سينما به عنوان يک عنصر حياطی در مقابله يا دفاع از فرهنگ مهدويت مطرح می شود در اين راستا گفتگويی با دکتر بلخاری انجام شده که شما را دعوت به این کفتگو مینمایم .
به اميد ظهور نور
سینما را هنر هفتم می نامند از این رو که استفاده شایانی از هنرهای د یگر د اشته است و به این ترتیب توانسته بیشترین تاثیرگذاری را د ر د نیای معاصر د اشته باشد . سینما آن هنگام که به مفهوم هایی که انسان امروز د چار آن است می پرد ازد پنجره های بسیاری را پیش روی ما می گشاید . یکی از آن مفهوم هایی که ناخود آگاه و خود آگاه انسان معاصر و بالتبع هنرمند امروز را به خود مشغول کرد ه پایان زمان و نبرد نهایی خیر و شری است که بشر از د یرباز حتی د ر متون مذهبی خود بد ان پرد اخته است. گفت وگوی حاضر که با د کتر حسن بلخاری مدرس و محقق در فلسفه هنر انجام گرفته است پیرامون رابطه سینما و پرد اختن به نبرد نهایی خیر و شر است... آقای د کتر عصر امروز را د نیای انباشتگی اطلاعات می د انند . د نیایی که حتی حذف انسان ها هم به وسیله اطلاعات انجام می گیرد و ما شاهد ترور اطلاعاتی هستیم. اصلی ترین وجهی که د ر این مسأله مورد توجه قرار می گیرد ، هویت رسانه است همچنین از میان حجم اطلاعات رسید ه به ما تصویر مهم ترین نقش را ایفا می کند . خاصه اگر بعد روانشناختی تأثیر تصویر را بر د رک و فهم انسان د ر نظر بگیریم، این اهمیت بیش از پیش روشن خواهد شد . برای آغاز گفت وگو لطفاً پیرامون اهمیت رسانه و تصویر د ر جهان امروز صحبت کنید . - جهان امروز، جهان اطلاعات است. انسان خیلی سریع از سپهر قبلی که عصر فضا بود به سپهر اطلاعات وارد شد . اهمیت و گسترد گی این مقوله آنقد ر مهم است که مهم ترین مؤلفه قد رت د ر عصر حاضر را اطلاعات می د اند ؛ یعنی کسانی که بر منابع اطلاعاتی سیطره د ارند ، د ر حقیقت به نحوی اهرم های قد رت را د ر سراسر جهان د ر د ست د ارند . به این د لیل که اطلاعات نقشی محوری د ر ارائه الگو و تقلید روحیات و نحوه نگرش انسان به زند گی د ارد . به عبارتی د یگر، اطلاعات جهت زند گی را تعیین می کند و نوع منش انسانی را شکل می د هد و طبیعتاً عامل بسیار مهمی د ر د ست قد رت ها و کشورهایی می شود که برآن چیر گی د ارند . د رباره اهمیت اطلاعات بحث های گسترد ه ای وجود د ارد اما د ر یک جمله این بحث را جمع بند ی می کنم و آن این که اطلاعات عاملی باورساز نیز هست. از آنجا که رفتار انسان ها تابعی از باور آنهاست د ر جهان امروز، اگر کسی بتواند باور و باورسازی ها را تحت نفوذ خود د ر آورد ، می تواند به نحوی زمام فکری و سیاسی جهان امروز را به د ست بگیرد . ما د و ساحت زیست بوم فرد ی و زیست بوم جمعی د اریم. عنصر اطلاعات د ر ارتباط با این د و ساحت انسان و طبیعت چه نقشی د ارد . با توجه به این که جهان ما به سوی د موکرات شد ن پیش می رود ، افکار عمومی نقش قابل ملاحظه ای د ر پیشبرد اهد اف هر کشور د ارد تا جایی که می توان گفت یکی از کلان اهرم های قد رت، همین تأثیر و تسلط بر افکار عمومی است. همان طور که به نظر می رسد غرب هم به خوبی این نکته را د ریافته است و د یگر کم کم از این که بر نخبگان سرمایه گذاری کند ، د ور شد ه است و به آن سمت می رود که با تسلط بر افکار عمومی مقاصد خود را پیش ببرد و این د ر نظریه پرد ازی فرد ی مثل «فوکایاما» که د ر نظریه «پایان تاریخ» خود ، د موکراسی لیبرال را مورد توجه قرار د اد ه به وضوح قابل مشاهد ه است. بنابر این رابطه عصر ارتباطات با زیست بوم فرد ی انسان از یک سو و زیست بوم جمعی وی از سوی د یگر، چگونه است سینما فصل مشترک انسان ها را د ر نظر می گیرد . فصل مشترکی که د ر د ریافت اد راکی آنها یک سیستم واحد د ارد و براساس آن سیستم واحد عمل می کنند و همه اینها نشان د هند ه قد رت تصویر است د ولت نامشروع اسرائیل د ر د هه پنجاه، میلیونها د لار خرج کرد و فیلمهای بسیار عظیمی را د ر تاریخ سینما به وجود آورد . فیلمهایی مانند : د ه فرمان و بن هور که با گرفتن اسکارهای متعد د همه د ر صد د این بود ند که به نوعی حضور نامشروع اسرائیل را توجیه کنند سینما گسترش نرم افزاری و سخت افزاری را توأمان د ارد ؛ چرا که اگر پیام نیرومند ی را که منافع شما را توجیه می کند ، د ر اختیار د اشته باشید و نتوانید آن را د ر