نقد فيلم بعد از ظهر سگي سگي
شوخی های جنسی در یک فیلم به بهانه رونق سینما!
تمسخر قشر مذهبی در سینمای ایران با نگاهی به فیلم بعد از ظهر سگی سگی

شايد مخاطبيني كه فيلم بعداز ظهر سگي سیدنی لومت ساخته شده به سال ۱۹۷۵ را ديد ه باشند و با توجه به اين كه فیلم داستان سرقت بانک در بروکلین در سال ۱۹۷۲ را روایت میکند با ديدن پوسترهاي فيلم بعد از ظهر سگي سگي مصطفي كيايي كه تا حدودي سرقت و گروگانگيري را در ذهن مخاطب القاء ميكند و يا روايت كوتاهي كه از اين فيلم در مجلات و سايتها با همين مضمون ارائه مي شود اين ايده به ذهنش برسد كه اين فيلم برگرفته از داستان فيلم سيدني لومت كه نامزده چند جايزه اكسار است مي باشد ، پس حتما اين فيلم تا حدودي حال هواي فيلم بي نظير بعد از ظهر سگي سيدني لوت را داشته و بايد داستان و كارگرداني متفاوتي با تمام كميدنهاي سينماي ايران داشته باشد ؛ اما با ديدن فيلم به اين نتيجه مي رساند اين فيلم هم در دسته فيلمهاي سخيف فيلم فارسي قرار دارد كه كارگردان اين فيلم، نه تنها نتوانسته الگو برداري فني از كارگرداني سيدني لومت اثري قابل توجه از خود بجا گذارد بلكه با انتخاب اين نام و موضوع گروگانگيري، حتي نتوانسته كپي برداري درستي از آن فيلم داشته باشد صرف اينكه از نام و موضوع آن فيلم سوء استفاده نموده و با جسارت كامل نمايي از آن فيلم را در يكي از سكانسهاي فيلم خود به نمايش مي گذارد ،همان سوء استفاده اي كه كارگردان فيلم دمكراسي تو روز روشن با كپي برداري از نقش اول فيلم ماتريكس كرده ( و يا از عكس سوپر استار ايراني محمد رضا گلزار كه در همه پوسترهاي فيلم نقش اول را به مخاطب القاء مي كرد در حالي كه نقش اول فيلم حمید فرخنژاد بود و معلوم گشت كه براي فروش و جذب مخاطب عكس گلزار را بزرگتر از ديگر بازيگرها در پوسترها انتخاب كرده بود .) اگر از اين كارگردان ها سوال بشود چرا از فيلمهاي هالييودي مايه ميذارند ، توجيهات مغلطه اي خود را دارند .
يقينا اين روزها بارها شنيده ايد كه فيلمها ي سخيف ، بي محتوا ، بي ارزش يا فيلم فارسي در سينما ايران مد شده است و به عنوان ويروسي درذهن نويسندگان و كارگردانان جا گرفته است و هر روز شاهد اين هستيم كه اين گونه فيلم ها ساخته ميشود . فيلم بعد از ظهر سگي هم از اين نوع فيلمها بشمار مي آيد .
كارگردان هاي سينماي ايران ادعا مي كنند كه براي رسيدن به سينماي مطلوب مسئولين بايد دستشان را باز بگذارند تا بتوانند با پرداختن به موضوعات مختلف و نداشتن محدوديتها و در نظر نگرفتن خط قرمزها و گذشتن از تعصبات بيجا ، فيلم بسازند تا مخاطبين از سينما لذت ببرند و فيلمها بفروش برسد و در نتيجه سينما رونق بگيرد !! مطلبي كه مصطفي كيائي هم برآن اعتقاد ويژه اي دارد و با اين نگاه كه پس مي توان خط قرمزها را در نظر نگرفت بايد با ارزشها و يا تفكرات گروهي خاص بازي كرد و آن را به تمسخر گرفت ، سنتهايي كه امروز ديگر جاي در جامعه ندارند و بايد به سخره كشيده شود و براي خنديدن مخاطبين در فيلمهاي كميدي بكار روند .
