X
تبلیغات
عصر آخر الزمان - نقد فیلمهای ایرانی

به بهانه خرید جدایی نادر از سیمین از سوی صدا و سیما

 مصطفی براری

مدتهاست که نه من به صداوسیما نیاز دارم و نه صداوسیما به من نیاز دارد، به همین دلیل کاری به هم نداریم و این بهترین تفاهم است

این پاسخی بود که اصغر فرهادی به سوال یکی از خبرنگاران در فرودگاه امام خمینی (ره) داد!  

مدتی پیش خبری مبنی بر خرید فیلم جدایی نادر از سیمین از سوی صدا و سیما جهت پخش آن در ایام نوروز از سوی برخی از خبرگزاری ها اعلام شد که باعث تعجب و حیرت ما شد که چرا باید صدا و سیما چنین فیلمی که فرهنگ ایرانی اسلامی را زیر سوال برده و نوعی رئالیسم سیاه از ایران را تقدیم جهانیان نموده باید از سوی رسانه ملی خریداری و پخش شود! منتظر اقدامی بودیم تا مدیران صدا و سیما از پخش چنین فیلمی منصرف شوند تا اینکه اصغر فرهادی  به صراحت اعلام نمود که حاضر به فروش این  فیلم به صدا و سیما نشده ایم.

از آنجا که پاسخ اصغر فرهادی از جهات مختلف قابل  بررسی است ما ذکر چند مورد را  یاد آور میشویم . 

شاید اصغر فرهادی از یادش رفته ، قسمتی از موفقیت امروز خود را مدیون صدا و سیما می باشد چرا که کار حرفه ای  خود را با ساخت مجموعه های  تلویزیونی "داستان یک شهر"  و " روزگار جوانی " در دهه هفتاد با صدا و سیما آغاز نمود و تا سالها  با پول و اعتبار صدا و سیما بود که توانست پله های  پیشرفت را طی نماید و خود را بالا بکشد و بعد ازآن بود که وارد سینما شد. حال چه شده است که جایگاه  صدا و سیما  دیگر رنگ خود را برای او از دست داده و دیگر نیازی به صدا و سیما ندارد !

آن دسته از نشریات و سینماگرانی که مغرضانه صدا و سیما را  به نقد می کشند  و اینگونه القاء می نمایند که چون رسانه ملی وابسته به حکومت می باشد عملا در حق سینماگران ظلم می کند و  هیچ گونه پوشش خبری از موفقیت های پی در پی فیلمسازان  به خصوص اصغر فرهادی  را در دستور کار خود قرار  نداده و توجهی نمیکند ! حال سوال ما این است  برنامه هفت که هر جمعه بصورت زنده  از شبکه سه پخش می شود و موضوع اصلی آن رخداد های روز سینمای ایران می باشد آیا جزء صدا و سیما محسوب نمی شود!؟ برنامه ای که برای سینما گران سنگ تمام می گذارد و بطور شاخص در هفته های مختلف  روی شخص اصغر فرهادی و جوایز  مختلف آن که در جشنواره های متعدد غربی کسب می نمود، متمرکز میشد. آیا شبکه جام جم که از اصغر فرهادی  دعوت نموده بود و گفتگوی طولانی را از سوابق ، موفقیت فیلم درباره الی  ... ترتیب داده بود جزء صدا و سیما محسوب نمیشود؟! آیا برخی از برنامه های مناسبتی که در برخی ایام به راه می افتاد و با تهیه گزارشی کامل از کسب جوایز مختلف اشاره مستقیم به موفقیت های این فیلم ساز می کرد جزء صدا و سیما نبوده ! آیا آنونس فیلم جدایی نادر از سیمین که هر روز در چند نوبت  از شبکه های مختلف سیما پخش میشد و باعث  استقبال مردم  از این فیلم و در نتیجه فروش آن میشد جزء صدا وسیما بحساب نمی آید  . حال چه شده است که اصغر فرهادی  با ناراحتی معتقد است که صدا و سیما در حق جدایی نادر از سیمین کم کاری نموده و این باعث شده دیگر کاری به کارش نداشته باشد .

