير جشنواره، كه هر دلداده به دين و هر شيفته به خصلت هاي انساني و هر دوستدار ميهن و هر شهروند متعهد به هم ميهن اش، بايد گله كند. گله كند نسبت به سينمايي كه هر سال از مفهوم و مصداق ارزش هاي الهي و انساني دور مي افتد. بهتر بگويم و رساتر: «دورش مي كنند»!
سينماي ايران به واقع چه نسبتي دارد با جانباز و جانبازي؟ با شهادت و شهادت خواهي؟ با دين و دين ورزي؟ با ايران و ايران دوستي؟ با انسان و كرامت انساني؟ و...! خودمان را گول نزنيم. استثناها را پيش نكشيم!
در عرصه سينماي ايران چند فيلم ساز متعهد نفس مي كشند؟!
سالانه چند فيلم ساخته مي شود كه فرهنگ ملي و ديني ايراني را واتاب مي دهد؟
سالانه چند فيلم ساخته مي شود كه به دور از ادا و اطوارهاي شبه روشنفكري «مردمي» است؟ مردمي يعني بازتابنده باورها و خواست «مردم»!
سينمايي كه در اغلب آثار يك ساله اخيرش مشاهده مي كنيم :
- ديندار يعني عنصري رياكار و فرصت طلب و حريص و چشم چران و لاقيد و سفاك و فضول!
- مردم يعني طبقه مرفه خوشگذران ، مردم يعني مخالفان نظام سياسي ديني!
- روشنفكر يعني آدمي به دور از غيرت و تعصب ديني!
روشنفكر يعني به دور از تعصب به همسرش، به دخترش، به خانواده اش!
- سياست يعني تلاش براي به دست آوردن مقام و چپاول اموال عمومي!
- زندگي يعني «كافكا»، يعني پوچي، يعني بن بست، يعني جبر!
- كمدي يعني سخيف، يعني از هر روشي بهره بگيريم كه ملت و مخاطب از خنده روده بر شود.
- سانسور يعني مميزي. مميزي يعني سانسور! سانسور يعني نظامي كه برپايه آموزه هاي ديني استوار است.
- جامعه ايراني، يعني جامعه اي بحران زده. يعني مشكلات مردم چنان فراوان و عميق است كه انسان دچار كلافگي و بلكه ديوانگي مي شود!
- اخلاق امري نسبي است!
- رسميت نداشتن چيزي به عنوان حريم شرعي ميان زن و مرد!
- «حجاب» تحميلي آشكار!
- دفاع مقدس، رويدادي قابل نكوهش است.
از روي انصاف نظر دهيد، سينمايي آرماني است؟
مي شود گفت سينماي ملي ما، يعني همين سينمايي كه هست؟ مي توان گفت سينماي امروز ما، مصداق سينماي ديني است؟
مي شود گفت سينماي ما سينماي مردمي است؟
با تأسف بايد گفت بسياري از عناصر سينمايي و رسانه اي كشورمان، در بي نسبتي با دين و انقلاب و كشور و مردم ايران به سر مي برند.
شما نگاه كنيد به نوع بازتاب اخبار نتايج جشنواره سي ام!
در اين جشنواره دو فيلم از سينماي دفاع مقدس به عنوان بهترين فيلم شناخته شد. يك فيلم دفاع مقدس در بخش بين الملل درخشيد. سيمرغ بهترين كارگرداني از آن يك فيلم ساز دغدغه مند شد.
هيچ يك از رسانه هاي غير اصولگرا اقدام به بازتاب برجسته موفقيت فيلم سازان انقلابي نكردند و تنها به بزرگ نمايي سينماگران بي نسبت با دين و كشور پرداختند.
همين رسانه ها، در تعيين خط مشي سينماي ايران نقش به سزايي دارند. همين رسانه ها هنوز به بزرگداشت سينماگران معاند با مردم مشغول اند.
روزنامه باني فيلم يكي از همين رسانه هاست كه به عنوان تنها روزنامه سينمايي كشور با تحسين سينماگراني چون «فرخ غفاري»- از بانيان جشن هنر شيراز و مرتبط با بهائيان و دفتر فرح پهلوي- سينماي ايران را به سوي لومپنيسم و ليبراليسم فرهنگي فرا مي خواند.
جالب است كه بسياري از عناصر رسانه هاي ياد شده در عرصه رسانه ملي هم نفوذ كرده اند. مصداق اين نفوذ را مي توان در جدي ترين برنامه سينمايي رسانه ملي- هفت- مشاهده كرد. «هفت»ي كه رسالت خود را تحقير فيلم سازان مسلمان و بزرگنمايي جايگاه سينماگران معاند قرار داده است.
به راستي جايگاه جانباز و مردم در پرده سينماهاي كشورمان كجاست؟
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 و ساعت 21:57 |
گزارشی از محتوای فرهنگی شبکه من و تو:
هموطنان ما در شبکه "من و تو" چه می بینند؟ (قسمت دوم)

شاید بتوان بزرگترین علت ضعف و بی حاصلی آموزش های دینی در مدارس و دانشگاه ها را دوری و بی اطلاعی تدارک بینان اینگونه آموزش ها از فضای سنگین هجمه فرهنگی دشمن دانست. طلاب و متدینین ما بدلیل عدم رصد ماهواره های فارسی زبان و حتی سینمای ایران، به مانند شهر نشینانی شده اند که از خط مقدم جبهه فرهنگ فقط گه گداری اخبار ناقصی می شنوند و این اخبار چند لایه تضعیف شده را، آنقدر سخیف می یابند که با پاسخی سطحی از کنار آنها عبور می کنند. غافل از اینکه در خط مقدم جنگ فرهنگی، یعنی رسانه های تصویری، ذهن و قلب مخاطب ایرانی درگیر آنچان موشک بارانی است که شاید همان افراد لحظه ای تحمل آن را نداشته باشند. بنا به چنین ضرورتی،

سرویس نقد رسانه پایگاه 598 قصد دارد طی روزهای آینده، بطور منظم گزارشی از برخی محتواهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ارائه دهد. آنچه می آید، قسمت دوم از پیامدهای شبکه "من و تو" می باشد.

من و تو: تفکیک کارهای مردانه و زنانه، ظلم به زنان است

شبکه ماهواره ای من وتو در راستای ترویج فرهنگ فیمینیستی در مستندی بنام "پیشگامان" مختص دانستن بعضی فعالیتها به مردان را ظلم درحق زنان دانست واعلام کرد: "مردم اعتقاد دارند که انجام بعضی فعالیتها فقط مختص به مردان است در حالی که این تصوری غلط است."



ترویج فرهنگ فیمینیستی و اینکه هیچ فعالیتی نیست که به تنهایی مختص به مردان یا زنان باشد، در حالی است که همه جوامع بشری مختص بودن بعضی فعالیتها به مردان یا زنان را پذیرفته اند و این مسئله را امری موافق با طبع بشری می دانند، چراکه طبع و روحیه زن و مرد با هم متفاوت است و بدیهی است که بر اثر همین تفاوت در طبع و روحیه ممکن است زنان به دسته ای از کارها تمایل زیادی نشان دهند درحالی که مردان هیچگونه تمایلی به آن نداشته باشند و همچنین بعضی کارها هست که باروحیه مردان سازگارتر است و زنان هیچ تمایلی نسبت به انجام آن ندارند.

با این حال ترویج فرهنگهای غلط مانند ترویج شرابخواری، مصرف دخانیات، تساوی زن و مرد و... از سوی شبکه من و تو وحمایت های مالی دولت انگلیس از این شبکه، جهت گیریهای غلط و ضد دینی ودستهای پشت پرده این شبکه را نشان می دهد.

 من و تو: حجاب عامل عقب ماندگی است

 شبکه من وتو در برنامه "دکترکپي" [1]در تاريخ 24 تير ماه کوشيد حجاب را مورد تمسخر قرار داده و مانعي در جهت پيشرفت زنان جلوه دهد.



"دکتر کپي" در يکي از اين برنامه ها، بعد از پخش فيلم مصاحبه يک بانوي محجبه ايراني، ضمن مقايسه وضعيت حجاب در کشورهاي اروپايي و پيشرفته با کشورهاي جهان سومي مانند سودان، عربستان و سومالي سعي کرد رعايت حجاب اسلامي در کشورهاي جهان سومي را علت عقب ماندگي اين کشورها نشان داده و آزادي و بي بند و باري در کشورهاي اروپايي را يکي از علل پيشرفت غرب جلوه دهد.