متاسفانه سالهاست قشر مذهبي در بسياري از فيلمها بخصوص در فيلمهاي كميدي و طنز مورد تمسخر شديد قرار مي گيرد و هميشه در اين فيلمها اين نوع قشر خشونت طلب و عقب مانده از جامعه كنوني جلوه داده مي شوند كه اين روند از زمان دولت اصلاحات آغاز گرديد و تا امروز اين گونه فيلمها از كارگردانان متمايل به همان خط فكري ادامه دارد . فيلمهاي كه مباني سكولاريستي ، پلوراليستي و حتي اومانيستي در آنها حاكم مي باشند ، فيلمهايي كه ارزشهاي ديني ديگر در جامعه نبايد جايگاهي داشته باشد و اين فرهنگ غرب و تجمل گرايي هست كه جاي فرهنگ ديني را بايد بگيرد . تعداد اين دست فيلمها بسياري زياد مي باشند در همين دو سال گذشته بسياري از اين نوع فيلمها در زمان معاونت سينمايي آقاي جعفري جلوه به اوج خود رسيد كه ميتوان امري طبيعي دانست! اما متعجبم از آقاي جواد شمقدري كه نيروي ارزشي و ولايي مي باشد چگونه اجازه اكران و يا حداقل مجوز خانگي به اين نوع فيلمها مي دهد ؛ فيلمهايي همچون دمكراسي تو روز روشن كه شهادت طلبي و ارزشهاي جنگ در آن زير سوال مي رود ، فيلم تسويه حساب كه مبناي فمنيسمي دارد و يا فيلم پوپك و مش ماشا الله كه تقابل بین یك مرد میانسال مذهبي خیلی سنتی با یك دختر جوان در فضای غربي بزرگ شده، یعنی برخورد دو نوع تفكری كه به شدت مقابل یكدیگر قرار دارند، كه در نهايت تفكر ديني و سنتي مغلوب آداب غربي مي گردد و شكست مي خورد، را به تصوير مي كشد تا فيلم آل، افراطي ها ، وقتی همه خوابیم ، سلام بر عشق ، هر شب تنهایی و بسياري از فيلمهايي كه هر كدام با روش خاصي ، با ميعارهاي فرهنگ غربي ساخته مي شوند .
برگرديم به فيلم بعد از ظهر سگي سگي مصطفي كيايي بنده بدليل كوتاه بودن مقاله قصد ندارنم به دکوپاژ و ميزانسن اين فيلم بپردازم اميدوارم ديگر منتقدان زحمت اين كار را بكشند .
در اين فيلم بارها ديالوگ هايي غير اخلاقي مطرح ميشد يا در برخي از سكانسها نوع ديالگ ها بنحوي مطرح ميشود كه ذهن مخاطبين را به مسائل خصوصي زناشويي مي كشاند؛ اولين ديالوگي كه در اولين سكانس از اين فيلم مطرح مي گردد اشاره مي كنم :
صبح شده و فرشید در حال آماده شدن براي رفتن به بيرون است او در حال گذاشتن لقمه صبحانه در دهن خود مي باشد ... كه همسرش تكيه داده به ديوار و با حالت مات زده او را نگاه مي كند و ميگه : فرشيد واستا سر جات ؟ فرشيد رو به همسرش ميگه : حالت خوبه!؟
همسرش( سحر ) با عصبانيت: نه حالم خوب نيست ، از اين بدترم نميشه ، فرشيد تو واقعا خجالت نمي كشي ؟! فرشيد با تعجب ميگه: ، بابت چي !!؟
سحر : بابت ديشب تا صبح!!!؟
فرشيد : ميدونم اخه ...!!