جهان از لحاظ سخت افزاری به گونه ای طراحی کنید که به صورتی فراگیرمنتقل بشود ، کار ناقص ماند ه است - تمایزی را که بین زیست بوم فرد ی و زیست بوم جمعی انسان ها د ر نظر د ارید ، د ر عصر ارتباطات تا حد ممکن کم رنگ می شود . شاید د ر یک فضای غیراطلاعاتی که از یک عامل رسانه ای برای مشابه سازی رفتاری د ر جمع استفاد ه می کنید ، بتوان از تمایز زیست بوم فرد ی با زیست بوم جمعی به صورت بارز سخن گفت اما می د انید که یکی از مهم ترین ویژگی های عصر اطلاعات - که خود تان هم اشاره کرد ید - گرایش به یک نوع تفکر عمومی و جمعی است که نمونه اش گرایش به د موکراسی لیبرال است. د موکراسی لیبرال به آزاد ی های فرد ی احترام می گذارد اما واقعیت قضیه این است که بنابر ماهیت ذاتی د موکراسی، آزاد ی فرد د ر گستره جمع تعریف می شود و به همین د لیل، جمع د ر این نوع از قلمرو زیست بوم فرد ی تفوق پید ا می کند . از طرفی د یگر اصلاً اطلاعات به عنوان عاملی که به د نبال تبد یل اید ه ها به کنش رفتاری است، قصد د ارد تا آن اطلاعاتی را به شما بد هد که به نوعی کنش رفتاری بیانجامد . د ر فیلم «ارباب حلقه ها» هم مسئله فرجام و هم نحوه پرد اخت به آن فرجام به نحوی د ر فیلم «ارباب حلقه ها» هم مسئله فرجام و هم نحوه پرد اخت به آن فرجام به نحوی بیان جنگ آخر الزمان است یعنی به شد ت با آن جریانهای اسطوره ای که پیرامون نبرد نهایی خیر و شر د اریم، مشابه است. د ر «ارباب حلقه ها» چهره پیرمرد ی که مصلح است، بسیار شبیه چهره افراد آسمانی است یعنی یک نوع آگاهی گزینشی - بله، آگاهی گزینشی و بعد هنگامی که این آگاهی تبد یل به کنش رفتاری می شود ، آن رفتار - اگر با بروز جمعی همراه شود - د ر راستای اهد اف اطلاعات سازان قرار خواهد گرفت. بنابر این به نظر می رسد د ر عرصه اطلاعات آن چیزی که بیشتر مطرح می شود آن زیست بوم جمعی است اما برای تبیین بهتر این پاسخ باید گفت: د ر جهان اطلاعات محور امروز، این فرد است که مخاطب قرار می گیرد اما غایتی که برای مخاطب فرد ی تعیین می شود ، رفتار جمعی است. به همین د لیل، این مسایل به نحوی چنان به هم پیوند می خورند که جد ا کرد ن شان ممکن نیست. نکته د یگر این که، به نظرم آن د ارند گان منابع اطلاعاتی، سعی بر نوعی مشابه سازی تمد نی را د ر سراسر جهان د ارند ؛ مثلاً هنگامی که آرای «آلوین تافلر»، «فوکویاما» و یا حتی تئوری های سیاسی نظم نوین جهانی جورج بوش پد ر را مورد بررسی قرار می د هیم، می بینیم که همه آنها بر این مسأله مشابه سازی که حاکی از یک نوع شیفتگی نسبت به پذیرفتن هنجارهای رایج غرب د ر کشورهای د یگرست، اتفاق نظر د ارند . د ر اینجا می بینید که مشابه سازی فضای اطلاعاتی د ر ساحت جمعی است، ولی مخاطب همچنان فرد است. د ر جهان ارتباطات مطمئناً بسیاری از وسایل ارتباطی ما د چار تغییرات ساختاری و غیرساختاری می شود . از جمله، حوزه های ارتباطی انسان ها ساحت هنر است که ساحتی آسمانی زمینی د ارد . د ر تغییراتی که د ر این ساحت پد ید آمد ، هنر سینما تولد یافت. سینما به عنوان هنر هفتم و به صورت یک هنر - صنعت توانست با سیطره و به کارگیری هنرهای د یگر جایگاه وسیعی را د ر د نیا کسب کند . به نظر شما سینما چه تأثیری بر انسان امروز د اشته است - عنصر سینما تصویر است. تصویر جایگاه ویژه ای د ر سیستم فکری و روانی انسان د ارد . این جمله را من بارها گفته ام که از د ید گاه روانشناسان هر تصویر معاد ل هزار کلمه است. تصویر نیم کره راست مغز انسان را مخاطب قرار می د هد و نیم کره راست محل ضبط، ثبت و د ریافت اطلاعات شهود ی است؛ یعنی برخورد شهود ی که با اطلاعات صورت می گیرد ، از ناحیه تصویر است و نه کلمه. اگر ما پنج حس خود را پنج د روازه روح مان بد انیم برای ارتباط با پد ید ه های پیرامونی د ر هر شبانه روز 79 د رصد اطلاعاتمان را از چشممان یعنی از طریق تصویر به د ست می آوریم. طبق بررسی هایی که صورت گرفته کنش انسانی محصول د ریافت های شهود ی است تا د ریافت های عقلانی. د ریافت های عقلانی د ر قلمرو چون و چرا و نقد قرار می گیرد ، اما د ریافت های شهود ی این گونه نیست چرا که د ر حیطه علم حضوری است و علم حضوری کمتر مورد چون و چرا و نقد قرار می گیرد . پس هنگامی که مکانیزم د ریافت انسان، تصویر محور است، طبعاً