فارغ از همه اینها روی سخن ما با مدیران صدا و سیما می باشدکه چرا با توجه به این همه  شبهه پراکنی های مغرضانه  این قشر  به ماهیت صدا و سیما ما باید شاهد  سیاست تساهل و تسامح مدیران صدا و سیما در مقابل آنها باشیم!  با توجه به این که  هدف سازنده فیلم جدایی نادر از سیمین تخریب جامعه ایرانی اسلامی بوده و به همین دلیل  جشنواره ها و رسانه های غربی این فیلم را مورد توجه قرار دادند  باید شاهد این باشیم که صدا و سیما خود را هم جهت و هم رنگ آنها نماید و با اقدام به خرید آن ، عملا محتوای ضد ایرانی آن را مورد تایید قرار دهد . چرا صدا و سیما در انتخاب خرید و پخش فیلمهای سینمایی دقت لازم را ندارد؟

 تا کی باید شاهد بی تدبیری و عملکرد ضد فرهنگی مدیران صدا و سیما باشیم ؟ تا کی باید شاهد پخش بعضي از برنامه هایي که  به تريبون ضد انقلاب و روشنفکران سکولار  تبديل شده است  باشیم ؟ تا کی باید شاهد تولید سریالهای تا ثریا ها باشیم ؟ تا کی باید شاهد شیوه مدیریت گروه های اپوزیسيون که به داخل رسانه ملي نفوذ كرده و اهداف خود را مطرح میكنند باشیم ؟ تا کی باید شاهد برنامه های غیر کارشناسی شده که اصل نظام و ولایت فقیه را زیر سوال می برند باشیم؟! (اشاره به برنامه پارک ملت که عماد افروغ دانش آموخته جامعه شناسی در انگلستان  با تفكرات سكولاريستي خود شبهه و سوءظن را در ذهن مخاطبان القا می کرد )  تا کی باید شاهد خرید و پخش فیلمهای  هالیوودی با درون مایه ، امانیستی - ضد اسلامی برای بزرگسالان و انیمیشن هایی با تفکرات شیطان پرستی و ماسونی برای کودکان و نوجوانان در شبکه های مختلف باشیم ؟ تا کی باید شاهد این باشیم که حجاب و ارزشهای دینی - سنتی این مردم توسط سریالها و تله فیلمها از سوی مهم ترین رسانه جمهوری اسلامی زیر سوال برود؟ تاکی بایدشاهد تبلیغ مصرف گرایی و تایید نظام سرمایه داری از سوی بانکها  در تبلیغات تلویزیون باشیم و قرار است این روند تا به کی ادامه داشته باشد ؟        

آیا وقت آن نرسیده  قشر فهیم و انقلابی ما  بصورت جدی و تخصصی پا در عرصه هنری  و رسانه ای بگذارند و دیگر اجازه مدیریت  مدیران  لیبرال  و زیر مجموعه های سکولار که  آداب و فرهنگ اصیل  انقلابی اسلامی این مردم را لگد مال مینمایند را ندهند ؟

 

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 و ساعت 7:54 |
يك پرسش!