گفتني است عقب ماندگي اين کشورها هيچ ربطي به قانون حجاب ندارد، اين کشورها از يک سو همواره تحت استعمار وسيطره غرب بوده اند و ازسوي ديگر عدم تلاش براي پيشرفت در علوم و صنعت نيز، علت عقب ماندگي کشورهاي مذکور بوده است.

البته پاسخ به اين سوال ضروري است که آيا پيشرفت غربي ها از برهنگي و بي بند و باري در جوامع شان ناشي مي شود يا اينکه تلاش وکوشش براي دستيابي به پيشرفت هاي علمي ، غارت واستعمار کشورهاي مسلمان آسيايي وآفريقايي و ايجاد جنگ ميان دولت هاي جهان سومي جهت عقب نگه داشتن آنها، مهمترين دلايل اين پيشرفت به شمار مي آيند؟

همچنين به گواهي تاريخ بسياري از زيربناهاي پيشرفت کشورهاي اروپايي در زمان حاکميت اسلام بر آن کشور ها و با فتح اندلس(اسپانياي کنوني) پايه گذاري شده است. مسلمانان فراموش نخواهند کرد که اربابان کليسا و مخالفان اسلام پس از ترقي کشورهاي اروپايي در زمان حکومت مسلمانان در اروپا و استقبال مسيحيان از اسلام براي فروپاشي اين نظام اسلامي و جلوگيري از گسترش و نفوذ اسلام از راه ترويج بي حجابي و بي بند و باري و ميگساري وارد عمل شدند ، دقيقا همان کاري که اکنون رسانه هاي غربي مثل شبکه من و تو اين وظيفه را به دوش مي­کشند.

من و تو: در ازدواج های سنتی "عشق" جایی ندارد

شبکه من و تو در برنامه مستندی که درباره نحوه ازدواج در هندوستان بود به ترویج روابط قبل از ازدواج و تخریب ازدواج سنتی پرداخته و گفت: «در عروسی های سنتی که عروس و داماد قبل از ازدواج به ندرت همدیگر را ملاقات می کنند، عشق جایی ندارد.»



این شبکه گفت: «حالا با دسترسی به اینترنت شرایط تغییر کرده و خدمات همسر یابی به صورت آنلاین در آمده است.»

من و تو در پایان اضافه کرد: «اگر در دنیای مجازی ازدواج موفقیت آمیز نباشد می توان به راحتی طلاق گرفت.»
گفتنی است در حالی شبکه من و تو دختران و پسران را به ارتباط قبل از ازدواج تشویق می کند که تلاش دارد خود را شبکه ای ایرانی معرفی کند.

شایان ذکر است به اعتراف بسیاری از کسانی که با جوامع غربی و شرقی آشنایی دارند هرچند از عشق های گذرا و احساسی پیش از ازدواج در ازدواج های سنتی ایرانی و شرقی خبری نیست اما عشق های عمیق تر و پا برجا تری دارند و آرامش این زندگی ها بسیار بیشتر از خانواده های متزلزل غربی است.
 
[1] "دکتر کپي" عنوان برنامه اي با اجراي يک ميمون انيميشني است که به سياه نمايي در رابطه با مسائل و اخبار داخلي ايران مي پردازد.
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 7:25 |

رجانیوز: عكس: از علي استون تا اصغر فرهادي/ بدون شرح

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 6:59 |

به بهانه ای جایزه اسکار فیلم جدایی نادر از سیمین

مصطفی براری

بالاخره بعد از مدتها چشم انتظاری برای اهالی سینما از این که نتایج جوایزآخرین فیلم اصغر فرهادی به کجا می رسد شاهد این بودیم که این فیلمساز با ذوق زدگی  مهم ترین جایزه جشنواره سینمایی جهان که همان تندیس طلایی باشد بامداد روز دوشنبه از دستان ساندرا بولاك بازیگر برنده اسکار ، دریافت نمود. هر چند شواهد حاکی از آن بود که جدایی نادر از سیمین می بایست جایزه تندیس طلایی اسکار را بگیرد تا بدین ترتیب پازل ناقصی را که غرب جهت اهداف خود از طریق دادن جوایز متعدد در جشنواره های مختلف  چیدمان کرده ، با دادن تندیس طلایی کامل شود .

با دریافت مهمترین جایزه سینمایی جهان موجی از تقدیر و تبریک از سوی  سینماگران  ، اصحاب رسانه و تشکلات سینمایی برای حمایت از اصغر فرهادی به راه افتاد که میتوان چنین امری را طبیعی دانست چرا که سینما گران ما معتقد هستند هنر برای هنر هست و اصغر فرهادی توانست با تکیه بر این باور و با استفاده از قدرت تکنیک و خلاقیتش به چنین جایگاه مفتخری در جهان  برسد و دیگر هیچ !

 این در حالی هست که میدانیم شعار هنر  برای هنر معنای خود را از دست داده و ثابت شده که  سینمای هالیوود  به عنوان بزرگترین تولیده کنند فیلم و همچنین  بسیاری از جشنواره های کو چک بزرگ سینمایی جهان ، در  خدمت اهداف سیاسی لابی صهیونیزم و فراماسونری  می باشد . پس اگر قرار است فیلمی در جهان مطرح شود باید بر اساس مبانی آنها تولید شده تا بتواند جوایزهای متعددی را کسب نماید.  از این رو میتوان جشنواره اسکار و گلدن گلوپ را به عنوان شاخص ترین جشنواره ای  که بر اساس سیاست های صهیونیزم مدیریت می شود به عنوان مثال نام برد .  اما منظور از این یادآوری این بود که انتظار نمی رود ،روشنفکران و سینماگران با چنین دیدگاه به عرصه هنر نگاه نمایند!  ولی این انتظار را داریم  که مدیران فرهنگی ما  با  چنین دیدگاهی به مسائل توجه داشته باشند  .از این رو سخن ما با رئیس سازمان سینمای کشور  می باشد که  نکاتی را عرض مینماییم .  

جناب آقای جواد شمقدری به شما  یادآور می شویم به عنوان معاون محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  می بایست شیوه مدیریت و تفکر  شما در راستا اهداف و آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی باشد تا هیچ کسی به خود جرات ندهد چه در داخل و چه در خارج  آسیبی به بدنه فرهنگی ما بزند  . امروز یکی از افتخارات  ما این است که به ابر قدرت های جهان یعنی آمریکا و هم سویانش توانستیم  نه بگوییم  و با این تفکر در  مقابل تمامیه هجمه های  سنگین آنها بایستیم  و نتیجه آن این شد که  هرروز شاهد موفقیت های چشمگیری  در تمام  عرصه ها ، بدون اکتفا به غرب باشیم . اما سوال این است که آیا ما در عرصه سینما توانسته ایم مانند دیگر عرصه ها موفق باشیم  ؟  یقینا موفقیت در عرصه سینما به این معنا که توانسته باشیم  فیلمهایی را تولید کرده که بر اساس اندیشه اسلامی و مستقل از هر تفکر دیگری باشد .  نه اینکه فیلمهای تولید شود که در مسیر اهداف غرب بتواند جوایز متعددی  را کسب نماید و آن وقت بگویم سینما ایران  توانسته  با گرفتن جوایز مختلفی از جشنواره ها  جهان سر بلند و موفق باشد ! این همان بله گفتن بجای نه گفتن به اهداف غرب  می باشد  !