سینما د ر مقایسه با سایر رسانه ها موفق تر عمل می کند . می توان گفت که از میان هنرها سینما د ر مخاطب شناسی خود موفق ترین بود ه است. - د قیقاً و به همین خاطر موفق ترین بود ه است که سینما منطبق با سیستم اد راکی انسان عمل می کند ؛ یعنی نوعی همخوانی با سیستمی که انسان براساس آن د ر خلقت تعریف شد ه، د ارد . به همین علت است که گرایش و تأثیرپذیری بالایی را نسبت به فیلم های سینمایی د ر سراسر جهان شاهد یم. سینما فصل مشترک انسان ها را د ر نظر می گیرد . فصل مشترکی که د ر د ریافت اد راکی آنها یک سیستم واحد د ارد و براساس آن سیستم واحد عمل می کنند و همه اینها نشان د هند ه قد رت تصویر است. برای ارائه قد رت تصویر، مثالی عرض می کنم. من همچنان معتقد م که فاصله بین اصابت اول و د وم به برج تجارت جهانی د ر آمریکا صد د رصد برنامه ریزی شد ه بود و نمی توانست اتفاقی باشد چرا که د ر یک شهر بین المللی مانند نیویورک وقتی حاد ثه ای د ر این حد رخ می د هد بلافاصله د وربین ها د ر حد ود 5 الی 8 د قیقه بعد د ر محل حاد ثه حاضر می شوند . تصور می کنم که انفجار اول بهانه ای بود تا تمام خبرگزاری ها جمع بشوند و بتوانند د قیقاً 18 د قیقه بعد انفجار د وم را به صورت زند ه و مستقیم از شبکه هایشان پخش کنند و جهان را میخکوب کنند . اتفاقاً بعد از این برنامه، برخی از عکاسان خوش ذوق و خبرگزاری های تلویزیونی به د نبال انعکاس نوع رفتار مرد می که این حاد ثه را تماشا کرد ند ، رفتند و نشان د اد ند که د قیقاً بسیاری ازمرد م جهان که این صحنه را د ید ند ، د ر سر جای خود میخکوب شد ه اند . شما نمی توانستید این خبر را به جهان مخابره کنید و تأثیر آن را د اشته باشید . آنها با نمایش انفجار توانستند یک موج سیاسی جهانی ایجاد کنند و نقشه سیاسی خاورمیانه را عوض کنند . شاید یکی از د لایل این قد رت این باشد که سینما و تصویر این توانایی را د ر ذات خود ش د ارد . - این مسأله به سینما برنمی گرد د چرا که سینما تنها توانسته مکانیزم اد راک انسان معاصر را کشف کند . پس بهتر است پد ید ه سینما را یکی از خلاقیت های انسان معاصر د ر جهت د ستیابی به قد رتی تازه بد انیم. - بله، خلاقیت انسان معاصری که توانسته این سینما را چنان برنامه ریزی کند که مطابق سیستم کنش اد راکی انسان باشد . د ر ابتد ا د ید یم که سینما به عنوان هنر - صنعتی که د ر ذات خود قد رت د ارد ، مطرح شد و وقتی به بلوغ خاص خود ش رسید ، مثل د یگر عامل های قد رت زا د ر د ست ابر قد رت های د نیا قرار گرفت و آمریکا هم د ر استفاد ه از این ابزار پیشتاز شد . آمریکا با آغاز استعمار نوین بر سینما به عنوان یک عامل تأثیرگذار بر افکار عمومی مسلط شد و توانست با تأسیس هالیوود و سرمایه گذاری های کلان به بهترین نحو د ر استفاد ه از این هنر - صنعت به پیشرفت شایانی برسد . آمریکا غیر از مطامع اقتصاد ی بهره کشی سیاسی زیاد ی نیز از سینما کرد . به عنوان مثال: «گریفیث» د ر 1916 «تولد یک ملت» را که تماماً د ر راستای وضعیت تبعیض نژاد ی د ر آمریکا بود ، ساخت و چند سال بعد فیلم «تقلب» را با موضعگیری کاملاً مخالف و د ر راستای سیاست د اخلی د ولت آمریکا به نمایش گذاشت و مثال های بسیار د یگری که ناظر به ابزار انگاری سینمای آمریکا د ر راستای اهد اف سیاسی است. لطفاً د ر مورد نقش سینما د ر شکل د هی به سیاست جهانی،توضیح د هید - وقتی د ر سال 1890 سینما اختراع شد ، بسیاری آن را جد ی نگرفتند . اولین فیلمی که د ر منظر عمومی به نمایش د رآمد با نمایش ورود قطار به ایستگاه، مرد م را با تصور اینکه قطار از روی آنها رد خواهد شد با وحشت از سالن سینما فراری د اد . د ر فیلم «هفت» «د یوید فینچر» که فیلمی صد د رصد آخر الزمانی است، کارگرد ان با مطرح کرد ن آن هفت گناه مشهور مسیحیت و یهود یت فرجامی تلخ را مطرح می کند که به عزا نشستن انسان و مصیبت وارگی زند گی انسان معاصر را ترسیم می کند د ر آغاز سینما کاملاً تفننی تلقی می شد . با آمد ن ژرژ ملییس فرانسوی که شعبد ه باز نیز بود تخیل وارد سینما شد . او به نوعی بنیانگذار خیال سینمایی بود . د ر سال 1916 و 1917 بعضی از سینماگران از جمله گریفیث مطرح می شوند ؛ یعنی آرام آرام د ر د هه 20 و 30 سینما تولد د وباره ای می یابد و د ر اینجاست که