پژمان كريمي
دبير سي امين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر، در آيين پاياني جشنواره، از دوست جانباز خود نقل قولي كرد.
او گفت: «دوست من مي پرسد جايگاه ما و مردم روي پرده سينماها كجاست؟»
نگارنده به دوست جانبازمان حق مي دهم. حق مي دهم كه در آينه سينماي ايران، نشاني روشن و برجسته از خود، همقطاران اش، ياران و همسنگران شهيد و جانباز و ايثارگرش نبيند و گلايه ساز كند!
به او حق مي دهم نگران تصوير نشدن آرمان ها و خواست ها و دغدغه و دلمشغولي هاي مردمي باشد كه «مردم ايران» ناميده مي شوند. مردمي كه 33 سال است فداكارانه پاي مملكت و دين شان ايستاده اند! رنج بردند اما گله نكردند. خون دادند اما استقلال و باورشان را به مسلخ دشمن نسپردند. از مواهب و زخارف دنيوي گذشتند اما سر در برابر دنياخواهان فرود نياوردند، تا سربلند در پيشگاه حضرت حق آشكار شوند.
نه تنها دوست جانباز آقاي خزايي دبير جشنواره، كه هر دلداده به دين و هر شيفته به خصلت هاي انساني و هر دوستدار ميهن و هر شهروند متعهد به هم ميهن اش، بايد گله كند. گله كند نسبت به سينمايي كه هر سال از مفهوم و مصداق ارزش هاي الهي و انساني دور مي افتد. بهتر بگويم و رساتر: «دورش مي كنند»!
سينماي ايران به واقع چه نسبتي دارد با جانباز و جانبازي؟ با شهادت و شهادت خواهي؟ با دين و دين ورزي؟ با ايران و ايران دوستي؟ با انسان و كرامت انساني؟ و...! خودمان را گول نزنيم. استثناها را پيش نكشيم!
در عرصه سينماي ايران چند فيلم ساز متعهد نفس مي كشند؟!
سالانه چند فيلم ساخته مي شود كه فرهنگ ملي و ديني ايراني را واتاب مي دهد؟
سالانه چند فيلم ساخته مي شود كه به دور از ادا و اطوارهاي شبه روشنفكري «مردمي» است؟ مردمي يعني بازتابنده باورها و خواست «مردم»!
سينمايي كه در اغلب آثار يك ساله اخيرش مشاهده مي كنيم :
- ديندار يعني عنصري رياكار و فرصت طلب و حريص و چشم چران و لاقيد و سفاك و فضول!
- مردم يعني طبقه مرفه خوشگذران ، مردم يعني مخالفان نظام سياسي ديني!
- روشنفكر يعني آدمي به دور از غيرت و تعصب ديني!
روشنفكر يعني به دور از تعصب به همسرش، به دخترش، به خانواده اش!
- سياست يعني تلاش براي به دست آوردن مقام و چپاول اموال عمومي!
- زندگي يعني «كافكا»، يعني پوچي، يعني بن بست، يعني جبر!
- كمدي يعني سخيف، يعني از هر روشي بهره بگيريم كه ملت و مخاطب از خنده روده بر شود.
- سانسور يعني مميزي. مميزي يعني سانسور! سانسور يعني نظامي كه برپايه آموزه هاي ديني استوار است.
- جامعه ايراني، يعني جامعه اي بحران زده. يعني مشكلات مردم چنان فراوان و عميق است كه انسان دچار كلافگي و بلكه ديوانگي مي شود!
- اخلاق امري نسبي است!
- رسميت نداشتن چيزي به عنوان حريم شرعي ميان زن و مرد!
- «حجاب» تحميلي آشكار!
- دفاع مقدس، رويدادي قابل نكوهش است.
از روي انصاف نظر دهيد، سينمايي آرماني است؟
مي شود گفت سينماي ملي ما، يعني همين سينمايي كه هست؟ مي توان گفت سينماي امروز ما، مصداق سينماي ديني است؟
مي شود گفت سينماي ما سينماي مردمي است؟
با تأسف بايد گفت بسياري از عناصر سينمايي و رسانه اي كشورمان، در بي نسبتي با دين و انقلاب و كشور و مردم ايران به سر مي برند.
شما نگاه كنيد به نوع بازتاب اخبار نتايج جشنواره سي ام!
در اين جشنواره دو فيلم از سينماي دفاع مقدس به عنوان بهترين فيلم شناخته شد. يك فيلم دفاع مقدس در بخش بين الملل درخشيد. سيمرغ بهترين كارگرداني از آن يك فيلم ساز دغدغه مند شد.
هيچ يك از رسانه هاي غير اصولگرا اقدام به بازتاب برجسته موفقيت فيلم سازان انقلابي نكردند و تنها به بزرگ نمايي سينماگران بي نسبت با دين و كشور پرداختند.
همين رسانه ها، در تعيين خط مشي سينماي ايران نقش به سزايي دارند. همين رسانه ها هنوز به بزرگداشت سينماگران معاند با مردم مشغول اند.
روزنامه باني فيلم يكي از همين رسانه هاست كه به عنوان تنها روزنامه سينمايي كشور با تحسين سينماگراني چون «فرخ غفاري»- از بانيان جشن هنر شيراز و مرتبط با بهائيان و دفتر فرح پهلوي- سينماي ايران را به سوي لومپنيسم و ليبراليسم فرهنگي فرا مي خواند.
جالب است كه بسياري از عناصر رسانه هاي ياد شده در عرصه رسانه ملي هم نفوذ كرده اند. مصداق اين نفوذ را مي توان در جدي ترين برنامه سينمايي رسانه ملي- هفت- مشاهده كرد. «هفت»ي كه رسالت خود را تحقير فيلم سازان مسلمان و بزرگنمايي جايگاه سينماگران معاند قرار داده است.
به راستي جايگاه جانباز و مردم در پرده سينماهاي كشورمان كجاست؟
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 و ساعت 21:57 |