سحر : آخه بي آخه ، فرشيد تو ميدوني ديشب چي فشاري بمن اومده بود !!!؟
فرشيد : ميدونم كه ديشب يكمي زياد روي كردم ...!؟
اينجاست كه صداي هو هو تماشاگران در مي آيد و عده اي اعتراض مي كند و عده اي هم بلند بلند مي خندند ، ( البته كارگردان با شگردهاي مثلا هنري در ادامه ، مسيري ديالوگ را عوض مي كنه تا بعدها اگر كسي به او اعتراض كرد بتواند با سفسطه معترضين را توجيه كند) اين در حالي هست كه در سكانسها بعدي هم چنين ديالگوهاي شبه انگيزي مطرح مي گردد . در سكانسي تصوير بردار همايش، رو به سخنران ميگه : در مياري يا در بيارم ، سخنران با تعجب ميگه بله ! تصوير بردار ادامه ميده ميكروفن رو ميگم ! كه بازهم صداي هو هو كردن تماشاگران را ميشنويم ... اينها مواردي هست كه در اين فيلم بارها تكرار مي شود مواردي كه در كوچه پس كوچه ها از زبان ارازل اوباش مي شنويم و در اين فيلم كارگردان از آ ن استفاده مي كند ديالگوهايي كه پيامهاي شبه انگيز غير اخلاقي را القاءمي كند و تماشاگران داخل سينما به آن واكنش اعتراضي نشان ميدهند، اينجاست كه مي توان به ذهن پريشان و بيمار فيلنامه نويس پي برد و يا شخصيت او را مورد بررسي قرار داد ، متاسفانه اينها نكاتي هستند كه در بسياري از فيلمها در حال رونق گرفتن مي باشند و معاونت محترم نظارت و ارزشيابي اين موارد را ميبيند اما هيچ گونه اقدامي صورت نمي گيرد. جا دارد از تهيه كننده اين فيلم تشكر نمايم بابت تلاشي كه براي آفيش كردن همه تجهيزات نيروي انتظامي انجام داده ! اين فيلم از تماميه امكانات نيروي انتظامي استفاده مي كند و بيشترين كم لطفي را در حق اين ارگان انجام ميدهد؛ برام عجيبه كه چرا يكبار معاونت اجتماعي ناجا به معاون سينمايي وزارت ارشاد اعتراض نمي كند بابت اينكه چرا بايد تماميه امكانات بيت المال اعم از خودرو پليس، تفنگ، لباس ، كلانتري ها ، بي سيم ، هلیکوپتر در اختيار فيلم ساز قرار داده شود وآن وقت فيلم كه توليد ميشود يك فيلم بي محتوا سخيف و بي ارزش باشد و يا اينكه در فيلم بعد از ظهر سگي سگي مصطفي كيايي كارگاه و پليس را كاركتري بي عرضه ، احمق ودست و پا چلفتي نشان دهد تا آنجا كه پليس هم به آن مي بالد . كنجكاوم توجيهات مصطفي كيايي را در اين مورد بشنوم .
با تمام این اوصاف چرخهای سینما باید بچرخد و آن دسته از اهالی این حرفه که فرصت و اجازه کار کردن دارند، باید با هر قيمتي كار كنند حتي پا گذاشتن بر روي ارزشها ،احساسات و اعتقادات قشرهاي مختلف . فیلمها باید تولید شوند و بدون تردید راهی برای جذب مخاطب یا صریحتر بگویم راهی برای فروش بیابند .
بر حال اين است روايت سينماي ايران .
از مسئولين سينماي خواهشمند است كمي با دقت توجه نمايند به روندي كه فيلمسازان در پييش گرفته اند.
مصطفي كيايي قصد دارد دو سناريو كه يكي از آن ها يك كمدي درباره جنگ به نام "بزن بريم بهشت" است و سناريو ديگرش «آقازاده ها» نام دارد كه يك كمدي سياسي- انتقادي است را بسازد و ميتوان از همين الان پيش بيني كرد كه پيام و محتواي فيلمهاي آينده اش چه ميباشد!
مصطفي براري
مدير وبلاگ
بخش نظرات
مرجانه رهنما
من واقعا برای شما متاسفم من نمیدونم شما چقدر صلاحیت دارید که فیلم نقد می کنید اما قطعا ارشاد که به این فیلم پروانه داده از شما صلاحیت بیشتری داشته. شما به جای اینکه به این نکات فیلم که انقدر بیخودی بزرگش کردید توجه کردید میتونستید به نکات کلیدی فیلم که بدبختی تمام جوانهای تحصیلکرده و خیابانهای پر از مزاحم و الاف و خیلی چیزهای دیگه توجه کنید برای شما آرزو میکنم ذهن درگیر و پریشانتان بهبود پیدا کند.