از آنجا که مستکفران عالم با تمام توان خود می کوشند تا با استفاده از هر ابزاری جلو پیشرفت علمی ، فرهنگی سیاسی... ما را بگیرند و از طریق رسانه و سینما  این اگونه القا نمایند که ایران کشوری هست عقب مانده و  مخالف حقوق بشر  و دموکراسی ... آیا ما توانستیم به وسیله رسانه و سینما خلاف آن را ثابت نماییم  !؟ سینمای ایران به چه مقدار توانسته است بازتاب دهنده فرهنگ ، عزت و اندیشه ناب اسلام  برای جهانیان باشد؟ چه مقدار توانسته  پیشرفت های فناوری  ، علمی  ، اقتصادی و دیگر افتخارات ایران اسلامی  ر ا به تصویر بکشد !؟ آیا تا به امروز یک فیلم تولید شده که بتواند نمونه کامل زن مسلمان ایرانی را به تصویر بکشد و آن  را به عنوان الگو به جهانیان معرفی کرده باشد!؟ آیا میتوانید چند فیلم نام ببرید که توانسته باشد شخصیتهای بزرگ معاصر مانند شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید چمران ، شهید رجایی و دیگر بزرگان عرصه سیاسی و علمی را به تصویر کشیده باشد !؟ آیا ما به عنوان کشوری که  به ابرقدرتهای دنیا  نه گفته ایم  توانسته ایم  فیلمهایی را در نقد تفکرات لیبرال دموکراسی غرب و یا سیاست های  امپریالیستی تولید نمایم و یا  اسلام خواهی که در قلب آمریکا و اروپا و خاورمیانه شاهد آن هستیم  در غالب یک فیلم بگنجانیم  !  شما به عنوان معاون سینمایی جمهوری اسلامی چند تا از این نوع فیلمنامه ها را مورد  حمایت خود قرار داده و یا چه نوع سیاستی را اعمال کرده اید که چنین فیلمهایی تولید شوند ؟ از آنجا که جشنواره های سینمایی جهان به واسطه جوایز رنگی خود می کوشند فیلم سازان ما را برای جذب اهداف خود به آن سوی آبها بکشند . شما در  مقابل چه کرده اید !؟  از آنجا که سالانه تعداد بسیار زیاد ی فیلم هایی که با موضوع اسلام هراسی و اسلام ستیزی از سوی هالیوود تولید میشود ، چند فیلم ساخته شده  تا توانسته باشد رفع شبهه نماید و جواب تهمتها و توهین های که به فرهنگ اسلامی شده است را داده باشد!؟  

این اتفاق که نیفتاده  بلکه ما شاهد فیلمهایی در دوران مسئولیت شما هستیم  که مستقیما در خدمت اهداف غرب تولید می شنوند.  فیلمهایی که ارزش های اسلامی ، فرهنگ ایرانی را می تازند  و زیر سوال می برند !  فیلمهای تولید شدند که ارزشهای دفاع مقدس در آن لگدمال شده ؛  فیلمهای تولید می گردند که ایران اسلامی را عقب مانده ، بدون دموکراسی و با سیاه نمایی به تصویر می کشند !  فیلمهایی تولید میشنود که روابط جنسی دختر پسر ، خیانت زن به مرد ، طلاق ، دروغ  در آن عادی سازی میشود!  فیلمهایی که با زشت ترین کلمات فرهنگ ایرانی ، آداب و اعتقادات سنتی مردم را به تمسخر میگیرند ! که دیدیم  در جشنواره فجر امسال و سال گذشته مورد حمایت جنابعالی و  تیم شما قرار گرفت .      

  این در حالی بود که در دولت نهم  مخصوصا  با دخالت شخص وزیر و بنیاد فارابی مدیریتی اعمال شد که فیلمها ابتذالی که در زمان اصلاحات آغاز شده بود  و تا سال 84 به اوج خود رسیده در دولت نهم  کم رنگ و متوقف شود . و عملا سعی میشد به هیچ کارگردانی اجازه ساخته چنین فیلمهایی داده نشود.  دورانی که هنوز خاطرمان هست شما شدیدا منتقد شیوه  مدیریت آن بوده  و بارها تقاضای تغییر مدیران آنها را از سوی ریئس جمهور را داشتید .  دورانی  که  به عنوان دوران طلایی سینمای ایران بود  اما از سوی شما دوران تلخی برای فیلمسازان سکولار و روشنفکران  بشمار می رفت . اما  اتفاقی که افتاد با سر کار آمدن شما متاسفانه مجدد شیوه مدیریتی که در دولت اصلاحات  که درون مایه آن تفکرات سکولاریتسی و لیبرالیزمی بود را شاهد شدیم  . مصداق آن را می تواند رشد فیلمهای مبتذل و سخیفی که درسال گذشته که تعداد این فیلمها از 30درصد مجموع آثار به نمایش درآمده درجشنواره فیلم فجرسال 88 به 70درصد آثار درسال گذشته افزایش یافت دانست .

امروز رفع توقیف کردن فیلمهای مسئله دار از سوی شما  دیگر دلیلی است که می توان اشاره نمود  و یا اینکه صراحتا از فیلمسازانی حمایت می شود  که بطور آشکار مخالف خود را با نظام جمهوری اسلامی اعلام می کنند  و یا اینکه  در کارنامه شان عملکرد ضد انقلابی دوران فتنه 88 موجود می باشد.

 اما از همه اینها بگذریم چیزی که تعجب ما را بر انگیخته  این است که چطور میتوانید از فیلمی که ضدیت آن با فرهنگ ایران اسلامی کاملا گویا می باشد واین را می توان از بوق های رسانه ها و جشنواره ها و سیاستمداران غربی فهمید از سوی شما حمایت شدید میشود ؟!

چگونه ممکن است که در جشنواره فجر که به برکت  پیروزی شکوهمند  انقلاب اسلامی برپا می شود و یقینا فیلمهای باید در آن مورد توجه قرار بگیرد که با آرمانهای انقلاب این مردم  یکی باشد می بینیم که بسیاری از فیلمها در مقابل آرمانها و اعتقادات این مردم  مورد توجه قرار گرفته که شاخص ترین آن   فیلم جدایی نادر از سیمین است که همزمان در جشنواره های صهیونیزمی هم مورد حمایت و تمجید قرار می گیرد . آیا نمیتوان به این نتیجه رسید که سیاستهای جشنواره های  صهیونیزمی با جشنواره فجر جمهوری اسلامی یکی شده است !؟

 چگونه معاونت محترم سینمایی از فیلم جدایی نادر از سیمین  که بسیاری از کارشناسان معتقد هستند در نقد جامعه اسلامی ایرانی است  و هدف اصلی آن تایید اهداف جشنواره ای و سیاسی غرب بوده ،  این فیلم  را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در جشنواره صهیونیزمی اسکار ، و دیگر جشنواره ها با افتخار روانه می نمایند ! که ما دیدیم این رئالیسم سیاه از ایران،  از سوی سخنگوی امریکا ، لابی صهیونیزم ، وزارت خارجی آمریکا  ، ریئس جمهور فرانسه و دیگر مزدوران غربی  مورد و تقدیر و حمایت در تایید مدیرت معاون محترم وزارت و فرهنگ ارشاد اسلامی  قرار گرفت.  یادمان نرفته امام خمینی (ره) فرموده بودند  "اگر غربی ها از شما تعریف کردند راه تان را اشتباه رفتید و به خودتان شک کنید" و یا مقام معظم رهبری تاکید کرده بودند" جوایزی كه جشنواره هاى خارجى مى دهند ارزشى ندارند "  حال باید از آیا آقای جواد شمقدری و علی رضا سجاد پور پرسید  آیا به این همه حمایت و سر صدایی که جشنواره های غربی  و سیاستمداران صهیونیزمی  در حمایت از این فیلم کرده اند  کمی به عملکرد و شیوه  مدیریت تان شک کرده اید !؟

 

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 6:59 |
جزئیات عمليات چشم روباه منتشر شد + عكس

مركز بررسی جرائم سازمان يافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جزئياتي از عمليات چشم روباه مربوط به فعالیت های شبکه بی‌بی‌سی فارسی در ایران را منتشر كرد.

به گزارش رجانيوز، در اطلاعيه اين مركز با اشاره به نقش‌آفريني فعال، مؤثر و سیستماتیک شبكه بي‌بي‌سي در جريان جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران همراه با حمايت مالي و پشتيباني مادي از جریان ضد انقلاب آمده است: «اين شبكه بر اساس رویکرد جدید استعماری دولت انگلیس با استفاده از شيوه‌هاي نوين و پيچيده اطلاعاتي اقدام به راه‌اندازي و تشكيل شبكه درهم تنيده اطلاعاتي با هدف و كاركرد جمع‌آوري اطلاعات خاص و هدف‌مند كرده است.»

ايجاد شبكه جذب و آموزش محرمانه و سري در كشور با هدف جذب نخبگان رسانه‌اي و سياسي، برقراري ارتباط تنگاتنگ با شبكه‌هاي معاند و ضدانقلاب خارجي به ويژه گروهك تروريستي منافقين و برخي گروهك‎هاي ديگر و فعاليت‌هاي گسترده جاسوسي هوش‎مند از طريق توليد و نیز ارائه محتوا از نقاط استراتژيكی مانند اطلاعات وزارتخانه‌هاي حساس، سفارتخانه‌ها و حتي مناطق خاص مانند سكوهاي نفتي از مهم‎ترين محورهاي عملياتي این شبكه با پوشش فعالان و همكاران بي‌بي‌سي فارسي در ايران است كه مركز بررسی جرائم سازمان يافته سپاه پاسداران در اطلاعيه خود به آنها اشاره كرده است.