به بهانه ای جایزه اسکار فیلم جدایی نادر از سیمین

مصطفی براری

بالاخره بعد از مدتها چشم انتظاری برای اهالی سینما از این که نتایج جوایزآخرین فیلم اصغر فرهادی به کجا می رسد شاهد این بودیم که این فیلمساز با ذوق زدگی  مهم ترین جایزه جشنواره سینمایی جهان که همان تندیس طلایی باشد بامداد روز دوشنبه از دستان ساندرا بولاك بازیگر برنده اسکار ، دریافت نمود. هر چند شواهد حاکی از آن بود که جدایی نادر از سیمین می بایست جایزه تندیس طلایی اسکار را بگیرد تا بدین ترتیب پازل ناقصی را که غرب جهت اهداف خود از طریق دادن جوایز متعدد در جشنواره های مختلف  چیدمان کرده ، با دادن تندیس طلایی کامل شود .

با دریافت مهمترین جایزه سینمایی جهان موجی از تقدیر و تبریک از سوی  سینماگران  ، اصحاب رسانه و تشکلات سینمایی برای حمایت از اصغر فرهادی به راه افتاد که میتوان چنین امری را طبیعی دانست چرا که سینما گران ما معتقد هستند هنر برای هنر هست و اصغر فرهادی توانست با تکیه بر این باور و با استفاده از قدرت تکنیک و خلاقیتش به چنین جایگاه مفتخری در جهان  برسد و دیگر هیچ !

 این در حالی هست که میدانیم شعار هنر  برای هنر معنای خود را از دست داده و ثابت شده که  سینمای هالیوود  به عنوان بزرگترین تولیده کنند فیلم و همچنین  بسیاری از جشنواره های کو چک بزرگ سینمایی جهان ، در  خدمت اهداف سیاسی لابی صهیونیزم و فراماسونری  می باشد . پس اگر قرار است فیلمی در جهان مطرح شود باید بر اساس مبانی آنها تولید شده تا بتواند جوایزهای متعددی را کسب نماید.  از این رو میتوان جشنواره اسکار و گلدن گلوپ را به عنوان شاخص ترین جشنواره ای  که بر اساس سیاست های صهیونیزم مدیریت می شود به عنوان مثال نام برد .  اما منظور از این یادآوری این بود که انتظار نمی رود ،روشنفکران و سینماگران با چنین دیدگاه به عرصه هنر نگاه نمایند!  ولی این انتظار را داریم  که مدیران فرهنگی ما  با  چنین دیدگاهی به مسائل توجه داشته باشند  .از این رو سخن ما با رئیس سازمان سینمای کشور  می باشد که  نکاتی را عرض مینماییم .  