یکی از بینندگان این فیلم
پاسخ مدیر وبلاگ
با سلام خدمت خانوم مرجان رهنما
از اينكه لطف كرديد نظرتون را نوشتيد ازتون ممنونم . اول اينكه بنده صلاحيت نقد نوشتن رو دارم دليلش اينكه از انجا كه هنر رو خوب مي شناسم و مستند ساز هستم، هم سوادش رو دارم و هم متفاوترين نقدها رو مي نويسم تا جایی که بسياري از خبرگزاري ها از نقدهاي بنده استفاده مي كنند ميتونيد مراجعه بفرماييد . در ضمن تخصص خاصي درنوشتن نقدهاي فيلمهاي معناگرا و فلسفي هاليوودي دارم در واقع نوشتن نقد فيلمهاي سخيف و بي محتواي ايراني كاري نداره يعني هر كسي مي تونه در موردش نقد بنويسه - دوم اينكه عملكرد ارشاد امروز خودش زير سوال و از انجا كه بايد ارشاد اسلامي باشه بيشتر ارشاد غربي هست ... در موردش تو مطالب قبلي نوشته ام - سوم بنده هميشه سعي مي كنم به طرف ديگر فيلم ها نگاه كنم طرفي كه هيچ منتقدي بهش نمي پردازه . در ضمن از شما تقاضا مي كنم كه براي ذهن هاي درگير و پريشان فيلم سازان ما آرزو بهبود كنيد كه سعي كنند در آثارشان منفي گرايي ويا سياه نمايي را به پايان برسانند و اميد و راهكارهاي مناسب با در نظر گرفت معيارهاي اسلامي را پيش بگيرند ممنونم
نظر دیگر
توسط ايراني
خدمت جناب آقا یا خانم محترم مدیریت سایت عرض کنم که اینجانب از دیدن اعتماد به نفس بالای شما بسیار مشعوف شدم و همچنین تعجب هم کردم. این تخصص بالای شما در امر نقد چه در سینمای ایران و چه در سینمای هالیوود بسیار خوشحال کننده است... اینکه شما منتقد بسیار ورزیده و با اطلاعات به نوشتن نقد در وبلاگ روی آوردید برای روزنامه های سخیف این مرز و بوم جای بسی شرمندگی است... اما از انسان فرهیخته ای مانند شما بسیار بعید است که غلط فاحش املایی در نوشتار داشته باشید... لذا از شما منتقد با سواد و فرهیخته و بسیار چیزهای دیگر که فروتنی شما اجازه نداده تا آنها را به رخ خوانندگان خود بکشید خواهشمندم به جای استفاده از املای اشتباه خوشکانده از املای صحیح خشکانده استفاده کنید تا مبادا خوانندگان به سطح بالای سواد و معلومات شما شک کنند. چرا که داشتن منتقدی بین المللی در سطح شما بسیار جای شکر دارد... و در ضمن اگر امکان دارد چند نقد فلسفی از فیلمهای هالیوودی خود را برای مطالعه به خوانندگان معرفی کنید تا بلکه ما هم به سطح سواد شما برسیم... در ضمن سوالی برای این بنده کمترین پیش آمده که سایتها و وبلاگهای دیگر که همین مطلب را عنوان کرده اند از روی شما کپی کرده اند یا شما از روی آنها؟ گرچه نا گفته پیداست که شما از روی کسی یا مطلبی گرته برداری نخواهید کرد... سوال اینجانب را به نادانی من ببخشید...
پاسخ مدير وبلاگ
با سلام خدمت آقا يا خانوم ايراني
حقیر مصطفي براري هستم جهت اينكه بدانيد مدير وبلاگ مرد هست يا زن !
نكته اول ، از اينكه با حالت تمسخر! تذكر غلط املايي داديد ممنونم اما يه اشكالي پيش اومده بود كه مقصر نبودم ، من اون مطلب قبلي رو كه غلط املايي داشت رو در حال تنظيم بودم و قاعدتا بايد هم اشكالات دستوري ميداشت و هم غلط املايي، منظور اينكه در وهله اول كسي كه مطلبي مينويسه سعي ميكنه هرچيزي تو ذهنش هست رو تو كاغذ بياره حالا چه غلط باشه چه نباشه و در نهايت كه غلط املايي و دستوريش رو تنظيم و اصلاح ميكنه ، اين كار رو كردم يعني اون مطلبي كه شما خونديد مطلب اوليه اشكال دار بود كه اشتباهي ثبت شده بود . مطلب اصلاح شده رو ثبت كردم اما سيستم هنگ كرده و فكر مي كردم مطلب جديد به نمايش در آمده كه تازه الان متوجه شدم كه مطلب اوليه اشكال دار به نمايش در اومده اميدوارم که قبول كني دارم صادقانه میگم يعني دارم توجيه سفسطه اي نمي كنم .