در فاز اول اين عمليات در تابستان سال جاري، پس از شناسايي و احراز موارد اتهامي برخي از افراد فعال در اين عمليات، تعدادي از متهمان از جمله خانم‏ها: م.م، پ.آ، م.م و آقايان ن.ش و ا.ع.ع دستگير و پس از انجام تحقیقات، پرونده‌هاي نامبردگان به همراه مستندات به محاكم قضايي ارسال شد.

در ادامه اين اطلاعيه به فاز دوم اجراي عمليات "چشم روباه" اشاره شده و آمده است: «پس از بررسي جزئيات به دست آمده ديگري از تلاش‌هاي فعالان و همكاران شبكه بی‌بی‌سي فارسي در ايران، براي 24 نفر از متهمان كه از جهت حجم اطلاعات و فعاليت در اين شبكه به لحاظ امنيتي و كارشناسي، حائز اهميت محسوب مي شدند، پرونده قضایی تشكيل شد.»

بر اساس اعلام مركز بررسی جرائم سازمان‌يافته، براي 10 نفر از متهمان كه در خارج از كشور به سر مي‌بردند، قرار غيابي صادر و پرونده ساير افراد در دست پیگیری قرار گرفت.

در اين اطلاعيه با تاكيد بر اهتمام ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به برخورد موثر و همه جانبه با همكاران مخفي و فعال شبكه ضد انقلاب بي‌بي‌سي فارسي و هشدار به فریب خوردگان داخلی، به اختصار گوشه‌اي از پرونده تعدادي از دستگیرشدگان، ذکر شده كه در زیر به آنها اشاره مي‌شود:

 

1. خانم پ. د

متولد 1359، روزنامه نگار و فارغ‌التحصيل رشته مطالعات رسانه در مقطع كارشناسي ارشد است.

نامبرده كه علي‌الظاهر علاقه‌مند به حوزه مسائل اجتماعي به ويژه زنان است، در مجلات اينترنتي و برخي مطبوعات سياسي زنجيره‌اي و همچنين تعدادي از رسانه‌هاي زرد فعاليت داشته است.

فعاليت‌هاي اجتماعي وي همزمان با آشنايي با "شادي صدر" و "محبوبه عباسقلي‌زاده" شدت مي‌گيرد تا آنجا كه از وي به عنوان يكي از فعالان فمينيستي در ايران نام برده مي‌شود.

خانم پ.د اولين بار در 13 اسفند 1385 در پي تجمع در مقابل دادگاه انقلاب اسلامي تهران دستگيرشده است.

پس از آزادي از زندان و با توجه به متواري شدن تعدادي از فعالان فمينيستي به خارج از كشور، نقش وي موثرتر از گذشته تعريف مي‌شود.

ادامه تحصيل نامبرده در رشته مديريت رسانه در لندن، اولين زمينه آشنايي و ارتباط‌گيري كارمندان بي‌بي‌سي با وي است.

بعد از برقراري ارتباط و جلب توجه و اعتماد لازم، نامبرده با سرويس اطلاعاتي انگليس مرتبط شده و سپس در مراحل مختلف و متعدد رفت و آمد به داخل كشور، به عنوان مأمور انتقال پول‌هاي مرتبطين در داخل و كالاهاي مورد نياز ايشان، ایفای نقش می‌کرده است.

نامبرده در موارد متعدد و در پوشش بازوي تهيه محتوا براي شبكه بي‌بی‌سي و با استفاده از عناوين خبري و رسانه‌اي، به جمع‌آوري و ارسال اطلاعات خاص و داراي طبقه‌بندي اقدام کرده است. مستندات موجود در پرونده وي حاکی از ارتباط مشكوك نامبرده با برخي نخبگان رسانه‌اي بوده كه در مراحل اوليه تحقيق تلاش بسياري براي مخفي کردن اين ارتباط‌ها داشته است.

 

2. خانم م.ر

وي 32 ساله و مجرد است. نقش پيچيده نامبرده، جذب و استخدام و همچنين كمك به خروج پذيرفته‌شدگان شبكه بي‌بي‌سي به خارج از كشور و تهيه محتواهاي خاص برای برنامه‌های کلیدی بی‌بي‌سي فارسي بوده است.

او از موثرترين همكاران بي‌بي‌سي در داخل كشور بوده كه در راستاي توليدات محتوايي براي اين شبكه فعالیت کرده و نقش به‌سزايي در چرخه تهيه و توليد خبر در اين شبكه بر عهده داشته است.

نامبرده يكي از سرپل‌هاي بي‌بي‌سي براي معرفي و جذب فعالان رسانه‌اي به مراكز آموزشي این شبکه بوده است كه در پوشش چند موسسه خاص مانند موسسه "ا.ک" فعاليت مي‌كردند.

افراد جذب‌شده پس از گذراندن دوره‌هاي آموزشي خاص براي آموزش دوره‌هاي ديگري به اردوهاي خارج از كشور اعزام مي‌شدند كه نامبرده خود در تعدادي از اين دوره‌ها حضور داشته است.

جذب‌شدگان و برگزيدگان نهايي اردوهاي خارج از كشور قبل از آغاز همكاري مستقيم با بي‌بي‌سي فارسي ابتدا به رسانه‌هاي مرتبط چون راديو زمانه، روز آنلاين و... معرفي شده و پس از انجام فعاليت اوليه و آزمايش‌هاي مقدماتي همكاري در اين رسانه‌ها، ضمن آشنايي كامل با محيط‌هاي كاري مطبوعاتي خارج از كشور و نحوه ارتباط با داخل كشور و فعاليت رسانه‌اي غيرمستقيم، با گزينش نهايي راهي لندن مي‌شدند.

بر اساس مستندات و مدارك موجود، خانم م.ر از موثرترين افراد در حلقه تاييد صلاحيت افراد جذب‌شده است كه با "مهدي جامي"، از موسسين راديو زمانه، مرتبط بوده و با همفكري و مشاركت وي اين فرايند را دنبال مي‌كرده است.

وي همچنين قراردادهاي مالي متعددي با شبكه بي‌بي‌سي فارسي به منظور توليد محتوا و پشتيباني برنامه‌اي منعقد كرده است كه مستندات آن به پيوست پرونده به مراجع قضايي ارسال شده است.

از ديگر اتهامات محرز نامبرده، ارتباط مشكوك و معني‌دار با برخي كاركنان و عناصر بومي و غيربومي سفارت انگليس در تهران بوده است كه از اشاره به جزئيات اين ارتباط به دليل ملاحظات خاص خودداري مي‌شود.

همچنین وی در اعترافات خود، اطلاعات كاملي از افراد و همكاران فعال بي‌بي‌سي فارسي در ايران را ارائه کرده است كه برخي از آنها در خور تامل و قابل توجه است و در صورت نياز اطلاع‌رساني خواهد شد.

 

3. آقاي س.ب

نامبرده متولد سال 1362 است. وي در زمان تصدي مسئوليت اجرايي پدر خود در کشور با افرادی از جريان اصلاحات همچون سروش، كديور، مهاجراني، سازگارا و... آشنا شده و با آن‌ها ارتباط برقرار مي‌كند.

از بهمن‌ماه 1386، توجه ويژه‌اي از سوي جریان اصلاحات و همچنين سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه به وي معطوف مي‌شود. به همين جهت، نامبرده در زمان كوتاهي به عنوان بازوي عملياتي و رسانه‌اي برخي از اين سرويس‌ها قرار مي‌گيرد.

مستندات و مدارك ارتباط‌گيري پرتكرار و هدف‎مند "مهدي پرپنچی"، نفر دوم بي‌بي‌سي فارسي، "ندا دهقاني سانيج" (همسر پرپنچي)، "پناه فرهاد‌بهمن" و "حنيف مزروعي" كه جزو افراد شاخص فعال در اين شبكه هستند، با نامبرده، حكايت از اقدامات گسترده و بعضا امنيتي وي دارد كه به دليل پاره‌اي ملاحظات خاص از انتشار آنها خودداري مي‌شود.

بر اساس اقارير نامبرده، وي علاوه بر همكاري با رسانه های جریان ضد انقلاب در اكثر اغتشاشات فتنه 88 حضور فعال و موثر داشته و اقدام به تهيه عكس، خبر، گزارش و ارسال آنها به اين شبكه‌هاي ضدانقلاب کرده است.

از جمله نكات حائز اهميت پرونده نامبرده، ارتباط‌گيري پيچيده و تبادل اطلاعات خاص و محرمانه كشور با برخي سرويس‌ها بوده است كه به محض تكميل پرونده و مستندات از طريق مراجع ذي‌صلاح اقدام لازم انجام خواهد شد.