جناب آقای جواد شمقدری به شما  یادآور می شویم به عنوان معاون محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  می بایست شیوه مدیریت و تفکر  شما در راستا اهداف و آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی باشد تا هیچ کسی به خود جرات ندهد چه در داخل و چه در خارج  آسیبی به بدنه فرهنگی ما بزند  . امروز یکی از افتخارات  ما این است که به ابر قدرت های جهان یعنی آمریکا و هم سویانش توانستیم  نه بگوییم  و با این تفکر در  مقابل تمامیه هجمه های  سنگین آنها بایستیم  و نتیجه آن این شد که  هرروز شاهد موفقیت های چشمگیری  در تمام  عرصه ها ، بدون اکتفا به غرب باشیم . اما سوال این است که آیا ما در عرصه سینما توانسته ایم مانند دیگر عرصه ها موفق باشیم  ؟  یقینا موفقیت در عرصه سینما به این معنا که توانسته باشیم  فیلمهایی را تولید کرده که بر اساس اندیشه اسلامی و مستقل از هر تفکر دیگری باشد .  نه اینکه فیلمهای تولید شود که در مسیر اهداف غرب بتواند جوایز متعددی  را کسب نماید و آن وقت بگویم سینما ایران  توانسته  با گرفتن جوایز مختلفی از جشنواره ها  جهان سر بلند و موفق باشد ! این همان بله گفتن بجای نه گفتن به اهداف غرب  می باشد  !

از آنجا که مستکفران عالم با تمام توان خود می کوشند تا با استفاده از هر ابزاری جلو پیشرفت علمی ، فرهنگی سیاسی... ما را بگیرند و از طریق رسانه و سینما  این اگونه القا نمایند که ایران کشوری هست عقب مانده و  مخالف حقوق بشر  و دموکراسی ... آیا ما توانستیم به وسیله رسانه و سینما خلاف آن را ثابت نماییم  !؟ سینمای ایران به چه مقدار توانسته است بازتاب دهنده فرهنگ ، عزت و اندیشه ناب اسلام  برای جهانیان باشد؟ چه مقدار توانسته  پیشرفت های فناوری  ، علمی  ، اقتصادی و دیگر افتخارات ایران اسلامی  ر ا به تصویر بکشد !؟ آیا تا به امروز یک فیلم تولید شده که بتواند نمونه کامل زن مسلمان ایرانی را به تصویر بکشد و آن  را به عنوان الگو به جهانیان معرفی کرده باشد!؟ آیا میتوانید چند فیلم نام ببرید که توانسته باشد شخصیتهای بزرگ معاصر مانند شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید چمران ، شهید رجایی و دیگر بزرگان عرصه سیاسی و علمی را به تصویر کشیده باشد !؟ آیا ما به عنوان کشوری که  به ابرقدرتهای دنیا  نه گفته ایم  توانسته ایم  فیلمهایی را در نقد تفکرات لیبرال دموکراسی غرب و یا سیاست های  امپریالیستی تولید نمایم و یا  اسلام خواهی که در قلب آمریکا و اروپا و خاورمیانه شاهد آن هستیم  در غالب یک فیلم بگنجانیم  !  شما به عنوان معاون سینمایی جمهوری اسلامی چند تا از این نوع فیلمنامه ها را مورد  حمایت خود قرار داده و یا چه نوع سیاستی را اعمال کرده اید که چنین فیلمهایی تولید شوند ؟ از آنجا که جشنواره های سینمایی جهان به واسطه جوایز رنگی خود می کوشند فیلم سازان ما را برای جذب اهداف خود به آن سوی آبها بکشند . شما در  مقابل چه کرده اید !؟  از آنجا که سالانه تعداد بسیار زیاد ی فیلم هایی که با موضوع اسلام هراسی و اسلام ستیزی از سوی هالیوود تولید میشود ، چند فیلم ساخته شده  تا توانسته باشد رفع شبهه نماید و جواب تهمتها و توهین های که به فرهنگ اسلامی شده است را داده باشد!؟  

این اتفاق که نیفتاده  بلکه ما شاهد فیلمهایی در دوران مسئولیت شما هستیم  که مستقیما در خدمت اهداف غرب تولید می شنوند.  فیلمهایی که ارزش های اسلامی ، فرهنگ ایرانی را می تازند  و زیر سوال می برند !  فیلمهای تولید شدند که ارزشهای دفاع مقدس در آن لگدمال شده ؛  فیلمهای تولید می گردند که ایران اسلامی را عقب مانده ، بدون دموکراسی و با سیاه نمایی به تصویر می کشند !  فیلمهایی تولید میشنود که روابط جنسی دختر پسر ، خیانت زن به مرد ، طلاق ، دروغ  در آن عادی سازی میشود!  فیلمهایی که با زشت ترین کلمات فرهنگ ایرانی ، آداب و اعتقادات سنتی مردم را به تمسخر میگیرند ! که دیدیم  در جشنواره فجر امسال و سال گذشته مورد حمایت جنابعالی و  تیم شما قرار گرفت .      