نكته دوم ، حقیر در اكثر اوغات براي خبرگزاري جهان نيوز و نقد نيوز و رجا نيوز مطلب مينويسم براي اثباتش ميتونيد به همين نقدي كه نوشتم و از سوي دوستانم در خبرگزاري جهان نيوز به دلايل عجيب سانسور شده در قسمت فرهنگ و هنر با تيتر (شوخی های جنسی در یک فیلم سینمایی به بهانه رونق سینما!) و در رجا نيوز با تيتر (تمسخر قشر مذهبی در یک فیلم سینمایی به بهانه رونق سينما ) و در خبرگزاري نقد نيوز در قسمت یاداشت که نام و عكس حقیر هست با تيتر (تمسخر قشر مذهبی در سینمای ایران با نگاهی به فیلم بعد از ظهر سگی سگی ) مراجعه بفرماييد تا متوجه شويد كه از جايي كپي برداري نكرده ام ضمن اينكه بسياري از سايتها، وبلاگها و حتي خبرگزاري ها از اين نقد و نقدهاي ديگر بنده با نام خودشون كپي برداري كرده اند كه در ايران امري طبيعي به نظر مي آيد! شما اين تيترها رو تو گوگل سرچ بفرماييد تا بينيد كه چقدر ... سعي نميكنم همه مطالبي كه مينويسم رو در وبلاگم بذارم فقط برخي شان رو مي ذارم اين مطلب رو برا اين گذاشتم كه خبرگزاري ها اون رو سانسور كرده و مجبور بودم كه كاملش رو بذارم . يه نقدي برا خبرگزاري رجا نيوز نوشتم كه بعدها 68 سايت ازش استفاده كرداند ميتونيد اين تيتر رو تو گوگل سرچ بفرماييد (افشای روایت پنهان و مغرضانه فیلم "دموکراسی تو روز روشن" ) به نظراتي كه كاربران داده اند هم توجه بفرماييد فكر كنم منظورم رو بعدا متوجه ميشيد .
نكته سوم ، در جايي با تمسخر گفتيد كه نقد فيلمهاي هاليوودي رو كه نوشته ام رو به خوانندگان معرفي نمايم تا به سوادم پي ببرند . حقیر عضوي شواري مركزي موسسه اي هستم كه ماهانه همايش هاي متفاوتي در ارتباط با اهميت و كاركرد رسانه ، شناخت غرب و صهيونيزم ، نقد و بررسي سينماي هاليوود، آخرالزمان از نگاه اديان برگزار ميكنه . در اون همايشها و جلسات هفتگي در حد خودم مقاله هاي رو مينويسم و بصورت بورشور بين مخاطبين پخش ميشه يا به تشريح و نقد برخي از فيلمها شاخص هالييودي مي پردازم . كه فرصت نكرده ام آنها رو تنظيم و در وبم بگذارم البته خبرگزاري فارس و شبستان لطف كرده اند بصورت مصاحبه اي اون مطالب را در سايت خود آورده اند . اميدوارم موفق باشيد .
منتظر پاسخ شما هستم .
پاسخ ايزاني
خدمت جناب آقای! مدیریت سایت سلام عرض کردم!