 

 

4. آقاي س.ك

س.ك 27 ساله ساكن تهران و داراي مدرك كارشناسي است. وي كه مدعي است يكي از نخبگان مستندساز كشور است، قراردادهاي كلان و متعددی براي توليد مستندات سفارشي و هدف‎مند شبكه بي‌بي‌سي منعقد کرده است.

نكته قابل توجه در پرونده نامبرده پيشرفت سريع وي در بدنه و ساختار پيچيده شبكه بي‌بی‌سي است كه منشأ آن شهرت خاص به فساد اخلاقي و اصرار نامبرده براي توهين به مقامات عالي‌رتبه كشور ارزيابي مي‌شود.

نامبرده همچنين از مرتبطين "كاوه مشكات"، از تهيه‌كنندگان برنامه نوبت شما، در بي‌بي‌سي فارسي است.

 

 

5. خانم ب.ه

نامبرده متولد 1362 در تهران و فارغ‌التحصيل رشته مددكاري است كه در سالهاي اخير در فعاليت‌هاي رسانه‌اي اشتغال داشته است.

خواهر او با نام س.ه هم‌اکنون از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی است که بسته های خبری قابل توجهی را نیز در ایام فتنه و در روزهای پس از آن تهیه و از بی‌بی‌سی پخش كرده است.

وی با توجه به جایگاه تثبیت شده خواهرش در بی‌بی‌سی فارسی بازوی خبری و رسانه ای موثری برای رسانه‌هایی مانند BBC و رادیو فردا بوده است.

نکته مهم در پرونده شبكه بي‌بي‌سي كه قبلا نيز به آن اشاره شد، اين است كه اين شبكه چگونه و با چه ساز و کاری با وجود نداشتن دفتر و خبرنگار رسمی در داخل ایران، معمولا در انتشار اخبار مربوط به ايران به روز عمل مي‌كند؟

پاسخ این ابهام، در نحوه جذب و آموزش کارمندان بی‌بی‌سی فارسی نهفته است. اولین نکته‌ای که در آموزش‌ها پس از جذب و استخدام این کارمندان (که همگی از افراد فعال رسانه‌ای داخل کشور هستند) بر آن تأکید می‌شود، حفظ ارتباطات با فعالان و دوستان‎شان در داخل کشور است که آنها نیز از افراد فعال رسانه‌ای هستند؛ لذا از طریق این کانال ارتباطی علاوه بر آنکه مسیر برای جذب و گرفتن همکار در بی‌بی‌سی همواره باز می‌ماند، این رسانه خواهد توانست به صورت فعال به موضوع جمع آوری اخبار و اطلاعات پرداخته و همواره اخبارش در صدر اخبار رسانه‌ها قرار گیرد.

گذشته از این موضوع، سیستم پیچیده جذب و آموزش در سرویس جهانی بی‌بی‌سی منوط به داشتن مهره‌های فعال در داخل کشورها است که در اين زمينه نيز وي، یکی از این مهره‌های فعال به شمار مي‌رود.

در پرونده نامبرده همچنين مستندات ارتباطات چشمگیر وي با رادیو فردا وجود دارد.

پس از تكميل پرونده ب.ه و بازداشت وي، مديران بي‌بي‌سي و برخي مدعيان دفاع از حقوق بشر و همچنين انجمن‌هاي سياسي دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران و خبرنگاران تلاش كردند با ايجاد جو كاذب رواني اينگونه وانمود كنند كه نامبرده تنها به منظور اعمال فشار بر خواهرش كه در بي‌بي‌سي فعال است بازداشت شده؛ در حاليكه پرونده نامبرده خود سرشار از دهها اتهام ضد امنيتي است.

در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است: به زودی در بیانیه شماره دو این مرکز اسناد و مدارکی دال بر ارتباطات سازمان یافته شبکه بی‌بی‌سی، با عناصر خود در داخل کشور منتشر خواهد شد که گویای عمق اشراف اطلاعاتی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته بر فعالیت‌های جریان رسانه‌ای فتنه‌گران است.

طی روزهای آینده بخش اول از مستند رسانه‌ای این عملیات از رسانه ملی پخش خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در یکشنبه هفتم اسفند 1390 و ساعت 21:36 |

 

مدّعيان دروغين مهدويّت در تاريخ

سابقة مهدويّت در اسلام به عصر نبوّت برمي گردد. از همان عصر نبوّت به دنبال روايات متواتر نبوي دربارة مهدي امّت، وعدة ظهور ـ پس از غيبت ـ نجات بخشي و عدل گستري جهاني او و اينكه از نسل پيامبر(ص) و هم نام و هم كنية او خواهد بود، مسلمانان با مسئلة مهدويّت آشنا بودند و اين، يك باور عمومي بود و نوعي انتظار براي تحقّق اين پيش گويي نبوي در جامعه وجود داشت. پس از رحلت رسول خدا(ص)، وعدة ظهور مهدي موعود(ع) توسط ائمة معصومان(ع) نيز استمرار يافت و مورد تأكيد و تبيين بيشتر قرار گرفت و محدّثان فريقين، اين احاديث را سينه به سينه و نسل به نسل منتقل كردند؛ بدين گونه در عصر ائمه(ع) هم به صورت امري مسلّم و مورد پذيرش عمومي درآمد.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در یکشنبه هفتم اسفند 1390 و ساعت 21:23 |
راز دلار  (  فراماسونری  و دجال آخر الزمان  )  بخش دوم


۵ – استفاده از تکنیک ORIGAMI :

اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکلهای گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناسهای دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است.ولی در خود اسکناس ۱ دلاری موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.

اگر عدد ۱ در گوشه دلار را از وسط به صورت عمودی تا بزنید شکل شماره ۱ حاصل می گردد با تکرار این شکل به صورت تقارنی شکل شماره دو به دست می آید از به هم چسباندن این دو شکل و پاک کردن فضای اطراف آن در نهایت شکل ۴ که سر مار است حاصل می شود . گفتنی است این مورد یکی از موارد استفاده از خطوط تار عنکبوتی زمینه دلار است و طراحان دلار موارد متعدد دیگری را نیز نهان نموده اند.

همان طور که قبلا نیز گفته شد مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است . تا جایی که آن به عنوان  حیوان خانگی خود استفاده می نمایند. (۱۵)

اما نکته جالب و مهم اینجاست که بعد از این تکنیک اریگامی بر روی سر مار عبارت”OMO” حاصل می شود که بنا به عقیده شیطان پرستان اولین واژه هستی است که شیطان آن را به انسان آموخت. هم اکنون نیز در جلسات ورد خوانی و آیین پرستش ” RITUAL” شیطان این واژه مکررا مورد استفاده قرار میگیرد.

همانگونه که عرض نمودم از تکنیک اریگامی در طراحی دلار های جدید بیشتر استفاده شده است اما با توجه به طولانی شدن این مقاله  از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسونها در طراحی حادثه یاز ده سپتامبر را بیان می نمایم .

قبلا نیز بیان شد که ۹ و ۱۱ از اعداد مقدس ماسونها هستند لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس ۹۱۱ روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.

لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان ” بواز “و “جاکین” ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها  به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد.

در ساختگی بودن حادثه یازده سپتامبر هیچ شکی نیست و دلایل و مدارک مستدل و مستند غیر قابل کتمانی وجود دارد که تبیین آنها در این مقاله و در این مجال نمی گنجد اما با  توجه به موضوع مورد بحثمان یعنی نشانه های ماسونی دلار، استفاده از تکنیک اریگامی  نتایج باور نکردنی را بر ملا می سازد.

اگر مطابق شکل اسکناسهای ۵ ،۵۰،۲۰،۱۰ و۱۰۰ دلاری را مطابق الگو(تقریبا شبیه موشک) تا بزنید نخست (شماره یک) در ۵ دلاری دو برج سالم را مشاهده می کنید.

در ۱۰ دلاری (شماره ۲) نوک برج ها آتش می گیرد، در ۲۰ دلاری (شماره ۳) آتش گسترش بیشتری پیدا کرده و پایین تر آمده  و نهایتا در ۵۰ دلاری (شماره ۴) هردو برج فرو می ریزند و در اسکناس صد دلاری (شماره ۵) فقط دود حاصل از سوختن آنها ست که دیده    می شود.