می توان قد رت تسلط بر افکار عمومی را د ید . اصلاً بنیان غرب د ر فضای د موکراسی بر تحت الشعاع قرار د اد ن افکار عمومی است و د ر واقع فضای د موکراسی، فضای زیست بوم جمعی و ابزاری د ر راستای سلطه به افکار عمومی است، د ر این میان، سینما تأثیرگذارترین بود زیرا که اولاً سیستم اد راکی انسان را به بهترین نحو تحت تأثیر قرار می د اد و د وم اینکه انسانها یک ذهن قصه پذیر د ارند . یکی از عللی که د ر فرایند یاد گیری کود کان از قصه بیشترین استفاد ه را می کنند ، این است که قصه مفاهیم را جزیی می کند و فضا را از آن کلیات تجرید ی خارج می کند . شما تصور کنید که آن قصه با نوستالوژی د وران کود کی ما گره می خورد . همه ما د ر د وران کود کی حس خیال پروری بسیار گسترد ه ای د اشته ایم. اکنون د ر بزرگسالی با پد ید ه قد رتمند ی روبرو می شویم که نه تنها این حس را ارضا می کند بلکه افقهای جد ید ی را هم تعریف می کند . مضاف بر اینکه عنصر روایت باعث تمرکز د ر موضوع نیز می شود . - بله؛ د ر حالی که سخن گفتن یک طرفه و یا پرد اخت مفاهیم تد ریجی سبب می شود که شما عملاً از آن سیستم اد راکی متمرکز فاصله بگیرید ، از همین طریق سینما خیلی سریع به یک عامل قد رتمند تبد یل شد . به عنوان مثال د ولت نامشروع اسرائیل د ر د هه پنجاه، میلیونها د لار خرج کرد و فیلمهای بسیار عظیمی را د ر تاریخ سینما به وجود آورد . فیلمهایی مانند : د ه فرمان و بن هور که با گرفتن اسکارهای متعد د همه د ر صد د این بود ند که به نوعی حضور نامشروع اسرائیل را توجیه کنند . به نظر می رسد سینما علی رغم قد رت بالای خود به مسائل جانبی گسترش این ابزار قد رت نیز می پرد ازد . از جمله برگزاری جشنواره های جهانی سینما که به نوعی با ظاهری هنری و علمی د ر واقع حکم تأیید کنند ه همه جانبه فیلمها را د ارد و د ر واقع عاملی برای تضمین موفقیت فروش آنها محسوب می شود . - سینما گسترش نرم افزاری و سخت افزاری را توأمان د ارد ؛ چرا که اگر پیام نیرومند ی را که منافع شما را توجیه می کند ، د ر اختیار د اشته باشید و نتوانید آن را د ر جهان از لحاظ سخت افزاری به گونه ای طراحی کنید که به صورتی فراگیرمنتقل بشود ، کار ناقص ماند ه است. گاهی اوقات اسکار گرفتن برخی از فیلمها صد د ر صد سیاسی است. به عنوان مثال بررسی کنید که چرا فیلم «رقص با گرگها» مطرح می شود د ر اوایل د هه نود هنگامی که غرب آرام، آرام وارد بحران رنگین پوستها می شود و مسئله سیاه پوست ها و برخورد روشنفکرانه سفید پوستها مورد توجه قرار می گیرد ، فیلم «رقص با گرگها» ساخته می شود . از این رو فیلمی به شد ت تبلیغاتی است. این فیلم که البته از نظر فنی نیز فیلمی قوی بود ، با تمام اسکارهایی را که به آن د اد ه شد ، سیاستی خاص را پیگیری می کرد ند تا توجیه سیاستهای قبلی نژاد پرستانه آمریکایی ها باشد . همچنین است اسکارهای صد د ر صد بی د لیلی که فیلم «فهرست شیند لر» به کارگرد انی «اسپیلبرگ» گرفت. فیلمی که د ر یک اقد ام بی سابقه بلیتهای مجانی آن را د ر د بیرستانها آمریکا پخش می کرد ند ، چرا که موضوع اصلی فیلم، جریان یهود سوزی و یهود ستیزی را تد اعی می کرد و د ر اوج بحران فلسطین و اسرائیل، به د رد اسرائیل خورد . به همین د لیل، به نظر من د ر ظرف 50 سال گذشته نمونه های بسیار زیاد ی می توان آورد که سینما مطلقاًُ د ر خد مت سیاست و بویژه قد رت غرب عمل کرد ه است. با مقد مه ای که شما عرض کرد ید اجازه بد هید برویم به سراغ موضوع اصلی این گفت وگو. یکی از آموزه های اصیلی که بسیاری اذعان د ارند د لیل پویایی و تد اوم حرکت شیعه، اسلام و بسیاری از اد یان جهان است اعتقاد به منجی است. د ر رابطه با مفهوم انتظار و اعتقاد به منجی د ر حالات کلی و رابطه ای که این مفهوم بزرگ انسانی د ر سینما پید ا می کند ، صحبت کنید - واقعاً نمی توان د ر یک فضای کلی نسبت سینما را با مسئله انتظار روشن کرد . چرا که د ر خود مسئله انتظار، ابعاد تفصیلی تر و جزئی تر د یگری وجود د ارد . مانند مسئله حضور منجی، نحوه پرد اخت آن و مسئله آخرالزمان ، بلایا و مصیبت های قبل از ظهور...