گابلر در فصل اول، از «آدولف زوكر» موسس كمپاني عظيم «پارامونت» شروع ميكند و در مورد او چنين مينويسد: «آدولف زوكر از دو چيز متنفر بود؛ اوليش باختن (در قمار) كه ميزانش هم مهم نبود... دومين چيزي كه زوكر از آن تنفر داشت دروغ شنيدن بود. يك بار كارمند جدبد بخش فروش شركت را به يكي از بازيهاي معروف بريجش (نوعي قمار) دعوت كرد. كارمند قبلاً گفته بود كه در ورقبازي ماهر است، اما تا بازي شروع شد زوكر فهميد او بلوف زده است تا محبوب شود... دست سوم كه تمام شد، پدرم دستهي كارتها را برداشت، انداخت زمين و گفت كسي رو كه اعتراف ميكنه كه نميدونه، ميتونم تحمل كنم. تو گفتي بريجباز هستي، ولي هيچي ازش نميدوني. شبمون رو خراب كردي. اينو نميتونم تحمل كنم. تا جايي كه به من مربوط ميشه، ميتوني همين حالا بري. مرد وسايلش را برداشت و رفت.»
بياعتقادي «زوكر» به مذهب و خداي يهود، علاقهي شديد او به قمار، روحيهي به شدت خشن و ترسناكش در كار و امثال آن از ديگر توصيفاتي است كه گابلر در مورد «آدولف زوكر» به كار ميبرد. در كنار اينها، حقايق جالبي در مورد چگونگي رونق گرفتن سينما در آمريكا و حربههايي كه اين يهوديان در سالنهاي نمايش فيلم براي جذب مخاطب ميانديشيدند (از جمله ايجاد بارهايي براي عياشي)، در اين كتاب به چشم ميخورد. مثلاً به نقل از خود «زوكر» چنين آمده است: «من دخترهايي را پيدا ميكنم كه خوب برقصند و نويسندههايي كه براي هنرپيشههاي من و ديگران لطيفههاي خوب بنويسند.»
«كارل ليملي» (موسس كمپاني يونيورسال)، «لويس.بي.مير» (موسس مترو گلدوين مهير) «برادران وارنر» (جك، سم، هري و آلبرت وارنر موسسان كمپاني عظيم برادران وارنر) و «هري كان» (موسس كمپاني كلمبيا) از ديگر غولهاي هاليوودي هستند كه در اين كتاب مفصل به زندگي آنها پرداخته شده است. مثلاً در مورد برادران وارنر چنين آمده است: «جك و هري وارنر، پايههاي استوديوي برادران وارنر، از هم متنفر بودند. يك بار هري، لولهي سربي به دست، توي محوطهي استوديو دويد دنبال جك. فرياد ميزد ميخواهد او را بكشد. كار به جايي رسيد كه ديگران با زور جلوي او را گرفتند و لوله را از دستش درآوردند تا تهديدش را عملي نكند.»
«نيل گابلر» در مورد «هري كان» موسس كمپاني كلمبيا هم چنين نقل ميكند: «هري كان «كلمبيا» را مثل دولت پليسي خصوصي اداره ميكرد؛ سختگير، ترسناك، بيرحم، و پردل و جرأت. به شكلي تحملناپذير خشن، بدزبان و دمدمي. ماشين خشك مغزي كه كنترل مالي و فيزيكي همهي امپراتوري خود ساختهاش را در دست داشت. ميگفتند اگر در غذاخوري خصوصيش در استوديو دربارهي موضوع ممنوعهاي مثل مرگ يا بيماري حرف بزني، اخراجت ميكند و ميروي توي فهرست سياه. ميگفتند در همهي لوكيشنها دستگاه شنود كار گذاشته و ميتواند حرفهاي سر صحنه را بنشود و اگر چيزي به گوشش برسد كه ناراحتش كند، توي بلندگو فرياد ميزند.»
رابطهي ارباب و بردهوار بازيگران و حتي كارگردانان با مالكان استوديوها، رقابت عجيب و غريب اين غولهاي يهودي با هم و مرگ مشكوك بعضي از آنها، ماجراي اعتراض برخي از اخلاقمدارها به محتواي غيراخلاقي فيلمهاي اين يهوديان و چگونگي دور زدن قانون سانسور توسط اين سرمايهداران هاليوودي از ديگر بخشهاي جذاب اين كتاب است.
جالب آنكه اين كتاب جوايز زيادي را هم در خود امريكا دريافت كرده است. از جمله جايزهي كتاب لسآنجلس تايمز در زمينهي تاريخ و جايزهي انجمن تئاتر كتابخانه به عنوان بهترين كتاب. «امپراتوري هاليوود» همچنين در نمايشگاه عمومي سينما در امريكا -يكي از بخشهاي ويژهي آكادمي اسكار- به عنوان يكي از صد كتاب برجسته دربارهي صنعت فيلم آمريكا انتخاب شده است.
«امپراتوري هاليوود» به قلم «نيل گابلر»با مقدمهاي از دكتر «مجيد شاه حسيني» و ترجمه شده توسط «الهام شوشتري زاده» با قيمت 10000 تومان از سوي نشر «عابد» روانهي بازار شده است. علاقهمندان به مباحث سينمايي ميتوانند براي تهيهي اين كتاب با شمارههاي 66567627-66567626 (نشر عابد) تماس بگيرند.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 5:16 توسط مرتضی
|
در این وبلاگ نقد و بررسی سینمای آمریکا ، آخرالزمان از نگاه غرب و اسلام ، اهمیت و کارکرد رسانه ، نقد و تحلیل عرفان ها نوظهور ، شناخت ماهیت صهیونیزم بین الملل ، فراماسونری و مسایل و اتفاقات روز جهان بررسی می شود .