آنچه در این جستار بیان گشت صرفا دلایلی کلی از ارتباط  دستگاه بنیانگذاران و حکومت گردانان ایالات متحده  با عقاید الحادی ، کفر آمیز و شیطانی  را بیان می دارد ، صد البته تبیین جزجز فعالیتها و دسیسهای آنها مثنوی صد من خواهد شد و حتی آنچه در باره دلار بیان گشت  اندکی از ماجرا بود. نویسنده تحقیقات بیشتر در این زمینه را به شما خوانندگان عزیز و گرامی محول می گرداند. ان شا الله در آینده به گوشه های دیگری از دسیسه چینی های  این جریان اشاره خواهد گشت.

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در سه شنبه دوم اسفند 1390 و ساعت 1:1 |
راز دلار  (  فراماسونری  و دجال آخر الزمان  )  بخش اول

بی شک باید  سمبولیسم و نماد گرایی را جزء لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است . که قبلا در مقاله ای دیگر با عنوان “نماد های ماسونی مصر باستان” مفصل به آن پرداختم .

اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری  آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.

ششم ژوئیه سال ۱۷۸۵کنگره آمریکا ( که در آن زمان، تنها یک مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar  را واحد پول آن کشور قرار داد.

پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ ، پول انگلستان (لیره) در ۱۳ مهاجر نشین انگلیسی آمریکای شمالی رایج بود.

در جریان انقلاب، آمریکائیان سکه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را که در مکزیک رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند.

سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.

اس با خط عمودی« $» که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده که پول خود را با علامت P (پی) مشخص می کردند و این «P» در آمریکای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شکل «$» درآمد.(۱)

روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس ۱ دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.

اما اسکناس ۱ دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.

پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی  راجع به برخی  اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .

نخستین عدد ۹ است که به حلقه ۹ نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند تعداد ضربه های درجه استادی و…(۳) اشاره دارد.

دومین عدد ۱۱ است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها  در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان ۵ و ۶ پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و …(۴) اشاره دارد.

سومین عدد ۱۳ است که بی شک از مهمترین نشانه های  تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به  پوریم در ۱۳ فروردین در عهد خشایار شاه ، ۱۳ تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و … مد نظر است.

چهارمین عدد ۳۳ است که اشاره دارد  به ۳۳ رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (۱۱* ۳=۳۳) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و…

پس از این مقدمه نسبتا طولانی در ذیل به ترتیب به برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در یک دلاری اشاره می گردد:

الف : نمادهی ماسونی در روی ۱ دلاری:

۱- درج تصویر جرج واشنگتن به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که فراماسون اعظم و دارای درجه   ۳۳  در این تشکیلات بود البته بنای یاد بود وی در واشنگتن مملو از نشانه های ماسونی است.

۲- استفاده از ۱۳ دایره در مهرسبز رنگ  وزارت دارایی امریکا در شکل ^ مانند . البته خود شکل ^ ، نماد مردانگی در مصر باستان و در میان یبوسی ها بوده  و اشاره به یکی از شرایط اصلی عضویت در لژهای فراماسونری یعنی مرد بودن دارد  که تاثیر آن در درجه نظامیان کنونی (گروهبان و استوار) کاملا مشهود است.

۳- استفاده از مجموع ۱۳ برگ و میوه در سمت چپ و راست تصویر جرج واشنگتن(دایره های قرمز رنگ)

۴-  استفاده از ۳۳ حلقه در قسمت چپ و راست در پایین دلار (بیضی های سبز رنگ) که گویای ۳۳ حلقه زنجیر وار رتبه های ماسونی برای رسیدن به مقام استادی اعظم یا بزرگ بازرس کل (همان فراماسون درجه ۳۳ )است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در سه شنبه دوم اسفند 1390 و ساعت 1:1 |
گلشیفته،بازیگر یک سریال صهیونیستی شد!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 7:25 |
گزارشی از محتوای فرهنگی شبکه من و تو (1):
هموطنان ما در شبکه "من و تو" چه می بینند؟
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 7:15 |
 

چرا سینما و صهیونیزم ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 و ساعت 5:1 |

 

یک روزنامه انگلیسی در گزارشی از گرایش عجیب زنان یهودی به حجاب نوشت.

به گزارش البرز روزنامه یهودی جویش کرونیکل در گزارش خود نوشت: دختران یهودی با تغییر دائقه اجتماعی تمایل دارند از حجاب که نماد اسلامیت است استفاده کنند.

دراین گزارش آمده است : در میان زنان یهودی بویژه در میان دختران جوان ، گرایش به استفاده از روسری و لباس های بلند رواج بی سابقی داشته و این موضوع نگرانی خاخام های یهودی را در پی داشته است این درحالیست که روحانیون یهودی از گرایش زنان و دختران یهودی به حجاب بعنوان نماد اسلامی بشدت ابراز نگرانی کرده و خواستار جلوگیری از رواج آن شده اند.

این روحانیون دنبال تصویب مصوبه ای هستند که براساس آن زنان و دختران یهودی نتوانند از نمادهای اسلامی برای خود استفاده کنند.

آنان میگویند: یهودی باید از تشبه به زنان مسلمان پرهیز کنند و اگر مایل به استفاده از روسری هستند باید از نوع یهودی آن استفاده کنند !این درحالیست که برخی دیگر از روحانیون یهود رعایت حجاب ازسوی زنان را عین دستورات تورات میدانند.

بانهائیم از خاخامهای مشهور به واقعگرایی دراینخصوص میگوید : ما پیرو توراتیم و آداب و سنن ویژه خود راداریم و اکنون که زنان دریافته اند که با روسری و لباس های محترم می توانند از شخصیت خود بهتر محافظت کنند چه دلیلی دارد که آن رااز این حقوق انسانی خود محروم کنبم برخی روزنامه هایعربی با انتشار این خبر آنرا نوعی مخالفت ساکت با پدیده صهیونیزم عنوان کردند.

آغاز جنگ حجاب عليه صهيونيزم توسط دختران يهودي (+عكس) | HiPersian.com

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 و ساعت 4:59 |
 

امام خمینی درباره صهیونیسم چه می گفت؟

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران،33 سال قبل در دیدار با هیئتی از مقامات یک کشور خارجی در مورد رژیم صهیونیستی فرمود: "اگر مسلمین مجتمع بودند، هرکدام یک سطل آب به اسرائیل می‏ریختند او را سیل می‏برد."


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 و ساعت 3:37 |
طبق وعده ها و سنن الهي، رژيم سفاك صهيونيستي به حالتي افتاده است كه ديگر نه بمب هاي هسته اي، نه زرادخانه هاي اتمي، نه كمك هاي ميليارد دلاري، نه ناز شست هاي وتويي در شوراي امنيت آمريكايي و نه دلواپسي ها و صدقه گرداني هاي اروپايي، هیچکدام نمي توانند اين رژيم را از سراشيبي تدريجي سقوط، مرگ و نيستي نجات دهند و دور نيست كه سنت استدراج الهي از مسير فروپاشي اجتماعي و اخلاقي اين رژيم را مثالي هميشگي بر «كان لم يكن شيئا مذكورا» تبديل كند.





بروز علايم فروپاشي اجتماعي و اخلاقي

بروز علايم فروپاشي اجتماعي و اخلاقي اسرائيل به حدي رسيده است كه ديگر قابل پوشاندن و مخفي كردن نبوده و رسوايي آن در سال هاي اخير به جايي رسيده است كه اورشليم پست گزارش مي دهد: قاضي دادگاه عالي اسرائيل، دوريت بنيش (Dorit Beinisch) در كنفرانسي گفت: «ما در ميانه يك اوضاع آشفته سياسي و فرهنگي هستيم. ما در حال تجربه كردن شكست ها، نزاع طبقات اجتماعي، فقر و فقدان اعتماد عمومي به تمامي بخش هاي دولتي هستيم. اما با اين حال مي توان گفت كه هنوز دير نشده است. بنيش آرزو كرد كه اسرائيل يك سيستم آموزشي طراحي كند كه قدرت آن را داشته باشد كه زمينه ساز جامعه بهتري باشد. جامعه اي كه از افرادي تشكيل يافته كه مردم خوبي هستند و كودكان آنها زير خط فقر زندگي نمي كنند و مورد خشونت واقع نشده و جاني به بار نمي آيند. جامعه اي كه بر اساس ارزش هاي جهاني و يهودي، تحمل و عشق به انسانيت بنيان گذاري شده است.»



بنیش: اسرائیل در حال تجربه شكست ها، نزاع طبقات اجتماعي،
فقر و فقدان اعتماد عمومي به تمامي بخش هاي دولتي است.