، که اکنون به علت د امنه د ار بود ن بحث نمی توان وارد آن شد ، چرا که هیچ تمد نی را پید ا نمی کنید که ظهور سبز منجی اش از د ریای سرخ خون نگذرد . حتی د ین هند و که «کالکی» را به عنوان د همین تجلی ویشنو که منجی خویش می د اند ، سوار بر اسبی سپید و با شمشیری آخته تصور می کند و جهان را که د چار محنت شد ه است نجات می د هد . - شما این مسئله را د ر همه فرهنگها می بینید . حتی د ر «اتوپیا» و «مد ینه فاضله» مارکسیسم هم آن جامعه بی طبقه د وره پنجم وقتی رخ می د هد که بین طبقه کارگر و سرمایه د ار تضاد ی جد ی رخ بد هد و جنگی خونین اتفاق بیافتد . اینکه، مفهوم آخر الزمان د ر سینما چگونه تجلی پید ا کرد ه است، مانند فیلمهایی چون: «چه رؤیاهایی که می آیند » یا فیلم «روح» آخرالزمان د ر بعد معنوی اش مطرح می شود . همچنین وقتی د ر حوزه سینما بررسی می کنید ، می بیند که اتفاقاً سینما هم از چند بعد وارد این قضیه شد ه است و به همین د لیل مسئله را می توان به صورت کلی مورد بحث قرار د اد . ضمن اینکه باز تقسیم بند ی د یگری د ر سینما وجود د ارد که د ر آن اسطوره منجی غربی یا انتظار د ر تفکر غربی د ر صهیونیزم مسیحی یک بازخورد و د ر خود آیین یهود بازخورد ی د یگر را د ارا است. مثلاً، د ر فیلم «ماتریکس» منجی، هویت صهیونیزم مسیحی را د ارد ؛ یعنی تلفیق صهیونیزم را با مسیحیت د ارید . چون «نئو» بازتولید مسیحیت و «زایان» همان صهیون است. و د ر فیلم هایی مثل «آرماگد ون» به آن آرمان های یهود ی نزد یک می شوید و د ر فیلم «روز استقلال» د ر حقیقت با یک نوع آخرالزمان کاملاً آمریکایی روبرو می شوید . د ر فیلم های «روز استقلال» و یا «مریخ حمله می کند » این مفهوم که نهایتاً آمریکاست که می تواند منجی جهان شود کاملاً مشهود است. به نظر من با توجه به این کلیاتی که قابل تقسیم بند ی های متعد د نیز هست، باید بحث را جزئی تر کنیم. اگر موافق باشید به بحث آخرالزمان و سینما که کمتر هم به آن پرد اخته شد ه بپرد ازیم. - واقعیت این است که هرچه قد ر ما از آغاز هزاره سوم فاصله می گیریم، پرد اخت به منجی د ر هالیوود کاهش پید ا می کند و پرد اخت مفهوم آخرالزمان افزایش پید ا کرد ه است. بیشتر به نظر می رسد که د غد غه آنها فرجام تاریخ است. از نظریه های مطرح شد ه د ر جهان معاصر مثل «پایان تاریخ» و «برخورد تمد نها» نیز برمی آید که انسان امروز چقد ر فرجام گرا شد ه است. - بله، از نظر روانی هم فرجام تاریخ برای انسان قابل لمس تر است تا مسئله منجی. انسان خود ش به طرف مسئله فرجام می رود و این از مفهوم منجی که شخصی آسمانی است قابل حس تر است، زیرا د ر تفکر امروز بین زمین و آسمان فاصله ای بسیار د ور تر از گذشته وجود د ارد . امروزه د یگر فرد ی که آسمانی باشد ، کمتر مصد اقی می شود . به همین خاطر د ر فیلم «ماتریکس» کارگرد ان مسیح موعود را تا حد یک متخصص کامپیوتر که جوانی ترسو نیز هست و به راحتی می توان با شخصیتش ارتباط برقرار کرد ، تصویر می کند . بخاطر همین فرجام تاریخ قابل لمس تر است. بنابراین به نظر من گرایش سینما به پرد اخت مفهوم آخرالزمان بیشتر است تا پرد اختن به صرف منجی. من فهرستی از 50 فیلم پرفروش د نیا را د ر 25 سال اخیر؛ یعنی ربع آخر قرن بیستم بررسی کرد ه ام. البته پرفروش د ر اینجا به معنای فروش سینمایی است و نه فروش DVD و CD فیلم به صورت مجاز و غیرمجاز. اگر مسئله فروش را تابعی از وسعت مخاطب بد انیم؛ که هست، از بررسی این آمار به نتایج جالبی می رسیم. د ر رأس این لیست فیلم «تایتانیک» قرار د ارد که د ر سطح جهان د ر حد ود یک میلیارد و هشتصد و سی و پنج میلیون د لار فروش د اشته است. فکر نمی کنید ، علی رغم د استان پیش پا افتاد ه این فیلم، پایان بند ی تلخ آن د رست برخلاف فیلمهای آمریکایی که تقریباً همیشه فرجامی خوش د ارند ، توانسته ذائقه مخاطب امروز را فراچنگ خود بیاورد - د ر این فیلم از 2700 مسافری که کشتی تایتانیک د اشت 700 نفر زند ه ماند ند و این خود پایان غم انگیزی است. به طور کل د ر آغاز هزاره سوم جو جهانی به گونه ای است که آن د لهره های آخر الزمانی را د ر انحطاط اخلاقی جهان، د ر سیطره اطلاعاتی د نیای معاصر ، د ر جهان ملتهب سیاسی، د ر اثر یکه تازی آمریکا و سلطه صهیونیزم، چنان ملموس کرد ه است که پرد اخت کارگرد ان مؤلف از خوش فرجامی، پرد اختی کاملاً افسانه ای و خوش خیالانه خواهد بود . د ر جهانی که شکنجه های واقع د ر زند ان ابوغریب و سر برید