  این در حالی بود که در دولت نهم  مخصوصا  با دخالت شخص وزیر و بنیاد فارابی مدیریتی اعمال شد که فیلمها ابتذالی که در زمان اصلاحات آغاز شده بود  و تا سال 84 به اوج خود رسیده در دولت نهم  کم رنگ و متوقف شود . و عملا سعی میشد به هیچ کارگردانی اجازه ساخته چنین فیلمهایی داده نشود.  دورانی که هنوز خاطرمان هست شما شدیدا منتقد شیوه  مدیریت آن بوده  و بارها تقاضای تغییر مدیران آنها را از سوی ریئس جمهور را داشتید .  دورانی  که  به عنوان دوران طلایی سینمای ایران بود  اما از سوی شما دوران تلخی برای فیلمسازان سکولار و روشنفکران  بشمار می رفت . اما  اتفاقی که افتاد با سر کار آمدن شما متاسفانه مجدد شیوه مدیریتی که در دولت اصلاحات  که درون مایه آن تفکرات سکولاریتسی و لیبرالیزمی بود را شاهد شدیم  . مصداق آن را می تواند رشد فیلمهای مبتذل و سخیفی که درسال گذشته که تعداد این فیلمها از 30درصد مجموع آثار به نمایش درآمده درجشنواره فیلم فجرسال 88 به 70درصد آثار درسال گذشته افزایش یافت دانست .

امروز رفع توقیف کردن فیلمهای مسئله دار از سوی شما  دیگر دلیلی است که می توان اشاره نمود  و یا اینکه صراحتا از فیلمسازانی حمایت می شود  که بطور آشکار مخالف خود را با نظام جمهوری اسلامی اعلام می کنند  و یا اینکه  در کارنامه شان عملکرد ضد انقلابی دوران فتنه 88 موجود می باشد.

 اما از همه اینها بگذریم چیزی که تعجب ما را بر انگیخته  این است که چطور میتوانید از فیلمی که ضدیت آن با فرهنگ ایران اسلامی کاملا گویا می باشد واین را می توان از بوق های رسانه ها و جشنواره ها و سیاستمداران غربی فهمید از سوی شما حمایت شدید میشود ؟!

چگونه ممکن است که در جشنواره فجر که به برکت  پیروزی شکوهمند  انقلاب اسلامی برپا می شود و یقینا فیلمهای باید در آن مورد توجه قرار بگیرد که با آرمانهای انقلاب این مردم  یکی باشد می بینیم که بسیاری از فیلمها در مقابل آرمانها و اعتقادات این مردم  مورد توجه قرار گرفته که شاخص ترین آن   فیلم جدایی نادر از سیمین است که همزمان در جشنواره های صهیونیزمی هم مورد حمایت و تمجید قرار می گیرد . آیا نمیتوان به این نتیجه رسید که سیاستهای جشنواره های  صهیونیزمی با جشنواره فجر جمهوری اسلامی یکی شده است !؟

 چگونه معاونت محترم سینمایی از فیلم جدایی نادر از سیمین  که بسیاری از کارشناسان معتقد هستند در نقد جامعه اسلامی ایرانی است  و هدف اصلی آن تایید اهداف جشنواره ای و سیاسی غرب بوده ،  این فیلم  را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در جشنواره صهیونیزمی اسکار ، و دیگر جشنواره ها با افتخار روانه می نمایند ! که ما دیدیم این رئالیسم سیاه از ایران،  از سوی سخنگوی امریکا ، لابی صهیونیزم ، وزارت خارجی آمریکا  ، ریئس جمهور فرانسه و دیگر مزدوران غربی  مورد و تقدیر و حمایت در تایید مدیرت معاون محترم وزارت و فرهنگ ارشاد اسلامی  قرار گرفت.  یادمان نرفته امام خمینی (ره) فرموده بودند  "اگر غربی ها از شما تعریف کردند راه تان را اشتباه رفتید و به خودتان شک کنید" و یا مقام معظم رهبری تاکید کرده بودند" جوایزی كه جشنواره هاى خارجى مى دهند ارزشى ندارند "  حال باید از آیا آقای جواد شمقدری و علی رضا سجاد پور پرسید  آیا به این همه حمایت و سر صدایی که جشنواره های غربی  و سیاستمداران صهیونیزمی  در حمایت از این فیلم کرده اند  کمی به عملکرد و شیوه  مدیریت تان شک کرده اید !؟