بنيش در سال 2007 دقيقا چيزهايي را آرزو مي كرد كه در اسرائيل وجود نداشت؛ تا كنون به وجود نيامده و هيچ گاه هم به وجود نخواهد آمد و سقوط رتبه اين رژيم در شاخص فساد سازمان هاي بين المللي خود گوياي اين مهم است. اوضاع آشفته فساد سياسي فرهنگي صهيونيست ها در محدوده دوره يك دولت، يك حزب يا يك دوره اجتماعي نبوده بلكه بسيار عميق تر است كه با كمي دقت در سخنان بنيش به خوبي مي توان عمق آن را تشخيص داد. سيستم آموزشي رژيم به گونه اي است كه افرادي «جاني» توليد مي كند طوري كه بنيش وجود «مردم خوب» را براي اسرائيل آرزو مي كند.

بنيش براي كودكان متولد شده در آن جامعه رهايي از فقر و خشونت را آرزو مي كند. جامعه اي كه به شدت تقاضاي محصولات «پورن كودكان» را دارد و افسران ارتش به كودكان تجاوز مي كنند. يقينا اطلاعات بنيش در اين مورد و موارد مشابه بسيار گسترده تر بوده و به خوبي مي داند كه چرا بايد براي اسرائيل يك جامعه بر اساس ارزش هاي انساني آرزو كند. زيرا هاآرتس گزارش داده است كه در سال 2007 تعداد 421 كودك اسرائيلي قرباني زناي محارم و تعرض جنسي از سوي اعضاي خانواده خود شده‌اند.


فروپاشی خانواده، فحشا در دولت

كاهش نرخ ازدواج، افزايش نرخ طلاق و كاهش زاد و ولد از مواردي است كه دولت مردان رژيم صهيونيستي و فعالان مذهبي اين رژيم را به شدت نگران كرده است. طبق آمارها در جامعه اسرائيل، صهيونيست ها در مقايسه با مسلمانان، مسيحيان و دروزي هاي ساكن سرزمين هاي اشغالي بيشترين نرخ رشد را در موارد مذكور به خود اختصاص داده اند. با توجه به اين كه افزايش نرخ زاد و ولد و در نتيجه افزايش جمعيت يك هدف استراتژيك براي رژيم صهيونيستي است؛ واضح است كه سياست مداران اين رژيم تا چه حد بايد نگران اين موضوع باشند.

فحشا و فساد جنسي از افراد عادي تا سران رژيم را در برگرفته به طوري كه دادگاه هاي صهيونيستي ناگزير از محاكمه و صدرو حكم زندان (2011) براي افرادي مانند موشه كاتساف هستند كه عمري را در راه تثبيت اسرائيل به جنايت و قتل و غارت گذارنده است. وقتي كه رئيس جمهور رژيم صهيونيستي (هر چند به مثابه رئیس يك كشور جعلی) كار را به جايي مي رساند كه در جايگاه رئيس جمهور يك كشور به راحتي مي تواند به دور از هرگونه احساس شرم و يا نگراني به كارمندان زن خود تجاوز به عنف كند؛ معلوم است كه به همان نسبت در رده هاي پاييني اجتماعی و سیاسی اوضاع از چه قرار خواهد بود.


کاتساف در دوران ریاست جمهوری و نیز سمت های قبلی اش
 به چندین کارمند زن خود تجاوز جنسی کرده بود.



تجاوز و بی اخلاقی در ارتش صهیونیست ها

ارتش صهيونيستي به مثابه ستون فقرات رژيم به قرارگاهي تبديل شده است كه سواي اهداف بيروني اش مانند كشتار ملت فلسطين و تهديد مداوم ملل منطقه گويا يك هدف دروني ديگر نيز براي خود تعريف كرده كه عبارت است از «زنا، همجنس بازی و تجاوز جنسي» كه به كرات در ميان افسران اتفاق مي افتد. اين هدف تنها به نظاميان يا سربازان محدود نشده و افسران ارتش غير نظاميان صهيونيست را نيز فرصت مناسبي برای شهوت رانی خود مي دانند؛ تا جايي كه افسري به نام ايال ناحوم در اين ارتش كشف مي شود كه به تنهايي در مدت 5 سال 4 هزار دختر اسرائيلي را اغفال كرده است.



ایال ناحوم، نظامی متجاوز به هزاران زن و دختر اسرائیلی

برخي از اين دختران 14 تا 16 سال سن داشته اند كه بر اساس استانداردهاي بين المللي كودك محسوب مي شوند. اينجاست كه در مي يابيم چرا قاضي دادگاه عالي رژيم صهيونيستي آرزو مي كند كه كودكان در آن جامعه مورد خشونت قرار نگرفته و جاني به بار نيايند. در سال 1997 كميته منع تبعيض عليه زنان سازمان ملل طي گزارشي فاش كرده بود كه بازار رو به رشدي براي محصولات پورنوگرافي كودكان در اسرائيل به وجود آمده آمده است. اين محصولات آزادانه وارد اسرائيل شده و به خورد تقاضاي روزافزون جامعه اسرائيلي داده مي شود.

يقينا ظهور افسراني همچون ناحوم در چنين جامعه اي عجيب نبوده و نمونه هاي فراواني از آن در صورت عدم دخالت موساد در گردش آزاد اطلاعات مربوط به ارتش قابل معرفي خواهد بود. يك مورد ديگر از اين دست «عاطف زاهر» افسر بلندپایه ارتش رژیم صهیونیستی بود كه اقدامات او در سال 2011 در رسانه ها مطرح شد. اين افسر ارتش اسرائيل نيز به ده‌ ها دختر جوانی که دوره خدمت نظامی اجباری سه ساله خود را در واحد او گذرانده بوده اند تجاوز کرده است.



زاهر، افسری که به ده ها دختر سرباز اسرائیلی تجاوز کرده است

او در فاصله سال ‌های ۲۰۰۷ (سالي كه بنيش اعتراف مي كند اسرائيل در بحبوحه يك آشفتگي فرهنگي قرار گرفته است) تا ۲۰۱۱ از سربازان دختر زير دست خود سوء استفاده جنسي كرده است و در عوض به آنان قول نمرات عالي ترخيص داده است تا با توجه به اين نمرات بتوانند موقعيت هاي شغلي بهتري بيابند. ۹ مورد از تجاوزات متعدد زاهر در دستور كار رسيدگي دادگاه قرار گرفت و ده‌ها دختر ديگر از ترس ايجاد مشكل در به پایان رساندن خدمت اجباری در مورد تجاوز زاهر به خود سکوت کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 و ساعت 2:50 |
همه چیز درباره گوگل؛
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 و ساعت 2:49 |

 

طی یک سال اتفاق افتاد؛

مرگ 300 کودک آمریکایی بخاطر آزار و اذیت بزرگسالان!
آخرین پژوهش‌ها درباره میزان کودک‌آزاری در آمریکا نشان می‌دهد که حدود ۴ هزار و۶۰۰ کودک در سال ۲۰۰۶ به دلیل آسیب‌های وارد شده به دنبال آزار و اذیت توسط بزرگسالان در بیمارستان بستری شدند.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از خبر 09 فوریه(20بهمن) خبرگزاری رویترز، آخرین پژوهش‌ها درباره میزان کودک‌آزاری در آمریکا نشان می‌دهد که حدود 4 هزار و600 کودک در سال 2006 به دلیل آسیب‌های وارد شده به دنبال آزار و اذیت توسط بزرگسالان در بیمارستان بستری شدند. که شکستگی استخوان و جراحت‌های مغزی از دلایل انتقال این کودکان به بیمارستان اعلام شده است.
بر اساس این گزارش، شمار زیادی از نوزادان کمتر از یک‌سال با 58 مورد از میان 100 هزار کودک نشان دهنده این است که تعداد کودکانی که مورد کودک‌آزاری قرار گرفتند، از تعداد نوزادانی که مبتلا به سندرم مرگ ناگهانی نوزادان هستند، بیشتر است.
دکتر " جان لاونتال" از دانشگاه "یاله" که سرپرستی این گروه پژوهشی را بر عهده داشت با اشاره به وجود کمپینی ملی برای جلوگیری ازسندرم مرگ ناگهانی نوزاد گفت: «ما نیازمند ایجاد کمپینی داخلی برای مقابله با کودک‌آزاری هستیم تا به پدر و مادرها یادآوری کنیم که کودکان آسیب می‌بینند.»
در این گزارش آمده است که در مدت زمان یاد شده 6 کودک از هر 100 هزار کودک مورد کودک آزاری قرار گرفتند.این کودکان به طور متوسط یک هفته در بیمارستان سپری ‌کردند و 300 تن از آنها جان خود را از دست دادند.
این آمار در زمینه کودکان زیر یک‌سال که تحت پوشش بیمه درمانی دولت برای فقرا قرار دارند بیشتر است به طوری که یک نوزاد از هر 727 نوزاد به دلیل بدرفتاری به بیمارستان منتقل می‌شود.
این در حالی است که در گزارشی که سال گذشته 4نهاد دولتی آمریکا تهیه کردند مشخص شد که میزان آسیب‌های مغزی به کودکان به دنبال بحران اقتصادی و فشار بیشتر بر والدین در سال 2007 بیشتر شده است.
دکتر لاونتال در این مورد گفت: «این مشکل پیچیده ای است که کودکان را تهدید می‌کندو ما باید راهی را بیابیم تا به پدر ومادرها کمک کنیم تا رفتار بهتری داشته باشند.»