ن انسانها را به راحتی از طریق رسانه های بین المللی می توانید مشاهد ه کنید ، کارگرد انهای مؤلف و واقع گرا نمی توانند خیلی به خوش فرجامی بیاند یشند . از موضوع بحثمان د ور نشویم. از آن فهرست 50تایی غیر از تایتانیک که رتبه اول را د اراست، از 22 فیلم اول فهرست د ر حد ود 19 فیلم قصه ای تخیلی د ارند و به نوعی به آخر الزمان مربوط می شوند . گاهی فکر می کنم به اینکه این حرکت سینما آیا د ر حقیقت به نحوی بازتاب روان ناآرام انسان امروز است یا تنها سینما این فرجام تلخ را برای انسان روایت می کند به عبارتی د یگر آیا د یالوگ د وسویه ای بین روان ناآرام معاصر که به سینما خط می د هد و بررسی واقعیت های د نیا توسط عناصر سینمایی برقرار است. این سؤال مهمی است که چه ارتباطی بین روان ناآرام فرجام نگر انسان معاصر با سینما وجود د ارد . خیلی عجیب است که از۲۲ فیلم برتری که از سال۱۹۹۵ تا۲۰۰۴ یعنی ظرف نه سال گذشته به نمایش د رآمد ه است۱۹، فیلم به نحوی به آخر الزمان ربط د ارد . از جمله این فیلمها فیلم «ارباب حلقه ها» است. د ر این فیلم جنگ خیر و شر مطرح است. این فیلم قوی از یک کارگرد ان ونزوئلایی است و عجیب اینکه نحوه پرد اخت جنگ خیر و شر د ر این فیلم همان رویکرد ی است که کارگرد ان ترمیناتور۲ یعنی «جیمز کامرون» د ارد . نحوه جنگ خیر و شر ، سلاح ها و انسانها د ر این فیلم متعارف نیستند . تصاویر این فیلم شبیه همان مفهوم های انتظاری است که ما د ر متون اسطوره ای و یا د ر متون مذهبی مان د ر جنگ آخر الزمان خواند ه ایم. د ر «ارباب حلقه ها» هم مسئله فرجام و هم نحوه پرد اخت به آن فرجام به نحوی بیان جنگ آخر الزمان است یعنی به شد ت با آن جریانهای اسطوره ای که پیرامون نبرد نهایی خیر و شر د اریم،مشابه است. د ر «ارباب حلقه ها» چهره پیرمرد ی که مصلح است، بسیار شبیه چهره افراد آسمانی است. بعد از «ارباب حلقه ها» فیلم «هری پاتر» است که باز قصه جنگ خیر و شر است. د ر اینجا یک بحث مطرح می شود با توجه به اینکه پد ید آورند گان هر فیلمی هنرمند نیز هستند ، آیا نمی شود گفت که ناخود آگاه انسان هنرمند معاصر است که به این سمت می آید و این ژانر را خلق کرد ه است. - من این فکر را می پذیرم و با یک مثال این را تقویت می کنم. شما رمان نویس مشهوری مثل «توماس هریس» را می بیند که شاهکاری هایی مثل «سکوت بره ها» یا «هانی بال» را نوشته است. اگر د ر آثار او تأمل کنید با یک فرجام تلخ مواجه می شوید که بیانگر تم و احساس واقعی او د ر ناخود آگاهش است. همچنین اگر د ر فیلم «هفت» «د یوید فینچر» که فیلمی صد د رصد آخر الزمانی است، د قت کنید ، می بینید با مطرح کرد ن آن هفت گناه مشهور مسیحیت و یهود یت فرجامی تلخ را مطرح می کند که به عزا نشستن انسان و مصیبت وارگی زند گی انسان معاصر را ترسیم می کند . شما د ر این میان یک عنصر سومی را اضافه می کنید و آن عنصر سوم انسانهای تیزهوش و تیزبینی هستند که د ر حقیقت د غد غه های افکار عمومی و نهاد آرام انسان معاصر را کاملاً سینمایی می کند . با آن تعریفی که از هنر د اریم و آن را عصاره تفکر و تجربه زمان هنرمند می د انیم. - بله، د قیقاً همین است. این عنصر سوم بسیار قابل تأمل است. ما هرچه قد ر از سال 2000 فاصله می گیریم از پرد اخت به شخص منجی فاصله می گیریم. چون من از سال 1997 تا سال 2002 را که بررسی می کرد م متوجه شد م به د لیل اعتقاد غربیان به این مسئله که اتفاقات مهم د ر پایان هزاره ها و آغاز هزاره ها می افتد ، پرد اخت به منجی بالاست اما بعد از آن مسئله آخر الزمان مطرح شد ه است. د رباره آخر الزمان ما یک پرد اخت عام د اریم. د ر فیلم حمله به «سیاره میمونها»، میمونها می آیند و کره زمین را فتح می کنند . د ر این پرد اخت سینما از نبرد نهایی آخر الزمان نیروهای شر میمونها هستند . د ر پشت این تصویر تفکری خاص نهفته است. من معتقد م د ر فیلم هایی مثل «مریخ حمله می کند » و «روز استقلال» انسان به نوعی از موجود ات فضایی ترساند ه می شود . زیرا تصاویر ماهواره ای و سفینه هایی که انسان به فضا فرستاد ه، حضور موجود ذی شعوری را ثابت کرد ه بود . از طرف د یگر با استناد به مسائل علمی این مسئله قابل لمس تر می شد و این مسئله به نوعی رقابت روزافزون کارخانه های تسلیحاتی را توجیه می کرد . به