منتقد گرانقدر و گرانمایه. بسیار مشعوف گشتم که شما را اینقدر انسانی وارسته و معروف دیدم... بسیار خوشحال شدم که شما نیز قربانی امر کپی برداری از محصولات فرهنگی شدید... من علاقه ای به جستجو در سایتهای مختلف جهت یافتن نقدهای کپی شده نیستم چراکه وقتی اصل مطلب را که شما فرمودید در اینجاست خواندم دیگر علاقه ای به خواندن دوباره و صد باره آن در سایتهای مشابه ندارم... منتقد عزیز... شما وقتی فرمودید فیلمهای فلسفی هالیوودی را نقد میکنید از شما توقع میرفت که چند مطلب، هرچند کوتاه در وبلاگ خود داشته باشید. ولی اینجانب تا جایی که حوصله ام اجازه داد هر چه وبلاگ شما را مطالعه کردم بیشتر به در و دیوار و شکل ساختمانها پرداخته بودید و نشانی از فیلمهای هالیوودی از چه جا فلسفی ندیدم... در ضمن از منتقد کارکشته ای مثل شما بعید است که پس از اینکه هرچه در ذهن داشتید روی کاغذ ریختید، آن را برای چاپ ارسال کنید... (منظور از کاغذ چه در روزنامه و چه در اینترنت برای ارسال مطلب است.) از تمامی این مسایل که بگذریم باز هم خواستم ایرادی به نوشته شما بگیرم... املای صحیح لغت بورشور به شکل بروشور است. چرا که امکان دارد خدای نکرده به شکل بور شور خوانده شود که خود شما از هرکس دیگری آگاه تر هستید که چقدر میتواند ضد ارزشهای دینی باشد و دیگران را به گناه وادار کند. لذا خواهشمند است از به گناه کشاندن جوانان این مرز و بوم خودداری کنید. البته با عرض شرمندگی! زیرا بیسوادی اینجانب اجازه نمیدهد که نقد دیگری بر نوشتار عمیق شما که اینهمه زحمت برای آن کشیده اید بنویسم... و از اینکه شما را منتظر پاسخ خود گذاشتم پوزش می طلبم.
در آخر تنها به نکته ای بسنده می کنم. منتقد گرامی وقتی شما از اینکه غلط املایی شما را گوشزد کنند تا این حد ناراحت می شوید و جوابی بلند بالا میدهید و منتظر پاسخ میمانید چگونه به خود اجازه میدهید که زحمت گروهی متشکل از چند ده نفر را که با مشقت فراوان فیلمی تولید کرده اند که از نظر اینجانب جای چنین فیلمهایی در سینمای ما خالیست را زیر سوال ببرید؟ از نظر من بهترین تعریف را از چنین نقدهایی کارگردان هالیوودی مل بروکس در فیلم تاریخ جهان قسمت اول ارایه کرده است... امیدوارم این فیلم را ببینید و لذت ببرید.
پاسخ مدير وبلاگ
من هم خدمت آقا يا خانوم ايراني ! سلام عرض ميكنم البته من خودم رو معرفي كردم اما هنوز متوجه نشده ام كه طرف مقابلم كه شما هستيد مرد هست يا زن و يا ...
از اينكه با ادبيات تمسخر آميز پاسخ من رو ميديد خيلي برداشت ميشه كرد و يا اينكه با عناوين مختلف بنده را خطاب ميكنيد ...
در مورد ناراحتي گفتيد كه جالب بدانيد اصلا ناراحت نشدم شما بهم تذكر غلط املاي داديد و با شجاعت تذكري را كه داديد رو تو وبم به نمايش گذاشتم پس مشخصه كه ...!
از نوع نگارش شما مشخصه كه منظور بنده را متوجه نشده ايد و يا شايد شده ايد اما هدف ديگري داريد! پيشنهاد ميكنم چند بار پاسخي قبلي كه به شما دادم را بخونيد تا شايد ابهاماتي كه در 10 بند اوليه پاسخ شما هست روشن شه !
اشكال شما را در غلط املايي پاسخ دومم تا حدودي وارد ميدانم ممكن است براي هر نويسنده اي اتفاق بيافتد حتي شما ( يه نگاه با نوشته هاي اولي و دومي بندازيد مي بينيد چند غلط املايي داريد! )
در مورد 6 بند آخر پاسخ تان جواب بلندي دارم مخصوصا آنجا كه مي فرماييد (چگونه به خود اجازه میدهید که زحمت گروهی متشکل از چند ده نفر را که با مشقت فراوان فیلمی تولید کرده اند که از نظر اینجانب جای چنین فیلمهایی در سینمای ما خالیست را زیر سوال ببرید؟ ) اما از انجا كه متوجه شدم جنس مخاطب من كه شما باشيد چه كسي با چه تفكراتي ميتونه باشه لازم ميدونم كه سكوت كنم ... !
موفق پيروز باشيد .
در این وبلاگ نقد و بررسی سینمای آمریکا ، آخرالزمان از نگاه غرب و اسلام ، اهمیت و کارکرد رسانه ، نقد و تحلیل عرفان ها نوظهور ، شناخت ماهیت صهیونیزم بین الملل ، فراماسونری و مسایل و اتفاقات روز جهان بررسی می شود .