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 6:57 |
آمریکا و کشورهای غربی در راس؛
گزارشی تکان دهنده از تجاوز جنسی به زنان!
درحالی که دولت آمریکا همواره دولت‌های مخالف خود را به ترویج خشونت علیه زنان و نقض حقوق آنها در کشورهایشان متهم می‌کند، گزارش‌های مؤسسات حقوق بشری مردم ‌نهاد آمریکایی نشان می‌دهد که این اتفاق در ابعاد بسیار وسیع‌تری در ایالات متحده رخ می‌دهد و سیاست‌های فرهنگی دولت به این موضوع دامن می‌زند.
 
 
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز به نقل از خبر چهارشنبه 08 فوریه(19بهمن) سایت باراک اوباما، «مردان در کل حدود ‌١٠ درصد از قربانیان تجاوز را در آمریکا تشکیل می‌دهند و در واقع بقیه این آمار، مربوط به زنان است.»
درحالی که دولت آمریکا همواره دولت‌های مخالف خود را به ترویج خشونت علیه زنان و نقض حقوق آنها در کشورهایشان متهم می‌کند، گزارش‌های مؤسسات حقوق بشری مردم ‌نهاد آمریکایی نشان می‌دهد که این اتفاق در ابعاد بسیار وسیع‌تری در ایالات متحده رخ می‌دهد و سیاست‌های فرهنگی دولت به این موضوع دامن می‌زند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 6:54 |
نگاهی بر اثار ارائه شده در جشنواره سی ام فیلم فجر:
شش پیامد سیاسی جشنواره سی ام فیلم فجر/ وقتی متدینین در خواب به سر می‌برند

سرویس نقد رسانه پایگاه 598/ با نگاهی به آثار ارائه شده در جشنواره سی ام فیلم فجر می توان به فرصت ها و تهدید های بسیاری در عرصه های مختلف دست یافت. در ادامه به برخی از پیامدهای سیاسی و فرهنگی این جشنواره اشاره می شود.

1- اینکه "سینمای ما با انقلاب همراه نیست" جمله ای ایست که بدون حضور در جشنواره فیلم فجر به هیچ وجه قابل درک نیست. معضلی که در عرصه فرهنگ همواره با آن مواجه بوده ایم، این است که قشر مذهبی، خود را در معرض تهاجمات فرهنگی قرار نمی دهند و لذا هیچگاه متوجه نمی شوند بر سر قشر خاکستری و عموم جامعه چه می آید. اکثر قریب به اتفاق روحانیون و علما و حتی عموم مذهبی های بالاخص قم، نه تنها اصلاً به سینما نمی روند، بلکه آنقدر مشغول درس و بحث و هیئت و وبلاگ نویسی خود هستند که حتی وقتشان را تلف خریدن سی دی فیلم ها و تماشای آنها نمی کنند. بعلاوه که سی دی های فیلم های ایرانی و یا اکران های عمومی آنها، سانسور شده اند که با "عدم اکران فیلم های مخرب" در قم، غفلت از بحران سینما را برای مذهبی ها کاملاً تضمین می کنند. البته فاجعه همچنان ادامه دارد و این فرهیختگان، به هیچ وجه حاضر نیستند وقت گرانبهای خود را صرف تماشای سریالهای تلویزیونی که میلیونها ایرانی در معرض آنها قرار می گیرند بکنند تا مبادا در آن دنیا نتوانند پاسخ خداوند را بدهند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 6:27 |

مدّعيان معنويّت و مهدويّت، فرماندهان آخرالزّماني شيطان در عصر حاضر

موضوع مهدويّت پتانسيل فوق‌العادّه قوي‌اي دارد که در دوره‌هاي مختلف مورد سوء استفادة طمّاعاني قرار گرفته که آن را به نفع خود مصادره کرده‌اند. مشهورترين حالت اين ماجرا را در جريان مهدي سوداني مي‌توان ديد که با استفاده از اين پتانسيل فوق‌العادّه مدّت‌ها مقابل استعمار انگليس ايستاد و به اهداف خود نائل شد.


محمود مطهّري‌نيا


يکي از ابزار‌هاي کهن و قديمي شيطان استفاده از ابزار بدل‌سازي و نسخة بدل حقايق است. افرادي که بخشي از حقايق را مي‌فهمند نه کلّ آن را به همان اندازه حقيقت را پذيرفته و از بقيّه‌اش بي‌خبر مي‌ماند يا با توجّه به کم اطّلاعي نسبت به بقيّة موضوع موضع‌گيري مي‌کند. جريان‌هاي مدّعيان نبوّت، امامت، مهدويّت و معنويّت در طول قرن‌ها آدميان بسياري را به خود مشغول ساخته و آنها را يا از مسير حق و حقيقت خارج ساخته‌اند يا حتّي در موارد متعدّد به ورطة هلاکت انداخته‌اند.
اين جريان در طول قرن‌ها سير رو به تزايدي داشته و اين روزها شاهد چنان جرياني از مدّعيان مهدويّت و معنويّت شده‌ايم که اگر اين دوره را دوره و عصر مدّعيان و فرقه‌ها بناميم، سخن به گزاف نگفته‌ايم. فعّاليت بيش از دوهزار فرقه، تنها در ايران شاهدي بر اين مدّعاست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 و ساعت 20:36 |

از نتایج سرکوب رسانه ای

 

 

 

فیلم "جدایی نادر از سیمین" مورد اقبال و انتخاب و گزینش بسیاری از انجمن ها و مراکز و نهادهای سینمایی و نقد فیلم قرار گرفته است. اما آیا این استقبال مثلا انجمن منتقدان لندن یا لس آنجلس و یا نشریه گاردین و بالاخره گلدن گلوب  و بافتا می تواند معیاری برای شایستگی ها و  قوت فیلم فوق الذکر باشد؟ آیا نامزدی این فیلم در بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان اسکار 2012 ( که با توجه به شواهد موجود قریب به یقین است ) نشانی از اوج موفقیت آن خواهد داشت؟  یا به قول معاونت محترم سینمایی اگر آمریکا و غرب بخواهند دشمنی‌هایشان را ادامه داده یا تشدید کنند‌، "جدایی نادر از سیمین" را انتخاب نمی‌کنند! یعنی اگر فیلم مذکور را انتخاب نمایند ، دشمنی هایشان را با انقلاب و نظام اسلامی پایان داده اند؟!!! ( با این استدلال مشعشع ، آنها 12 سال پیش با نامزد کردن فیلم "بچه های آسمان" در مراسم اسکار به دشمنی هایشان با انقلاب اسلامی خاتمه بخشیده بوده اند و پس از آن هرچه کرده اند از سر خیرخواهی و دوستی بوده است!!!!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 و ساعت 6:2 |

پروپاگاندای انقلاب مخملی

 

 

تازه ترین فیلم رنی هارلین ، اکشن ساز مشهور هالیوود درباره جنگ 5 روزه سال 2008 مابین روسیه و گرجستان بر سر زمین های اوستیاست که از دیدگاه یک خبرنگار جنگی ظاهرا بی طرف به نام توماس اندرس و همکار دوربین دارش به نام  سباستین گانز روایت می شود که پس از درگیری در عراق و از دست دادن همسرش به تشویق یکی دیگر از دوستان قدیمی اش به نام دوتچمن ( با بازی ول کیلمر ) عازم گرجستانی می شود که براثر حمایت از جدایی طلبان اوستیا ، در آستانه جنگ تمام عیار با روسیه قرار دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 و ساعت 6:0 |
http://asreakharezaman.blogfa.com/profile/




Javascripts