 

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 6:59 |
نگاهی بر اثار ارائه شده در جشنواره سی ام فیلم فجر:
شش پیامد سیاسی جشنواره سی ام فیلم فجر/ وقتی متدینین در خواب به سر می‌برند

سرویس نقد رسانه پایگاه 598/ با نگاهی به آثار ارائه شده در جشنواره سی ام فیلم فجر می توان به فرصت ها و تهدید های بسیاری در عرصه های مختلف دست یافت. در ادامه به برخی از پیامدهای سیاسی و فرهنگی این جشنواره اشاره می شود.

1- اینکه "سینمای ما با انقلاب همراه نیست" جمله ای ایست که بدون حضور در جشنواره فیلم فجر به هیچ وجه قابل درک نیست. معضلی که در عرصه فرهنگ همواره با آن مواجه بوده ایم، این است که قشر مذهبی، خود را در معرض تهاجمات فرهنگی قرار نمی دهند و لذا هیچگاه متوجه نمی شوند بر سر قشر خاکستری و عموم جامعه چه می آید. اکثر قریب به اتفاق روحانیون و علما و حتی عموم مذهبی های بالاخص قم، نه تنها اصلاً به سینما نمی روند، بلکه آنقدر مشغول درس و بحث و هیئت و وبلاگ نویسی خود هستند که حتی وقتشان را تلف خریدن سی دی فیلم ها و تماشای آنها نمی کنند. بعلاوه که سی دی های فیلم های ایرانی و یا اکران های عمومی آنها، سانسور شده اند که با "عدم اکران فیلم های مخرب" در قم، غفلت از بحران سینما را برای مذهبی ها کاملاً تضمین می کنند. البته فاجعه همچنان ادامه دارد و این فرهیختگان، به هیچ وجه حاضر نیستند وقت گرانبهای خود را صرف تماشای سریالهای تلویزیونی که میلیونها ایرانی در معرض آنها قرار می گیرند بکنند تا مبادا در آن دنیا نتوانند پاسخ خداوند را بدهند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 6:27 |

از نتایج سرکوب رسانه ای

 

 

 

فیلم "جدایی نادر از سیمین" مورد اقبال و انتخاب و گزینش بسیاری از انجمن ها و مراکز و نهادهای سینمایی و نقد فیلم قرار گرفته است. اما آیا این استقبال مثلا انجمن منتقدان لندن یا لس آنجلس و یا نشریه گاردین و بالاخره گلدن گلوب  و بافتا می تواند معیاری برای شایستگی ها و  قوت فیلم فوق الذکر باشد؟ آیا نامزدی این فیلم در بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان اسکار 2012 ( که با توجه به شواهد موجود قریب به یقین است ) نشانی از اوج موفقیت آن خواهد داشت؟  یا به قول معاونت محترم سینمایی اگر آمریکا و غرب بخواهند دشمنی‌هایشان را ادامه داده یا تشدید کنند‌، "جدایی نادر از سیمین" را انتخاب نمی‌کنند! یعنی اگر فیلم مذکور را انتخاب نمایند ، دشمنی هایشان را با انقلاب و نظام اسلامی پایان داده اند؟!!! ( با این استدلال مشعشع ، آنها 12 سال پیش با نامزد کردن فیلم "بچه های آسمان" در مراسم اسکار به دشمنی هایشان با انقلاب اسلامی خاتمه بخشیده بوده اند و پس از آن هرچه کرده اند از سر خیرخواهی و دوستی بوده است!!!!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 و ساعت 6:2 |
http://asreakharezaman.blogfa.com/profile/




Javascripts