خاطر اینکه انسانها از موجود ات فضایی که همیشه ظالم و ضد بشر تصویر می شوند ، می ترسند . موجود ات فضایی نوع د یگری نیز تصویر می شوند ، که اتفاقاً به مسئله انتظار ارتباط بسیاری د ارد . منبع مطالعات آخر الزمانی غرب، کتاب مکاشفات یوحنا است. د ر این کتاب جریان های آخر الزمانی به صورت بسیار انتزاعی بیان شد ه است. اتفاقاً همین باعث شد ه است تا شرح های بسیاری بر آن نوشته شود . - بله شرح های متعد د ی زد ه اند و همین باعث شد ه تا روایت های متعد د ی نیز از آن انجام پذیرد . بالطبع وقتی انتزاعی است قابلیت تأویل پذیری آن هم بسیار زیاد است. - د قیقاً، یعنی هر شخصی می تواند آن را به نفع خود تاویل کند . مثلاً هنگامی که از اژد های هفت سر صحبت می کند ، هنگامی که از زنانی با هیئت خاص صحبت می کند ، از طبلها، شیپورها و... همه مفاهیمی قابل تأویلند . طبعاً چنین منبعی مورد استفاد ه زیاد ی د ر سینما قرار می گیرد . برخورد ی که د و براد ر «وای چفسکی» با سه حلقه «ماتریکس» می کنند بنابر صراحت خود شان متأثر از کتاب مقد س، مکاشفات یوحنا و د استانهای مذهبی ایشان است. غیر از موجود ات فضایی حیوانات غیرمعمول نیز به عنوان نیروهای شر تلقی می شود - مثل فیلم «سیاره حیوانات» و یا «پارک ژوراسیک». «پارک ژوراسیک» نیز جزو آن 22 فیلم مطرح بود . د ر پارک ژوراسیک شما با حمله د ایناسورها مواجه شد ه اید و نابود ی نسل انسان مطرح می شود . د ر اینجا، یک بعد ژنتیکی است. یا د ر فیلم «فرانک اشتاین» که یک نوع تد اخل ژنتیکی صورت گرفته و براساس این د ستکاریهای ژنتیکی موجود اتی خلق می شود . اینها همه انگاره های آخر الزمانی هستند که البته د ر بعضی از اوقات د ر راستای سیاست های خارجی ایشان نیز است. به عنوان مثال د ر فیلم پرفروش «ترمیناتور 2» که از لحاظ فنی و جلوه های ویژه انقلابی د ر صنعت سینما محسوب می شد ، موجود اتی ذهنی و فضایی د ر مقابل قهرمان فیلم یعنی «آرنولد » قرار می گیرند . این فیلم از سه رأس مثلث «آرنولد »، «جیمز کامرون» کارگرد ان و پیروزی خیر بر شر که موجود ات شر «ماشینها» هستند ، تشکیل شد ه است. همین سه رأس بعد از این موفقیت د ر فیلم «د روغ های حقیقی» تکرار می شوند اما این بار به جای ماشینها، مسلمانان نیروی شر هستند که د ر مقابل آرنولد قهرمان اصلی فیلم قرار می گیرند .یعنی نیروهای شر و تروریست جز مسلمانان کسی نیستند . البته تئوریسین های غربی نیز مبانی سازی می کنند . «فوکویاما» می گوید : «اسلام د ریای فاشیستی برای شنای تروریستهاست» «هانتینگتون» می گوید : «مرزهای اسلام را خون فرا گرفته است و جهان اسلام د ارد به پیری می رسد و هر چه به سوی سن پیری برود حملات تروریستی اش د ر جهان افزایش پید ا می کند ». «برنارد لوئیس» اسلام را د ر جهان عامل حرکات تروریستی می د اند . از طرفی د یگر یکی از رهبران صهیونیزم مسیحی می گوید : آمریکا نمایند ه خد ا بر روی زمین، برای ظهور مسیح است. پس آنها از یک طرف اسلام را به عنوان عامل خشونت و شر د ر جهان آخر الزمان مطرح می کنند و از طرف د یگر آمریکا را به عنوان رهانند ه و منجی معرفی می کنند و د ر این میان سینما فریبند ه ترین نقش را ایفا می کند . فکر می کنم اگر د ر پایان د رباره «آیند ه گرایی» که با نبرد نهایی خیر و شر نیز ارتباط د ارد صحبت کنید حسن ختام خوبی خواهد بود . بحث آیند ه گرایی د ر غرب خیلی جد ی است و به عبارتی جد ی تر از فضای ماست و علتش هم این است که ما با مساله انتظار د ر بعد مذهبی و د ینی خود مان روبه رو می شویم، حضرت امام زمان علیه السلام، د ر قلمرو د ینی ما حضور د ارد . این مطلب د ر تمامی ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شیعه حضوری ناب د ارد ولی د ر ذهن عامه تنها امام زمان عج د ر بعد مذهبی مطرح است. د یگر د ر بعد سیاسی، اجتماعی و علمی مطرح نیست. اما د ر غرب بحث آیند ه نگری د ر تمامی ابعاد فوق العاد ه جد ی است به همین د لیل متفکران بخش مهمی از افکارشان را صرف این می کنند ، زیرا قلمرو علمی غرب وسیع است. شما د ر علوم تجربی وقتی به د و فرمول برسید می توانید پیش بینی کنید . یعنی با چند مورد استقراء وقتی آزمایش کرد ید و به یک نتیجه رسید ید قانونی می سازید که اگر د ر این شرایط چنین بشود ، چنان می شود . این «می شود » امری آیند ه ای است، امر زمانی فراحال و فراگذشته است. د ر ذات تمد ن های به شد ت علم گرای متاثر از آیند ه نگری و پیش بینی علمی فی نفسه روانشناسی و جامعه شناسی و سیاست آن جامعه هم آیند ه نگر می شود و د نبال سیستم هایی می گرد د که به آیند ه نفوذ کند . مثلاً د ر ابتد ای فیلم روح یک تصویر وجود د ارد نماد شناسی د ر سینما که سه چهار نفر د ارند د یواری را تخریب می کنند . د یوار تاریخ است و پشت د یوار رمز و راز زیاد است و فضاهای مه آلود و مبهم زیاد ی د ارد . فیلم می گوید می گوید انسان معاصر شید ای شکستن این د یوار و اد راک اتفاقات آن طرف د یوار است. د ر عالم روح، می خواهم بگویم عین این اد راک را نسبت به آیند ه د ارند . غرب می خواهد به آیند ه نفوذ کند و به یک عبارت چون قد رت علمی د ارد می خواهد آیند ه را خود ش بسازد . اینکه می بینید اینها گرایش به آیند ه د ارند بخشی از آن تاثیر ذاتی علم تجربی است و بخش د یگر آن توجه به اهد اف سیاسی است. یعنی اگر بتوانید آ یند ه را پیش بینی کنید می توانید خود تان هم آن را بسازید ، چیزی که د ر «نوسترآد اموس» آن را ترویج می کنند . می گویند یک چنین چیزی محقق خواهد شد ، اما ما می توانیم تغییرش بد هیم. لذا یکی برمی گرد د به ذات علم که من خیلی مختصر عرض کرد م و د رجای خود ش واقعا بحث مفصلی د ارد ، بخش د وم اینکه آ یند ه نگری د ر ذهنیت اند یشمند ان غربی جد ی است. شما به کارکرد افراد ی مثل «جری فالول» د ر غرب نگاه کنید . مثلاً موسسه کلوپ اخلاقی. گرچه د رمورد خود فالول بحث هست که من اعتقاد د ارم به نحوی د ارد صهیونیسم را توجیه می کند . ولی آمارگیری هایی که اینها ارائه می د هند جالب است. مثلا د ر کتاب «اراد ه خد اوند » بخشی از این آمارگیری ها آمد ه است و به نحوی به طور غیرمستقیم برای ما که می خواهیم از غرب، و افکار عمومی غرب اطلاعاتی د اشته باشیم پرد ه برمی د ارد . مثلا من طی بررسی هایی که کرد ه ام سالهای پایان هر هزاره د ر اکثر تمد ن ها اتفاق بر این است که یکسری تحولاتی رخ می د هد متوجه شد م که 61 فرقه منتظر ظهور عیسی مسیح د ر سال 2000 بود ند . د ر د روازه شرقی بیت المقد س د وربین گذاشته بود ند که حضرت مسیح اگر نزول اجلال کرد ند ، فیلمش را بگیرند . پس این خیلی برایشان ملموس است. یعنی یکی از بعد مذهبی، یکی از بعد علمی مساله آیند ه و انتظار و اتفاقاتی که د ر آ یند ه می افتد برای اینها خیلی مهم است. نکته د یگر اینکه ما د و نوع تمد ن د ر جهان د اریم. اگر بخواهیم آیند ه نگری غرب را که د ر حقیقت هویت فکری غرب را تشکیل می د هد تبیین کنیم و بعد ارتباطش بد هیم با همان رسانه ها و حلقه هایی که شما فرمود ید . یک نوع تمد ن د ر جهان د اریم که گذشته خود ش را نقد کرد ه و سعی می کند امروزش را بفهمد و به استقبال فرد ا می رود . این تمد ن د ر اهد اف خود ش موفق است. غرب د ر این چارچوب د ارد اینگونه عمل می کند . وقتی «کانت» عقل نقاد را پیش می کشد ، همه چیز را د ر بوته نقد قرار می د هد و شما وقتی نقد بکنید می توانید سره را از ناسره تشخیص بد هید . البته جهت مهم است، هد ف خیلی مهم است، چون نقد اگر د ر بستر عریان بخواهد بررسی شود ، نتیجه ای ند ارد ولی د ر فضای خود ش خیلی موثر است. این نکته را عرض کنم که تمد ن امروز این مشکل را حل کرد ه است، البته د ر بعد تکنولوژی، وگرنه د ر بعد اخلاقی یک فاجعه است که د ارد وارد آیند ه می شود . نفوذ د ر آیند ه نه تنها گرایش فطری آنها که گرایش ما هم هست. مجموعه این قضایا یک پیوند ایجاد می کند بین نظریه پرد ازان، سیاست بازان و تصویربرد اران غرب. چرا که علی رغم ریشه د اربود ن بحث مهد ویت و آیند ه گرایی د ر اعتقاد ات ما، این بحث چند ان اثر عملی د ر زند گی فرد ی و اجتماعی ما ند ارد ، ولی برخلاف ما د ر غرب قضیه کاملا برعکس است. گفت وگو با د کتر حسن بلخاری محمد یاسر زفرقند ی - الهام صاد قی همشهری - چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳ - نیمه شعبان - شماره 1
در این وبلاگ نقد و بررسی سینمای آمریکا ، آخرالزمان از نگاه غرب و اسلام ، اهمیت و کارکرد رسانه ، نقد و تحلیل عرفان ها نوظهور ، شناخت ماهیت صهیونیزم بین الملل ، فراماسونری و مسایل و اتفاقات روز جهان بررسی می شود .